ای کرده جوانی تو پیرم
مپسند که از غمت بمیرم
گر کار به جان رسد دل از جان
برگیرم و از تو برنگیرم
تا طور تو گشت دلپسندم
تا طرز تو گشت دلپذیرم
جز ذکر تو نیست بر زبانم
جز فکر تو نیست در ضمیرم
هر روز ز جان و هر شب از دل
بی روی تو ای مه منیرم
تا کی به ملک رسد خروشم
تا کی به فلک رسد نفیرم
ابروی تو می کشد به تیغم
مژگان تو می زند به تیرم
گوید کشمت به تیغ اما
ترسم بکشد رفیق دیرم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از روزهای خوشی یاد میکند که در کنار محبوبش داشته و از احساس شادی و آرامش در آن دوران سخن میگوید. او از نبود غم و اضطراب در آن زمانها لذت میبرد و به خاطر نزدیکیاش با یار، حتی به نزد سگان کوی او هم اعتبار حس میکند. با وجود اینکه هرگز محبت واقعی یار را درک نکرده، ولی به یاد آن روزهای خوب و آرامشبخش، خاطرات شیرینی دارد و به دوست خود دلبسته است. در نهایت، شاعر به زیبایی دیار و یاری که در آن روزگار داشت، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ای جوانی، نگذار که احساس پیری در من شکل بگیرد، چرا که از غم تو جانم به لب میرسد.
هوش مصنوعی: اگر کار به جایی برسد که جانم در خطر باشد، دل را از جانم جدا میکنم، اما هرگز تو را فراموش نخواهم کرد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی تو دلنشین است، من هم خوشایند و دلپذیر میشوم.
هوش مصنوعی: جز یاد تو چیزی بر زبانم نیست و جز اندیشه تو در دل من وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هر روز از جانم و هر شب از دل، بیتو که روشنیدهندهام هستی.
هوش مصنوعی: چقدر دیگر صبر کنم تا صدایم به گوش دیگران برسد و تا کی فریاد من در آسمان ها طنینانداز خواهد شد؟
هوش مصنوعی: ابروهای تو به گونهای است که گویی شمشیری به سمت من میکشد و مژگان تو مانند تیرهایی هستند که به قلبم میزنند.
هوش مصنوعی: میگوید که تو را با شمشیر بزنم، اما از این میترسم که دوستم که سالها با او بودهام، او را هم به خطر بندازم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شک نیست در اینکه من اسیرم
کز لطف زیم، ز قهر میرم
زنهار مرا مگو که پیرم
پیری و فنا کجا پذیرم
من ماهی چشمه حیاتم
من غرقه بحر شهد و شیرم
جز از لب لعل جان ننوشم
[...]
گر من ز محبتت بمیرم
دامن به قیامتت بگیرم
از دنیی و آخرت گزیر است
وز صحبت دوست ناگزیرم
ای مرهم ریش دردمندان
[...]
در خواب، چو دامن تو گیرم
بیدار شوم، ولی بمیرم
صد بار ز مهرت ار بمیرم
یک ذره دل از تو بر نگیرم
از شهرم اگر برون کنی سهل
بیرون مگذار از ضمیرم
از من نسزد شکایت تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.