گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
سحاب اصفهانی
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «آنرا که درد عشق تو ره یافت در مزاج» مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ج» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
ث
ج
ح
خ
د
ذ
ر
ز
س
ش
ص
ض
ط
ظ
ع
غ
ف
ق
ک
ل
م
ن
و
ه
ی

شمارهٔ ۱: زهی طغرای نام نامیت عنوان دیوان‌ها

شمارهٔ ۲: ای ذات تو افتخار دنیا

شمارهٔ ۳: تا سازم آشنایت نا آشنا نگارا

شمارهٔ ۴: از دست دادخواه اگراینست آه ما

شمارهٔ ۵: یاد بی تابی روز وصل یار آمد مرا

شمارهٔ ۶: شعله ور چون برق خواهم بی تو آه خویش را

شمارهٔ ۷: ننالد دل که ترسد بشنود هر کس فغانش را

شمارهٔ ۸: دلی دارم به امید و وصالش شاد ازین شب‌ها

شمارهٔ ۹: سر کویی که هرگز ره ندارد پادشاه آنجا

شمارهٔ ۱۰: نصیبم باد یا رب وصل او دور از رقیب اما

شمارهٔ ۱۱: چون جرم گنه وفاست ما را

شمارهٔ ۱۲: دانی که شوخ خوش سخن خوش کلام ما

شمارهٔ ۱۳: دلم ز سینه برون رفت و جان بود تنها

شمارهٔ ۱۴: دانی که چه کردیم متاع دل و دین را؟

شمارهٔ ۱۵: دانی چه اثر داشت دعای سحر ما؟

شمارهٔ ۱۶: بگشای پای ما که کمند وفای تو

شمارهٔ ۱۷: عقده ای از کار ما نگشود لعل یار ما

شمارهٔ ۱۸: مانند من سگی سر کوی حبیب را

شمارهٔ ۱۹: در کویش ای رقیب همین درد بس مرا

شمارهٔ ۲۰: کاش آنکه بر آمیخت به مهرش گل ما را

شمارهٔ ۲۱: ره به این ضعف ار به کوی یار می باید مرا

شمارهٔ ۲۲: افزود جفای بت بیدادگرم را

شمارهٔ ۲۳: گر به دل صد بار گویم قصه ی جانانه را

شمارهٔ ۲۴: به قصد صید دیگر ریخت خون صید دل ما را

شمارهٔ ۲۵: ماند آخر حسرت دیدار او در دل مرا

شمارهٔ ۲۶: گر سر انکار قتل چون منی دارد زننگ

شمارهٔ ۲۷: گر نخواهم که به فرمان دل آرم جان را

شمارهٔ ۲۸: صحبت اغیار داد ره به دلش کینه را

شمارهٔ ۲۹: تا این دل دیوانه بود عاقلهٔ ما

شمارهٔ ۳۰: ساقیا تا کی غم دوران گدازد تن مرا؟

شمارهٔ ۳۱: سوزد هزار شمع به بیت الحزن مرا

شمارهٔ ۳۲: گردون مباد آن که بیایی به خواب ما

شمارهٔ ۳۳: چه منتی پر و بال شکسته بر سر ما

شمارهٔ ۳۴: رقیب یافته در کوی یار بار امشب

شمارهٔ ۳۵: کرده روی خود به خون دل خضاب

شمارهٔ ۳۶: یا مرگ یا وصال ای کاش عنقریب

شمارهٔ ۳۷: روز و شب می نالم از بخت بد و چشم پر آب

شمارهٔ ۳۸: بختم به خواب کرد ز وصل تو کامیاب

شمارهٔ ۳۹: کامم اگر طلب کنی یک رهم از وفا طلب

شمارهٔ ۴۰: از آب و اشک ای لبت از خوی می در آب

شمارهٔ ۴۱: گر خرد سنجد مه روی تو را با آفتاب

شمارهٔ ۴۲: روز آن را که سیه گشت ز چشم سیهت

شمارهٔ ۴۳: ز خشم و جنگ تو جان بس ملول و دلتنگ است

شمارهٔ ۴۴: در خواب هم ز وصل تو کس کامیاب نیست

شمارهٔ ۴۵: گویند که در شرع نبی باده حرام است

شمارهٔ ۴۶: تا به کی باشد به بزم غیر یا در کوی دوست

شمارهٔ ۴۷: از زلف و رخت روز و شبم تیره و تار است

شمارهٔ ۴۸: در ره عشق اختیار از دست رفت

شمارهٔ ۴۹: چون یوسف من گر به نکوئی پسری داشت

شمارهٔ ۵۰: بسکه در عهدت به ما بیداد رفت

شمارهٔ ۵۱: چه عجب گر دلم از عشق تو در تاب و تبست؟

شمارهٔ ۵۲: به بزم ای زاهد اینک می سبیل است

شمارهٔ ۵۳: ندارد تحفه ی جان گر حقارت

شمارهٔ ۵۴: مرا طاقت پرو غم اندکی نیست

شمارهٔ ۵۵: دو عقیقت دو چشمه ی نوش است

شمارهٔ ۵۶: اگر این روزگار و این زمانه است

شمارهٔ ۵۷: در حریم وصل تو از رشک کارم مشکل است

شمارهٔ ۵۸: چون خیال او زجان مهجور نیست

شمارهٔ ۵۹: فغان زاغ درین باغ با هزار یکی است

شمارهٔ ۶۰: سویش ره آمد شد هر بوالهوسی نیست

شمارهٔ ۶۱: به کوی یار مرا جور آسمان نگذاشت

شمارهٔ ۶۲: آنکه بی غم نه یک زمان دل ماست

شمارهٔ ۶۳: مدار امید وفا از دلی که کین دانست

شمارهٔ ۶۴: مدعی بی تو در بلای من است

شمارهٔ ۶۵: جز دام توام شکر که جای دگری نیست

شمارهٔ ۶۶: تا زهر صید نه در دام تو غوغایی هست

شمارهٔ ۶۷: نه همین کوی تو از لوث رقیبان پاک نیست

شمارهٔ ۶۸: با آنکه هیچ میل کسی در دل تو نیست

شمارهٔ ۶۹: خوش آنکه چشم تو گاهی بمن نگاهی داشت

شمارهٔ ۷۰: گفتی دل از قفای نکویان کدام رفت

شمارهٔ ۷۱: آن چه شمعی است فروزنده رخ یار من است

شمارهٔ ۷۲: تا صحبت یار دلنواز است

شمارهٔ ۷۳: بگذشت زجان هر کس و از آن سر کو رفت

شمارهٔ ۷۴: زاهل امتحان کس در میان نیست

شمارهٔ ۷۵: پایان شب هجر تو خواهم پی حاجات

شمارهٔ ۷۶: چو حاصل است ترا وصل یار حور سرشت

شمارهٔ ۷۷: بر سر رحم آسمان و یار به کین است

شمارهٔ ۷۸: داد چو بر زلف سمن سا شکست

شمارهٔ ۷۹: با غیر ز می پر است جامت

شمارهٔ ۸۰: در دلم خار غم خلیده ی اوست

شمارهٔ ۸۱: گرنه یک گل چون گل روی تو در گلزار نیست

شمارهٔ ۸۲: روشن از شعله ی دل عارض جانانه ی ماست

شمارهٔ ۸۳: یاری مخواه از آن که به ما سازگار نیست

شمارهٔ ۸۴: بدامگاه غمت دل فتاده و شاد است

شمارهٔ ۸۵: امشب آن شمع شب‌افروز به کاشانهٔ کیست

شمارهٔ ۸۶: خوش دولتی است وصل تو نعمت حیات

شمارهٔ ۸۷: درین زمانه به هر گوشه بی زبانی هست

شمارهٔ ۸۸: جان کیست ندانم که در این شهر برایت

شمارهٔ ۸۹: چسان سراغ تو گیرم ز خلق من که برایت

شمارهٔ ۹۰: ز جور یار و گردون دل غمین است

