گنجور

 
سحاب اصفهانی

کی ز امتداد روز قیامت حذر کند

هر کس که در فراق شبی را سحر کند

بر ناورد خدنگ خود از سینه ام مباد

دل از شکاف سینه بر او یک نظر کند

یک ناله می کشم ز جفای تو در پی اش

صد ناله ی دگر که مبادا اثر کند

آن را که سر به خاک نیفتد ز تیغ تو

از شرم چون به حشر سر از خاک بر کند

این آب چشم خلق به کویش همیشه نیست

وقتی رسد کز آتش آهم حذر کند

با داستان عشق تو فرزانه عاشقی

کافسانه های هر دو جهان مختصر کند

تا بی خبر ز خود کندم وقت دیدنش

اول مرا ز مژده ی وصلش خبر کند

فریاد اگر (سحاب) به دارای دادگر

فریاد از جفای تو بیدادگر کند

 
 
نسکبان اندروید
وطواط

شاها ، ز زخم تیغ تو گردون حذر کند

در زیر رایت تو ظفر مستقر کند

دستت همان دهد که زمین و زمان دهد

تیغت همان کند که قضا و قدر کند

آن کس که دید لطف نسیم خصال تو

[...]

ظهیری سمرقندی

باشد نسیم وصل تو بر ما گذر کند

چشمت دمی به سوی دل ما نظر کند

کمال‌الدین اسماعیل

ای صاحبی که دامن جان پرگهر کند

اندیشه چون زبان بثنای تو تر کند

افلاک را مهابت تو پشت پا زند

تمثال را لطافت تو جانور کند

اتش ز لطف طبع تو ممکن که همچو دود

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از کمال‌الدین اسماعیل
امیرخسرو دهلوی

مشتاق چون نظاره آن سیمبر کند

طاقت نهد به گوشه و آنگه نظر کند

صورتگری نقش خود از جان کند سخن

چون روی او بدید سخن مختصر کند

او پرده بگرفت، بگویید باد را

[...]

ابن یمین

زلف تو بر دو هفته قمر چون مقر کند

آشوبها به پشتی دور قمر کند

چون روی تست فاتحه خرمی دلم

اخلاص بندگی تو دائم زبر کند

بر حد تیغ و نوک سنان گر بسوی تو

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ابن یمین
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه