گنجور

 
رفیق اصفهانی

در نیکوئی آفت جهان شد

نیکوتر از این نمی توان شد

آن عارض چون هلال شد بدر

آن قدر چو نارون روان شد

هم فتنهٔ خاص گشت و هم عام

هم آفت پیر و هم جوان شد

سرحلقه ی مهوشان شیراز

سر خیل بتان اصفهان شد

چشمش بکرشمه قصد دل کرد

ابروش به عشوه خصم جان شد

در حسن و کمال شد فسانه

در غنج و دلال داستان شد

گفتم که شود بلای جان ها

بالا چو کشید آن چنان شد

شد فته زمان زمان به خوبی

تا فتنه ی آخرالزمان شد

عشقی که رفیق پیش از این داشت

صد مرتبه بیشتر از آن شد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
عین‌القضات همدانی

چون دید عیان جمال محبوب

از حد مکان به لامکان شد

قصه چه کنم وجود پاکش

زین مرتبه برگذشت و آن شد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عین‌القضات همدانی
حکیم نزاری

هر دل که مقیم لامکان شد

در عالم امر قهرمان شد

فارغ ز قبول کفر و دین گشت

بیرون زحدود جسم و جان شد

او نیست ولی به حکم وحدت

[...]

امیرخسرو دهلوی

آن دوست که بود خصم جان شد

آن صبر که داشتم نهان شد

ما خود به حصور مرده بودیم

خاصه که فراق در میان شد

افسوس که شادیی ندیدم

[...]

نسیمی

خورشید جمال ما عیان شد

زان، ظلمت شرک و شک نهان شد

انوار تجلیات حسنش

بر ذره فتاد و ذره جان شد

بر جسم رمیم چون نظر کرد

[...]

طغرای مشهدی

عمرم همه صرف گلرخان شد

من پیر شدم، هوس جوان شد

ایام بهار این گلستان

از سستی طالعم خزان شد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه