آورده ام بکف باز زلف نگار دیگر
با بیقرار دیگر دادم قرار دیگر
خطش دمید و رفتم از گلستان کویش
چون این خزان ندارد از پی بهار دیگر
گر باز روزگارم خواهد که تیره سازد
کو فرق دارد امروز با روزگار دیگر
آنکس که بود زین پیش در ششدرغم تو
گو با حریف دیگر بازد قمار دیگر
آنکس که روی او بود از او بخون نگارین
اکنون بدل نگارد مهر نگار دیگر
او در خیال کآرد بار دگر بدامم
من شاد از اینکه در دام دارم شکار دیگر
خواهد برد دگر بار چون پیش کارم از کار
غافل که من گرفتم در پیش کار دیگر
چشمی که بود روشن دایم ز خاک راهی
اکنون (سحاب) باز است در رهگذار دیگر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ دلبستگی و دلتنگی شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر با حسرت به یاد روزهای گذشته میافتد و احساس میکند که دیگر مانند گذشته نمیتواند خوشبخت باشد. او اشاره میکند که تغییراتی در زندگیاش رخ داده و در حالیکه به یاد معشوق و لحظات مشترک میافتد، میداند که حالا او در کنار کسی دیگر است. این متن به بیان احساساتی چون غم، افسوس و نوستالژی نسبت به عشق و بار دیگر، اشاره دارد. شاعر از حسرتبار بودن روزگار و بازگشت به روزهای گذشته سخن میگوید، و همینطور میفهمد که نمیتواند به همان خوشحالیهای گذشته برگردد.
هوش مصنوعی: من دوباره با موهای پر پیچ و تاب معشوقهام به سراغت آمدم، اما این بار احساساتم متلاطمتر از قبل است و به کسی دیگر آرامش دادهام.
هوش مصنوعی: وقتی که اثر خوشنویسیاش را دیدم، از دنیای زیبای او دور شدم، چرا که این پاییز هیچ نشانهای از بهار جدید ندارد.
هوش مصنوعی: اگر روزگار بخواهد دوباره بگذارید که اوضاع برایم تاریک و ناخوشایند شود، امروز چه فرقی با روزهای گذشته دارد؟
هوش مصنوعی: کسی که قبل از این در غم تو بود، حالا با رفیق دیگری صحبت کن و به بازی دیگری مشغول شو.
هوش مصنوعی: کسی که روزگاری مورد توجه و محبت من بود، حالا به عشق و محبت کسی دیگر مشغول شده و دلش از من به سوی او رفته است.
هوش مصنوعی: او در خیال خود تصور میکند که دوباره من را در دام میآورد، اما من از این موضوع خوشحالم که دوباره شکار جدیدی دارم.
هوش مصنوعی: بار دیگر همانند قبل، اگر غافل از کارم باشم، کار دیگری پیش میآید که من آن را در نظر دارم.
هوش مصنوعی: چشمی که همیشه از خاک روشن و بیدار بود، اکنون در مسیر جدیدی باز شده و راهی دیگر را میپیماید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جولان توسنش بین، هر سو غبار دیگر
فتراک او نگه کن، هر سو شکار دیگر
دلها اسیر گیرد، جانها شکار سازد
هرگز ندیده ام من، زینسان سوار دیگر
بخشم به زلفش ایمان، هم ناید استوارش
[...]
هر سو به جلوه بردی، صبر و قرار دیگر
هر گوشه ای فکندی، در خون شکار دیگر
نرگس اگر چه خود را مخمور می نماید
چشم سیاه مستت، دارد خمار دیگر
حسنت به کار عاشق یک مو نکرد تقصیر
[...]
خواهم شکست زاهد چون در بهار دیگر
انگار توبه کردم از باده بار دیگر
کُشتی ز انتظارم ، بر خاکِ من گذر کن،
مگذار تا به حشرم در انتظار دیگر
بر ساده لوحی خود خندم چو بینم از تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.