از من به حذر یار هوسناک نباشد
گر دامنم از لوث هوس پاک نباشد
تا خاک سر کوی تو بر سر نکند کس
گریم که ز اشکم اثر از خاک نباشد
تصدیق به غوغای قیامت نتوان کرد
گر جلوه ی آن قامت چالاک نباشد
آن کیست ندانم که از آن چاک گریبان
امروز گریبان به تنش چاک نباشد
تا ساغر می در کف ساقیست به گردش
اندیشه ای از گردش افلاک نباشد
باشد ز خدا یک جو اگر در دل او باک
در کشتن خلق اینهمه بی باک نباشد
بر حال تو زاهد بودم رشک که کس را
پروای غمی نیست چو ادراک نباشد
در بزم تو گر جای (سحاب) است عجب نیست
چون هر چمنی بی خس و خاشاک نباشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از عشق و حسرت سخن میگوید. او به یار هوسناک خود اشاره میکند و بیان میکند که حتی اگر خود را از هوسها پاک کند، باز هم نمیتواند خود را از عشق و اشکهایش رها سازد. شاعر به زیبایی و جذابیت یار خود اشاره میکند و میگوید که بدون آن زیبایی، هیچ چیز ارزش ندارد. او در نهایت به اندوه و بیاعتنایی دیگران به درد و رنج دیگران اشاره میکند و از زاهدی میگوید که به حال دیگران حساس نیست. به طور کلی، این اشعار ابراز عشق و اشکال انسانی در دنیای پر از بیاعتنایی و بیتفاوتی است.
هوش مصنوعی: مراقب باش که به من نزدیک نشوی، زیرا اگر من به وسوسهها آلوده باشم، خوب نیست که تو هم به من نزدیک شوی.
هوش مصنوعی: تا وقتی که کسی بر خاک سر کوی تو نگرید، من نمیگریم؛ زیرا آن اشکها اثری از خاک نخواهند داشت.
هوش مصنوعی: اگر جلوه زیبا و دلربای قیامت ظاهر نشود، نمیتوانیم صدای هیاهو و شلوغی آن را تأیید کنیم.
هوش مصنوعی: این فرد کیست که امروز چاک گریبانش بر تنش نیست و نوعی از دقت و زیبایی در ظاهرش به چشم نمیخورد؟
هوش مصنوعی: تا زمانی که ساقی لیوان شراب در دست دارد، نباید به دایرهٔ افکار و گردش زمان فکر کرد.
هوش مصنوعی: اگر خداوند حتی یک ذره محبت در دل کسی به امانت گذاشته باشد، او از کشتن و آزار مردم هیچ ترسی ندارد و بیپروا عمل میکند.
هوش مصنوعی: من نسبت به حال تو بیاعتنایی داشتم و حسرت میخوردم که هیچکس نگران غمی نیست، چون درک و فهمی از آنچه که هست، ندارند.
هوش مصنوعی: اگر در مجالس تو جایی برای ابرها وجود دارد، تعجبی ندارد؛ زیرا هر دشتی بدون علف و گیاه نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معشوق که او چابک و چالاک نباشد
آرام دل عاشق غمناک نباشد
از چرخ ستمکاره نباشد به غم و بیم
آن را که چو تو دلبر بی باک نباشد
در مرتبه از خاک بسی کم بود آن جان
[...]
گر سرو چو بالای تو چالاک نباشد
ور گل چو جمال تو طربناک نباشد
بیباک بود ترک بخونریزی مردم
چون ترک سیه مست تو بیباک نباشد
ناپاک بود اهرمن جادوی رهزن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.