چندید عتاب و ناز نخواهد هلاک من
از یک نگه به باد توان داد خاک من
گو یک نظر به چاک گریبان او ببین
ناصح که طعنه زد به گریبان چاک من
هر جا که بود درد و غمی در جهان نجست
جایی دگر به غیر دل دردناک من
تا داندم زاهل هوس مایل من است
آه ار کنند آگهش از عشق پاک من
ماند به تاک چشم من اما به جای اشک
خون جگر مدام تراود ز تاک من
او را به بزم جای و مرا پیش پاسبان
بنگر که غیر با که بود یار پاک من
صد چاک دیگر ار بگشایی مرا ز دل
عشقت نمیرود زدل چاک چاک من
گفتم که؟ گشت باعث قتل (سحاب) گفت
گردون، ولی به سعی من و اشتراک من



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان درد و رنج ناشی از عشق میپردازد. او از احساس ناامیدی و عتاب به معشوق سخن میگوید و میگوید که هرچه به او بگوید، عشقش از دلش نمیرود. شاعر به حوادث و نگاههای دردناکی که تجربه کرده اشاره دارد و تأکید میکند که هیچگونه تسلایی در دیگر امور پیدا نکرده است. او با حسرت میگوید که قلبش مدام از عشق معشوق رنج میبرد و در نهایت بر احساس تنهایی و ناامیدی خود تأکید میکند.
هوش مصنوعی: چند بار که انتقاد و دلخوری بکنند و من را ناز کنند، با یک نگاه معصومانه نمیتوانند مرا نابود کنند. من توانایی دارم که خود را از این وضعیت به خوبی جدا کنم.
هوش مصنوعی: گویی به ناصح بگو که یک بار به چاک گریبان او نگاه کند، زیرا او خود به گریبان من طعنه زده است.
هوش مصنوعی: هر جا که رفتم، هیچ درد و رنجی پیدا نکردم، غیر از دل خودم که بینهایت غمگین است.
هوش مصنوعی: وقتی فهمیدم که هوسها و آرزوهای من به سمت شخصی وابسته است، آه میکشم اگر او از عشق خالص و واقعی من باخبر شود.
هوش مصنوعی: چشم من هنوز به تاک دوخته شده، اما به جای اشک، خون دل پیوسته از من جاری میشود.
هوش مصنوعی: به مهمانی نگاه کن که او در آنجا نشسته و من در کنار نگهبان هستم، ببین که جز با چه کسی، دوست پاک من در آن جمع است.
هوش مصنوعی: اگر حتی هزاران درد و زخم دیگر بر من وارد کنی، عشق تو از دل من نمیرود و همیشه در آن جا دارد. دل من به خاطر عشق تو پارهپاره شده است.
هوش مصنوعی: گفتم چه کسی باعث این قتل شده است؟ سحاب پاسخ داد که این کار به گردون مربوط است، اما در حقیقت به خاطر تلاش و همکاری من بوده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روزی اگر گذار تو افتد بخاک من
فریاد بشنوی ز دل دردناک من
لعلت حیات میدهد ای دوست باک نیست
گر غمزه تو سعی کند در هلاک من
در عشق تست جامه جانم هزار چاک
[...]
روزی که می سرشت فلک آب و خاک من
می سوخت ز آتش تو دل دردناک من
سررشته وصال تو گر آمدی به کف
پیوند یافتی جگر چاک چاک من
هر چند دل ز یاری خود پاک بینمت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.