ما را چو تو نیست یار دیگر
یار تو چو من هزار دیگر
جز کویت و جز سگت نداریم
یار دگر و دیار دیگر
تا بگذری از رهی بسویم
هر دم من و رهگذار دیگر
صد بارم اگر چو سگ برانی
آیم به در تو بار دیگر
ور از بر من کناره گیری
آیم برت از کنار دیگر
مثل تو به روزگار من نیست
گو باش به روزگار دیگر
آن چشم شکار پیشه گیرد
هر چشم زدن شکار دیگر
جز روی و خطت رفیق را نیست
باغ دگر و بهار دیگر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و ویژگیهای ظاهری و باطنی فردی خاص است که به "پسر" اشاره میکند. شاعر به زیبایی مو، چهره و نشانههای منحصر به فرد او میپردازد و از قابلیتی که او در خواب دیگران ایجاد میکند، صحبت میکند. در عین حال، نکاتی مانند بیگناهی و معضلات انسانی نیز مطرح میشود. شاعر به روابط فرد با دیگران، از جمله رقبا و دوستان، تأکید دارد و از او میخواهد که در این دنیا با احتیاط رفتار کند. در کل، شعر ترکیبی از زیبایی، معصومیت و پیچیدگیهای روابط انسانی را بازتاب میدهد.
هوش مصنوعی: هیچ دوستی مانند تو برای ما نیست، و دوستان تو هزاران نفر هستند که مثل من نیستند.
هوش مصنوعی: ما جز تو و سگت کسی را نداریم و دیاری دیگر هم نمیشناسیم.
هوش مصنوعی: هر بار که تو از راهی به سوی من میرسی، من و دیگر رهگذران در کنار تو هستیم.
هوش مصنوعی: اگر هزار بار هم مرا مثل یک سگ طرد کنی، باز هم بار دیگر به در خانهات خواهم آمد.
هوش مصنوعی: اگر از من دوری کنی، من از سمت دیگری به سمت تو خواهم آمد.
هوش مصنوعی: تو مانند من از زمانهی کنونی خبری نداری، بهتر است در زمانهی دیگری زندگی کنی.
هوش مصنوعی: هر لحظه که به دقت نگاه میکنی، میتوانی شاهد شکار جدیدی باشی.
هوش مصنوعی: جز زیبایی و خطوط چهرهات، هیچ باغ و بهار دیگری وجود ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.