شمارهٔ ۹۱: در بساط عاشقی از عشق غیر از نام نیست

شمارهٔ ۹۲: اشک من مانع آه سحری نیست که نیست

شمارهٔ ۹۳: آنرا که زهجر دردناک است

شمارهٔ ۹۴: همین نه غیر رخ یار دید و هیچ نگفت

شمارهٔ ۹۵: حکایت لب شیرین عبارتت به عبارت

شمارهٔ ۹۶: آن دل آرام که دل آینه دار رخ اوست

شمارهٔ ۹۷: عشق جانان را به جز ویرانه ی دل خانه نیست

شمارهٔ ۹۸: خطا نکرده بود روزم از تو تار عبث

شمارهٔ ۹۹: به غیر مرگ که دور از توام به آن محتاج

شمارهٔ ۱۰۰: آنرا که درد عشق تو ره یافت در مزاج

شمارهٔ ۱۰۱: هر که را در کیش او نهی است راح

شمارهٔ ۱۰۲: ز صاف راح بکش هر صباح جام صبوح

شمارهٔ ۱۰۳: ز شیخ ما چه شماری هزار فعل قبیح؟

شمارهٔ ۱۰۴: پوشد اگر نهان نه کنی در نقاب رخ

شمارهٔ ۱۰۵: فغان که زاغ به گلشن زبسکه شد گستاخ

شمارهٔ ۱۰۶: عشقت ز هر چه جز تو فراموشی آورد

شمارهٔ ۱۰۷: نگیرد تا دلت در دل دری چند

شمارهٔ ۱۰۸: هر گل که پس از مردنم از خاک بر آمد

شمارهٔ ۱۰۹: اگر کام من سال و ماهی برآید

شمارهٔ ۱۱۰: با چشم تر هر جا روم کآن سرو بالا بگذرد

شمارهٔ ۱۱۱: گر یار بحالم نظری داشته باشد

شمارهٔ ۱۱۲: میل رفتن گر از آن گوشه ی بامم باشد

شمارهٔ ۱۱۳: دل که او بیخبر از روز سیاهش باشد

شمارهٔ ۱۱۴: گفتی دل نا شاد تو را شاد توان کرد

شمارهٔ ۱۱۵: زروی لطف اگر یار در کنار نشیند

شمارهٔ ۱۱۶: ساقی بیار باده که ایام دی رسید

شمارهٔ ۱۱۷: هر آن خصمی که با من آسمان کرد

شمارهٔ ۱۱۸: که با آن شاه خوبان شمه‌ای از حال من گوید

شمارهٔ ۱۱۹: نیند طالب می عاشقان که خوردستند

شمارهٔ ۱۲۰: آن شوخ را ز دوستیم تا خبر نبود

شمارهٔ ۱۲۱: هر زمان دامن به خون بی‌گناهی تر کند

شمارهٔ ۱۲۲: دل از باد صبا ز احوال دلبر چون خبر گیرد

شمارهٔ ۱۲۳: دم مرگ است و بازم دل بود در فکر یار خود

شمارهٔ ۱۲۴: با من فلک هزار جفا هر زمان کند

شمارهٔ ۱۲۵: نثارت جان کنم گر زر نباشد

شمارهٔ ۱۲۶: چو زلف بر مه رویش نقاب می‌گردد

شمارهٔ ۱۲۷: سکندر آگهیش گرز لعل جانان بود

شمارهٔ ۱۲۸: تا زحال دل من دلبر من غافل بود

شمارهٔ ۱۲۹: چون من هر کس که از جان سیر باشد

شمارهٔ ۱۳۰: دل اگر از غم او کار مرا مشکل کرد

شمارهٔ ۱۳۱: هر کجا کو به چنین خط و چنان خال رود

شمارهٔ ۱۳۲: امیدواری من در جهان وصال تو باشد

شمارهٔ ۱۳۳: دانی که از کیم می وصلت به جام بود

شمارهٔ ۱۳۴: کدام تیر بلا ترکش زمانه ندارد

شمارهٔ ۱۳۵: اگر وقت سحر در ناله ی هر کس اثر باشد

شمارهٔ ۱۳۶: کو طاقت دیدار گرفتم که تواند

شمارهٔ ۱۳۷: با دل آگه شدم آن شوخ ستمکاره چه کرد

شمارهٔ ۱۳۸: بی بند کجا پای دل من بگذارد

شمارهٔ ۱۳۹: بستیم لب از شکوه ی پیمان گسلی چند

شمارهٔ ۱۴۰: هیچگه با من محنت زده بیداد نکرد

شمارهٔ ۱۴۱: لب لعلت چو میل باده کند

شمارهٔ ۱۴۲: از من به حذر یار هوسناک نباشد

شمارهٔ ۱۴۳: هر جا که غمی بر دل غمگین من آمد

شمارهٔ ۱۴۴: خواهم که کسم با خبر از راز نباشد

شمارهٔ ۱۴۵: دل بود چو دور از در خویشم به جفا کرد

شمارهٔ ۱۴۶: یکی است بیتو گرم زهر در گلو ریزند

شمارهٔ ۱۴۷: ز روی پردگی ما چو پرده بر گیرند

شمارهٔ ۱۴۸: دل کز اینگونه ز هجران تو خون خواهد شد

شمارهٔ ۱۴۹: ما و رقیب را دل نا شاد و شاد داد

شمارهٔ ۱۵۰: اگر زین پیش بردستم دلی بود

شمارهٔ ۱۵۱: مرغ دل با زلف او آرام نتواست کرد

شمارهٔ ۱۵۲: مرا مشکل گشا تا دل نباشد

شمارهٔ ۱۵۳: سوی این زهد فروشان بگذر باری چند

شمارهٔ ۱۵۴: بلای دل کز آن بالا بصد غم مبتلا باشد

شمارهٔ ۱۵۵: ز آب چشم ماست کز دنبال محمل می‌رود؟

شمارهٔ ۱۵۶: نتوان شنید وصف رخش را و جان نداد

شمارهٔ ۱۵۷: دانی چه بود عمر گران مایه دمی چند

شمارهٔ ۱۵۸: اسیر زلف تو فارغ ز هر گزند شود

شمارهٔ ۱۵۹: عنان او چو گرفتم دل از فغان افتاد

شمارهٔ ۱۶۰: اسرار عاشقی ز دلی آشکار شد

شمارهٔ ۱۶۱: این نه خط است که آرایش حسن تو فزود

شمارهٔ ۱۶۲: زین الم در دم مرگم المی بیش نباشد

شمارهٔ ۱۶۳: خسروا صحن فلک ساحت میدان تو باد

شمارهٔ ۱۶۴: نه من هر آن که ز ابنای انس جان دارد

شمارهٔ ۱۶۵: بازم از وصلش به جسم ناتوان جان کی رسد

شمارهٔ ۱۶۶: هر غم که جدا از دل غمگین من آمد

شمارهٔ ۱۶۷: کی ز امتداد روز قیامت حذر کند

شمارهٔ ۱۶۸: تو آن نئی که کسی از غمت هلاک شود

شمارهٔ ۱۶۹: خواب راحت شد از آن دیده که سوی تو فتاد

شمارهٔ ۱۷۰: تا روان اشک من از دیده ی تر خواهد بود

شمارهٔ ۱۷۱: آسمان هر ستمی با من می خواره کند

شمارهٔ ۱۷۲: اگر آگه ز خزان باد بهاری نشود

شمارهٔ ۱۷۳: چندیست فلک را سر بیداد نباشد

شمارهٔ ۱۷۴: روزی که از سبو به قدح باده خواستند

شمارهٔ ۱۷۵: آن روز که او را غم خونین کفنی بود

شمارهٔ ۱۷۶: روی تو جان فزا لب تو دلفریب شد

شمارهٔ ۱۷۷: دل بدرد عشق اگر چندی گرفتارت کند

شمارهٔ ۱۷۸: گلی کز آتش غیرت گلاب می سازد

شمارهٔ ۱۷۹: جز اینکه میل جفا و سر ستم دارد

شمارهٔ ۱۸۰: مدعیان در پیم جمله کمین کرده اند

شمارهٔ ۱۸۱: پیشتر کاین دل درون سینه ماوا کرده بود

شمارهٔ ۱۸۲: از دست تست باده بکامم چنان لذیذ

شمارهٔ ۱۸۳: تنها منم نه از همه کس خاکسارتر

شمارهٔ ۱۸۴: از بس گرفته خو بخیالت دل صبور

شمارهٔ ۱۸۵: آورده ام بکف باز زلف نگار دیگر

شمارهٔ ۱۸۶: کشیم بارز کویت به سوی یار دگر

شمارهٔ ۱۸۷: بر آن سرم که دهم دل به دلنواز دگر

شمارهٔ ۱۸۸: دلش از عشق خون به سینه نگر

شمارهٔ ۱۸۹: مردیم و دل ز دست غمش در فغان هنوز

شمارهٔ ۱۹۰: از عاشقی نگشته دلت مهربان هنوز

شمارهٔ ۱۹۱: جدا کرد از منت بخت بد امروز

شمارهٔ ۱۹۲: صباح عید صیام است ساقیا برخیز

شمارهٔ ۱۹۳: سوی قد سرو و رخ گل چون نگرد کس

شمارهٔ ۱۹۴: ز دوری تو نمردم همین گناهم بس

شمارهٔ ۱۹۵: ذوقی مبادش از غم صیاد در قفس

شمارهٔ ۱۹۶: هر که دید آن گل عارض مژه ی خون بارش

شمارهٔ ۱۹۷: تا پیر می فروش چه آمد سعادتش

شمارهٔ ۱۹۸: آنکه می گشت سکندر به جهان در طلبش

شمارهٔ ۱۹۹: چو پرده بر فتد از روی مهر آسایش

شمارهٔ ۲۰۰: به راهی می‌کشد عشقم که پیدا نیست پایانش

شمارهٔ ۲۰۱: خوشا آن روزگار خوش که با من بود یاری خوش

شمارهٔ ۲۰۲: نه از پیوند هر آلوده دامانی بود باکش

شمارهٔ ۲۰۳: اگر ز آمیزش اغیار نبود یار من عارش

شمارهٔ ۲۰۴: گر خواهی ای صبا خبری خوش رسانیش

شمارهٔ ۲۰۵: نه همین ز شرم در بر نکشیده ام هنوزش

شمارهٔ ۲۰۶: به ناکامی دهم جان چون ببینم روی گلفامش

شمارهٔ ۲۰۷: ز چشم غیر پوشیدم جمالش

شمارهٔ ۲۰۸: بس آنجا رفته بر خاک آرزویش

شمارهٔ ۲۰۹: اگر با غیر خواهم سر گرانش

شمارهٔ ۲۱۰: روزی که یکی شیفته آمد به کمندش

شمارهٔ ۲۱۱: تا نئی از قید جان و تن خلاص

شمارهٔ ۲۱۲: رود ز جانم اگر بنگرم بر آن عارض

شمارهٔ ۲۱۳: بهر بر چیدن چو چیدند این بساط

شمارهٔ ۲۱۴: بلبل به چمن چنان کند حظ

شمارهٔ ۲۱۵: چون تو می خواهیم از خود به نگاهی قانع

شمارهٔ ۲۱۶: یار رقیب شد به فسون یار من دریغ

شمارهٔ ۲۱۷: ز اطراف گلستان تو روئیده خار حیف

شمارهٔ ۲۱۸: بار در بزم وصال تو شب تار فراق

شمارهٔ ۲۱۹: خواهد هزار زنده ز غیرت شود هلاک

شمارهٔ ۲۲۰: زان گونه در فراق تو نومیدم از وصال

شمارهٔ ۲۲۱: خطت دمید و آمدی ای غمگسار دل

شمارهٔ ۲۲۲: هر عهد به هر کسی که بستم

شمارهٔ ۲۲۳: ایمن نباشد عاشقی در کویت از تیغ ستم

شمارهٔ ۲۲۴: از تغافل یا تو را با خویش مایل می کنم

شمارهٔ ۲۲۵: گرز آن که فغانی ز دل زار برآرم

شمارهٔ ۲۲۶: چنان در بزم غیر امشب غمین از وصل جانانم

شمارهٔ ۲۲۷: آمد ز درو داد به کف جام شرابم

شمارهٔ ۲۲۸: در عشق چو باید که به ناچار بمیرم

شمارهٔ ۲۲۹: دل صید کمند تست جان هم

شمارهٔ ۲۳۰: خواهم اگر به کوی تو خاکی به سر کنم

شمارهٔ ۲۳۱: بر سر نازش در آن کو با رقیبان نیستم

شمارهٔ ۲۳۲: چو باشد آن لب میگون شراب ارغوانی هم

شمارهٔ ۲۳۳: این چه دام است ندانم که در آن افتادم؟!

شمارهٔ ۲۳۴: خوش آنکه ره عیش به اغیار گرفتیم

شمارهٔ ۲۳۵: به کوی می فروش افتاد راهم

شمارهٔ ۲۳۶: چون شادی بی غم به جهان یاد ندارم

شمارهٔ ۲۳۷: از غم عشقی کز آن آتش به جان انداختیم

شمارهٔ ۲۳۸: روز جزا چون ادعای جان ناقابل کنم

شمارهٔ ۲۳۹: چه غم گر در بهاری بوسه ی او نقد جان دادم

شمارهٔ ۲۴۰: دل که پیش دوست گوید خون شدم

شمارهٔ ۲۴۱: به خاک پاکم کنید چندی فغان و غوغا پس از هلاکم

شمارهٔ ۲۴۲: در هجر تو پروای دل زار ندارم

شمارهٔ ۲۴۳: پیش از این باری اگر در بزم یاری داشتم

شمارهٔ ۲۴۴: کجا اندیشه از چشم بد ایام می‌کردم؟

شمارهٔ ۲۴۵: چه غم که ریخته شد بال و پر ز سنگ توام

شمارهٔ ۲۴۶: نیم جانی بود تا جا بود در میخانه ام

شمارهٔ ۲۴۷: کی شکایت از دل بی رحم دلبر داشتم؟

شمارهٔ ۲۴۸: گله تا حشر اگر زیار کنم

شمارهٔ ۲۴۹: مپندار نا شادی یار دارم

شمارهٔ ۲۵۰: باز بر درگهت ای مایه ی ناز آمده ام

شمارهٔ ۲۵۱: هرگز نیافت کس اثری در ترانه ام

شمارهٔ ۲۵۲: گر چه در باغ سر کوی تو ای گل خارم

شمارهٔ ۲۵۳: گفتم از وصلش علاج درد روزافزون کنم

شمارهٔ ۲۵۴: عمری امید وفا و مهر از آن دل داشتم

شمارهٔ ۲۵۵: به زیر تیغ از بس جان خود قابل نمی‌بینم

شمارهٔ ۲۵۶: چو فکر کوتهی عمر ای پسر کردم

شمارهٔ ۲۵۷: پیغام تو را گر همه دل بود بریدم

شمارهٔ ۲۵۸: چون نیست بدل قوت فریاد گرفتم

شمارهٔ ۲۵۹: کشم ار جور ازو باز وفا می خواهم

شمارهٔ ۲۶۰: جز خانه ی دل منزل جانانه ندانم

شمارهٔ ۲۶۱: چه غم گر در برش مهر خموشی بر دهن دارم

شمارهٔ ۲۶۲: با خیالت به مراد دل خود در سخنم

شمارهٔ ۲۶۳: تا برده سیه کاری زلف تو زراهم

شمارهٔ ۲۶۴: گر قصه ای از زلف چو چوگان تو آرم

شمارهٔ ۲۶۵: به روی غیر چو نگذاریم که در بندم

شمارهٔ ۲۶۶: در خیال تو به افتاده است دل از باده ام

شمارهٔ ۲۶۷: پنهان ز مدعی به کناری گرفته ایم

شمارهٔ ۲۶۸: امید مهر به هر کس که بود جز تو گسستم

شمارهٔ ۲۶۹: دل شد از دست و به راه طلبش آنچه دویدم

شمارهٔ ۲۷۰: از دست دادخواه اگر این است آه من

شمارهٔ ۲۷۱: کاش اکنون که به کوی تو بود منزل من

شمارهٔ ۲۷۲: چندید عتاب و ناز نخواهد هلاک من

شمارهٔ ۲۷۳: رخ یاران دو زلف تیره پوشیدند از یاران

شمارهٔ ۲۷۴: نرسد تیر تو بر پیکر من

شمارهٔ ۲۷۵: گل گلزار گر از آب وگل آید بیرون

شمارهٔ ۲۷۶: آه که آخر نماند ای بت دمساز من

شمارهٔ ۲۷۷: با جفا جوی او مشکل شود دمساز من

شمارهٔ ۲۷۸: مدعی را کرد یار خویشتن

شمارهٔ ۲۷۹: همین تا از نگاهی بی قرارم میتوان کردن

شمارهٔ ۲۸۰: به زلف او همه دلهای دل فگاران بین

شمارهٔ ۲۸۱: ز خاک کویش ای دل گاه‌گاهی دیده روشن کن

شمارهٔ ۲۸۲: کس نگفت ای دل به این لیلی و شان نظاره کن

شمارهٔ ۲۸۳: چند خونش رود از دیده ی نمناک برون؟

شمارهٔ ۲۸۴: بندد دل ار چنین خم مشکین کمند او

شمارهٔ ۲۸۵: از اشک عاشقان که نماید به کوی تو

شمارهٔ ۲۸۶: مقصود دو مدعای من آمد جفای تو

شمارهٔ ۲۸۷: غافل است آن که از دلم دل او

شمارهٔ ۲۸۸: هر که کند منع من از روی تو

شمارهٔ ۲۸۹: شبهای هجر خواب به چشم پر آب کو؟

شمارهٔ ۲۹۰: گفتم: به دل شکیب تو حسرت نصیب کو؟

شمارهٔ ۲۹۱: در دام صیاد ای فلک یا ذوق فریادم مده

شمارهٔ ۲۹۲: کردی به اشتباه کسی سوی من نگاه

شمارهٔ ۲۹۳: دردا که وفا در این زمانه

شمارهٔ ۲۹۴: به بند زلف آن دلبر دلم همراه جان مانده

شمارهٔ ۲۹۵: یاری از یار من و چرخ ستمکار مخواه

شمارهٔ ۲۹۶: نمی‌دانم کسی در کوی او دارد گذر یا نه

شمارهٔ ۲۹۷: ز آن روی جان بخش ز آن قد دلخواه

شمارهٔ ۲۹۸: از او به یاری بختم امید غمخواری

شمارهٔ ۲۹۹: غم عشق تو را دلهای ویران خانه بایستی

شمارهٔ ۳۰۰: ای صاف‌تر تو را ز هر آئینه سینه‌ای

شمارهٔ ۳۰۱: آن کز دل خود ندیده باشی

شمارهٔ ۳۰۲: با رقیب ای سست پیمان نرد الفت باختی

شمارهٔ ۳۰۳: یار من یار کسی گشته و دلدار کسی

شمارهٔ ۳۰۴: کس ای نا مهربان یاران جانی

شمارهٔ ۳۰۵: که گفت مشک سیه را قرین ماه کنی؟

شمارهٔ ۳۰۶: هر ساعت الفتی است تو را با جماعتی

شمارهٔ ۳۰۷: خضر آب زندگی خواست من وصل یار جانی

شمارهٔ ۳۰۸: مکن تکیه زنهار تا میتوانی

شمارهٔ ۳۰۹: جاودان داریم در ساغر شراب زندگی

شمارهٔ ۳۱۰: از جور او مگر شب هجران شکایتی

شمارهٔ ۳۱۱: سپید گشت دو چشمم در انتظار نگاهی

شمارهٔ ۳۱۲: یک ره به چشمم آن پری ناید به صد افسونگری

شمارهٔ ۳۱۳: خطش مشک تری لعلش نباتی

شمارهٔ ۳۱۴: ای در درون سینه زمهرت دفینه ای

شمارهٔ ۳۱۵: ز ناتوانی پیری اگر به جان آیی