یاد بی تابی روز وصل یار آمد مرا
چون به گوش افغان بلبل در بهار آمد مرا
جان و دل بی تاب زلفی تابدار آمد مرا
بی قراری آفت صبر و قرار آمد مرا
کار تا مشکل نشد در عشق مرگ آسان نشد
عقدههای کار من آخر به کار آمد مرا
یاد عیش روزگار وصل پاداشش چه بود؟
آنچه بر سر از جفای روزگار آمد مرا
رفت و دل برد از من و اکنون غمش ریزد ز چشم
قطرههای خون که از دل یادگار آمد مرا
با تو تا روز شمار افغان که نتوانم شمرد
غصههای دل که بیرون از شمار آمد مرا
بر سرت گفتا که آیم امشب و بر سر (سحاب)
آنچه از هجران نیامد زانتظار آمد مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به یاد روز وصال معشوقش میافتد و احساسات و بیتابیاش را بیان میکند. او از بیقراری و درد ناشی از دوری میگوید و اینکه عشقش با وجود مشکلاتی که داشت، آسان نبوده است. همچنین از یادآوری لحظات خوش آن روزها و حال و روز سختی که بعد از جدایی trải کرده، میگوید. غم و اندوهش را توصیف میکند و بر این نکته تأکید دارد که یادگاری از عشق و درد دلش، همیشه با اوست. در نهایت، او به انتظار دیدار معشوق و تأثیر جدایی بر روحش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: یادِ شوق و شیدایی روزی که معشوق به من میرسید، به خاطر میآید؛ همچنان که صدای نالهی بلبل در فصل بهار به گوشم میرسد.
هوش مصنوعی: دل و جان من به خاطر موهای تابدار و زیبایت بیتاب شده است؛ این بیقراری و آشفتگی، عذاب صبر و آرامش من شده است.
هوش مصنوعی: تا وقتی که عشق با مشکلاتش مواجه نشده، مرگ هم به آسانی پیش نمیآید. در نهایت، دغدغهها و چالشهای من به نتیجه رسید و به کار آمد.
هوش مصنوعی: یاد لذتهای دوران وصال چه فایدهای داشت؟ همه آنچه که در اثر بیوفایی روزگار بر من گذشت.
هوش مصنوعی: او رفت و دل مرا با خود برد و حالا غمش همچون قطرههای خون از چشمانم میریزد، که این درد و یادگار از دل من باقی مانده است.
هوش مصنوعی: تا روزی که نتوانم غصههای دل را بشمارم، با تو هستم. غصههایی که فراتر از شمارش رفتهاند و نمیتوانم آنها را در ذهن بگنجانم.
هوش مصنوعی: کسی به تو گفته است که امشب به سوی تو میآیم و آنچه که به خاطر جدایی و فاصله نیامده، حالا به خاطر انتظار به من رسیده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دوش وقت نیمشب پیغام یار آمد مرا
یا به باغ دل گل شادی به بار آمد مرا
وز پس پیغام نزدیک من آمد یار من
یا ز گردون ماه تابان در کنار آمد مرا
راستگفتی از هوا در دام من صیدی فتاد
[...]
گر به بالینم نیامد بر مزار آمد مرا
جان سپاری در رهش آخر به کار آمد مرا
با دارم تا شدم جزو جلال مدعی
در حریم قرب خواری اعتبار آمد مرا
در میان مرگ و هجرانم مخیر کرد عشق
[...]
بامدادان قاصدی از کوی یار آمد مرا
قاصدی فرخنده ز آن فرخ دیار آمد مرا
جان همی کردم فدا در راه آن فرخنده پیک
کز ورودش جانی از نو مستعار آمد مرا
آبرویم رفت گر در عاشقی از کف چه غم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.