گفتم آن لعل لب از شیره جان ساختهاند
گفت نه جان تو شیرینتر از آن ساختهاند
هست هر عضو تو از عضو دگر شیرینتر
مگر اعضای تو از شیرهٔ جان ساختهاند
نالد از درد به تن هر رگ من پنداری
بند بندم چو نی از بهر فغان ساختهاند
به هوای گل رخسار تو چون ابر مراد
از سر هر مژه خونابه روان ساختهاند
راز عشقی که نهان داشتم از خلق رفیق
اشک گلگون و رخ زرد عیان ساختهاند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیف زیبایی از یک معشوق است که با رویی چون ماه میدرخشد. شاعر از معشوق خود به عنوان "ماه لقا" یاد میکند و در عین دور بودن از او، در دل احساس نزدیکی و مقامش را درک میکند. معشوق به قد بلندی چون سرو تشبیه شده و دل شاعر به خاطر وصال او به شدت مشتاق و سوزان است. در پایان، شاعر به این نکته اشاره میکند که میتوان از حال رفیق و معشوق با توجه به شعله سوزان عشقش باخبر شد.
هوش مصنوعی: گفتم آن لبهای زیبا از جان من ساخته شدهاند، او پاسخ داد که نه، جان تو از آن هم شیرینتر است.
هوش مصنوعی: هر یک از اعضای بدن تو از دیگری شیرینتر و دلنشینتر است، مگر اینکه اعضای بدنت از جوهر و essence وجود تو ساخته شده باشد.
هوش مصنوعی: دردی که در وجودم وجود دارد، به گونهای است که هر رگی از بدنم فریاد میزند. مثل نی که برای ناله و فریاد ساخته شده، من نیز به خاطر این درد، به شدت ناله میزنم.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چهرهات، مانند ابر که به باران میبارد، اشک از چشمانم سرازیر شده است.
هوش مصنوعی: راز عشق و احساساتی که در دل پنهان داشتم، اکنون از طریق اشکهای سرخ و چهره زردم به وضوح برای دیگران آشکار شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا مرا واله آن سرو روان ساخته اند
مهر او را وطن اندر دل و جان ساخته اند
حقه لعل تو از جوهر جان ساختهاند
کام هر خسته در آن حقه نهان ساختهاند
هر لطافت که نهان بود پس پرده غیب
همه در صورت خوب تو عیان ساختهاند
هر چه بر صفحه اندیشه کشد کلک خیال
[...]
عارضت هست بهشتی، که عیان ساخته اند
قامتت آب حیاتی، که روان ساخته اند
این چه گلزار جمالست، که بر قامت تو
از سمن عارض و از غنچه دهان ساخته اند؟
لبت، آیا چه شکر ریخت که گفتار ترا
[...]
در لب یار نهان عیش جهان ساخته اند
باغ را در گره غنچه نهان ساخته اند
نیست چون آینه حیرانی ما امروزی
از ازل دیده ما را نگران ساخته اند
نکته هایی که نهان بود در آن نقطه خال
[...]
لب شیرین تو شیرینتر از آن ساختهاند
که توان گفتنش از شیره جان ساختهاند
کردهاند از غمت آنان جگرم خون ایگل
که ترا لاله رخ و غنچه دهان ساختهاند
نتوانم که کنم قطع نظر از دو لبت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.