دانی چه اثر داشت دعای سحر ما؟
این بود که نگذاشت به عالم اثر ما
زاول قدم از پای فتادیم و ازین پس
تا در ره عشق تو چه آید به سر ما
جز بار غم از شاخ وفای تو نچیدیم
از نخل جفایت چه بود تا ثمر ما؟
مرگ همه اغیار خوش است ارنه چه حاصل؟
یک خار اگر کم شود از رهگذر ما؟
پروانه ی محروم ز شمعیم و، ز دل خاست
این آتش سوزنده که بینی ز پر ما
جز اینکه شود وقت نگه مانع دیدار
دیگر چه بود خاصیت این چشم تر ما؟
بیداد گرا خوبه ستم کردی و ترسم
گیرد ز تو داد دل ما دادگر ما
دی پیر مغان گفت دو چیز است که بخشد
عمر ابد و آب خضر خاک در ما
افغان چو جرس خاست (سحاب) از همه دلها
بنشست به محمل چو مه نو سفر ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف تأثیر دعا در سحرگاه و پیوند آن با عشق و حسرتهای عاطفی پرداخته است. شاعر بیان میکند که دعای او باعث شده تا تاثیری در جهان نگذارد و از عشق معشوق خود رنج میبرد. او حتی از غم و وفای معشوق چیزی جز بار غم نچیده است و تأکید میکند که مرگ دیگران برای او اهمیتی ندارد، بلکه او تنها به دنبال تسکین دل خود است. شاعر از احساسات خود به عنوان پروانهای نسبت به شمع یاد میکند و در نهایت به تاثیری که اشک و دلتنگیهایش بر دیدار او با معشوق دارد اشاره میکند. به طور کلی، شعر بازتابی از عشق و آرزوهای ناکام است.
هوش مصنوعی: میدانی دعا و نیایشِ ما در سحر چه تأثیری داشت؟ این بود که اجازه نداد تاثیر ما در دنیا باقی بماند.
هوش مصنوعی: ما از ابتدا به عشق تو دچار زحمت و سختی شدیم و از این به بعد نمیدانیم در مسیر عشق تو چه بر سر ما خواهد آمد.
هوش مصنوعی: ما تنها از وفاداری تو بار غم برداشتیم، از بیوفایی تو چه چیزی بر ما نرسید؟
هوش مصنوعی: اگر همه دشمنان نابود شوند، چه فایدهای دارد؟ آیا با کم شدن یک خار از مسیر ما، چیزی تغییر میکند؟
هوش مصنوعی: ما مانند پروانهای هستیم که از شمع دور افتادهایم و آتش سوزندهای که در دل داریم، باعث شده تا تو شعلههای روشن ما را ببینی.
هوش مصنوعی: این چشمهای خیس ما فقط مانع دیدن یکدیگر میشود. آیا غیر از این، چه فایدهای دارند؟
هوش مصنوعی: تویی که به ستمگر بودن خود افتخار میکنی و با این کار به ما آسیب میزنی، دل ما از دادخواهی تو میلرزد.
هوش مصنوعی: پیر مغان گفت که دو چیز وجود دارد که میتواند عمر ابدی به انسان ببخشد: یکی از آنها نیکی و خوبی است و دیگری آب خضر، که به عنوان نشانهای از زندگی جاودان و سرشار از برکت شناخته میشود.
هوش مصنوعی: وقتی افغانی به صدا درآمد، همه دلها از شوق و شادمانی آرام گرفتند. همچون ماه نو که از سفرش میگوید، ما نیز به راه خود ادامه میدهیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوش آب حیاتی است روان در نظر ما
عالم همه سیراب شد از رهگذر ما
از دیدهٔ ما آب روانست به هر سو
امید که جاوید بماند اثر ما
عمریست که در گوشهٔ میخانه مقیمیم
[...]
ای چون فلک از عشق تو سرگشته سر ما
سودای تو زد آتش غم در جگر ما
بودیم هوادار تو پیوسته و باشیم
تا هست نشان تو و باشد اثر ما
بشنو که چه فریاد و فغان در ملکوت است
[...]
ای خاک ته کفش تو کحل بصر ما
کفشی که زنی بر سر ما تاج سرما
می کن به خبر پرسی ما رنجه لب خویش
زان پیش که پرسی و نیابی خبر ما
پیش از حرم کعبه به کوی تو رسیدیم
[...]
عشق کرم آموز درآمد ز در ما
صد قافله غم ریخت ز دل بر جگر ما
کاهل نظری بین که به صد جذب تجلی
هرگز نرسد تا سر مژگان نظر ما
ما ناله فروشان جرس محمل دردیم
[...]
بر چرخ محیط است فروغ نظر ما
ساحل دل دریاست ز آب گهر ما
در نامه ما حرف نسنجیده نباشد
از جیب صدف سفته برآید گهر ما
چون دیده ماهی که نماید ز ته آب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.