مدعی را کرد یار خویشتن
تا کنم من فکر کار خویشتن
به که ندهم وعده ی وصلش به خویش
تا نباشم شرمسار خویشتن
همنشینی با سگ کویش کنم
تا فزایم اعتبار خویشتن
غیر چون دیدم به بزمت با رقیب
بستم از کوی تو بار خویشتن
گه نشانم آتش سوزان دل
زآب چشم اشک بار خویشتن
گه ز آه شعله بار خود کنم
چاره ی شبهای تار خویشتن
از برم دل رفت و بر چشمم نهاد
اشک خونین یادگار خویشتن
دور از آن رو کرده بس گلها (سحاب)
ز اشک خونین در کنار خویشتن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات به بیان احساسات عمیق و درونی خود میپردازد. او از عشق و درد فراق سخن میگوید و ابراز میکند که برای رسیدن به وصال محبوبش، نمیخواهد به خود وعدهای بدهد که باعث شرمساریاش شود. حتی اگر به جمع سگهای کوی محبوبش برود، برایش اعتبار خواهد بود. او از حسرت و آتش دل خود سخن میگوید و اینکه اشکهایش نشان از درد و یاد آن عشق گمشده است. در نهایت، شاعر به دوری و تنهایی خود اشاره میکند و میگوید گلها هم به خاطر غم و اشکهای او پژمرده شدهاند.
هوش مصنوعی: دوست من به گردن خود را به حریف داد تا من بتوانم به فکر کارهای خود باشم.
هوش مصنوعی: به چه کسی میتوانم قول ارتباط با او را بدهم، اگر خودم احساس نکنم که لیاقت آن را دارم و شرمنده خودم بشوم؟
هوش مصنوعی: من با سگ کوی خود نشستم تا به این وسیله اعتبار و ارزش خود را افزایش دهم.
هوش مصنوعی: وقتی دیدم در مهمانی با رقیب هم صحبت شدم، از خیابان تو بار و بار خودم را بسته و به سمت دیگر رفتم.
هوش مصنوعی: گاهی قلبم مانند آتشی سوزان میسوزد و این آتش را با اشکهای خودم از چشمانم خاموش میکنم.
هوش مصنوعی: گاهی با گدازههای آه خود، برای شبهای تاریک زندگیام راه حلی پیدا میکنم.
هوش مصنوعی: دل من از نزد من دور شده و بر چشمانم اشک بالای خونین نشسته است که یادآور خودم است.
هوش مصنوعی: به دور از چهره آن محبوب، گلها به خاطر اشکهای خونی که در کنار خود دارند، پژمرده و غمگین شدهاند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.