گنجور

 
رفیق اصفهانی

با من آن نامهربان مه مهربان خواهد شدن

مهربان با من به رغم آسمان خواهد شدن

فارغ و آسوده خواهد شد دل و جانم ز غم

آنکه بود آشوب دل آرام جان خواهد شدن

از جفای او دل اغیار خواهد شد غمین

وز وفای او دل من شادمان خواهد شدن

در حق آنان که آن بدخوی نیکوروی را

بدگمان کردند با من بدگمان خواهد شدن

یار خواهد شد به من یا خصم خواهد شد به غیر

عاقبت یا این چنین یا آنچنان خواهد شدن

کوری چشم رقیبان باز در کویش رفیق

خواهد آمد وز سگان آستان خواهد شدن