گنجور

 
رفیق اصفهانی

از عشق تو در ملالتم کاش

این راز نهان نمی شدی فاش

با غیر جفا و صلح تا چند

با من تا کی ستیز و پرخاش

تا چشم بدان نبیندت روی

از دیده مردمان نهان باش

خجلت نکشید چون ز رویت

نقش تو چو می کشید نقاش؟

مشکل که به سر برند باهم

او محتشم و رفیق، اوباش

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عراقی

در بزم قلندران قلاش

بنشین و شراب نوش و خوش باش

تا ذوق می و خمار یابی

باید که شوی تو نیز قلاش

در صومعه چند خود پرستی؟

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از عراقی
مولانا

ای خواجه تو عاقلانه می‌باش

چون بی‌خبری ز شور اوباش

آن چهره که رشک فخر فقرست

با ناخن زشت خویش مخراش

آن بت به خیال درنگنجد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مولانا
ناصر بخارایی

ما رند و سبوکشیم و قلاش

بگرفته به سر سبوی می فاش

آشفتهٔ ساقیان سرمست

دیوانهٔ شاهدان جماش

در نقش بتان نشان توان یافت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه