نصیبم باد یا رب وصل او دور از رقیب اما
رقیب از وصل او هم باد یارب بی نصیب اما
همین نه در چمن مرغ چمن را جاست گاهی هم
گرفتار شکنج دام گردد عندلیب اما
دوای درد خود را از طبیبان هر کسی جوید
مرا هم هست درد بی دوایی از طبیب اما
به هر کس داده یار دلفریبم وعده وصلی
به من میدهد از وعده ی وصلش فریب اما
حدیث دوستی بود آشنا در گوشت اکنون، هم
حدیث آشنایی هست در گوشت غریب اما
چنین کاغیار را جایی نباشد جز سر آن کو
مرا هم نیست جایی در سر کوی حبیب اما
چو من کز آن کو دور گشتم عاقبت یا رب
رقیبان هم شوند آواره زان کو عنقریب اما
دل آن سنگدل گر ناشکیبا نیست دور از من
مرا هم نیست دور از روی او در دل شکیب اما
رقیب از هجر روی او سپارد جان (سحاب) آن هم
جدا از روی او خواهد سپارد جان رقیب اما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در غزلی تمایلات عاشقانه و رنجهای ناشی از دوری از معشوق را بیان میکند. او به یار خود آرزو میکند که به او نزدیک شود و از دوری و رقیب شکایت میکند. شاعر اشاره میکند که تلاش میکند درد خود را از دیگران درمان کند اما هیچ درمانی برای درد جدایی ندارد. همچنین از وعدههای فریبندهای صحبت میکند که از سوی معشوق به او داده میشود، در حالی که در واقع او را از وصال محبوبش دور میکند. درد دل و علاقۀ عمیق او به دوست، با حسرت و تنهایی همراه است و سرانجام، او در حسرت وصال باقی میماند. در انتها، او به قضاوت و سرنوشت معشوق و رقیبانش اشاره کرده و به دوری خود از محبوب میپردازد.
هوش مصنوعی: خدایا، به من رسد وصال او، هرچند که به دور از رقیب باشد، اما این رقیب هم از وصال او بهرهمند شود. خدایا، ای کاش که من از این وصال بینصیب نمانم.
هوش مصنوعی: در چمن فقط پرندهای وجود ندارد که در آن زندگی کند؛ گاهی اوقات، حتی بلبل هم ممکن است در دام گرفتار شود.
هوش مصنوعی: هر کسی برای درمان دردش به پزشکان مراجعه میکند، اما من درد خاصی دارم که هیچ درمانی برای آن وجود ندارد، حتی از پزشک هم کمکی نخواهم گرفت.
هوش مصنوعی: هر کسی که محبوب دلربایم را به او میدهد، به من وعده وصل میدهد، اما از وعدههای او فریب میخورم.
هوش مصنوعی: دوستی و محبت در صحبت نزدیکان نقل میشود، اما اکنون هم میتوان از محبت و دوستی با کسانی که ما را نمیشناسند، سخن گفت.
هوش مصنوعی: هیچ جا برای این کاغذ و نوشتهها نیست، جز در سر کوی آن کسی که من هم در آن کوی محبوب جایی ندارم.
هوش مصنوعی: وقتی من از آن کوه دور شدم، در نهایت، ای خدا! رقیبان من نیز آواره خواهند شد. آنجا به زودی برمیگردم.
هوش مصنوعی: اگر دل آن بیرحم صبور نیست، دور از من نیست. من نیز دور از چهرهاش احساس دوری نمیکنم، اما در دل صبر دارم.
هوش مصنوعی: رقیب از دوری محبوبش جانش را خواهد داد و حتی اگر از چهره او جدا شود، باز هم جانش را فدای او خواهد کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به بزمم دوش یار آمد به همراه رقیب اما
شبی با او بسر بردم ز وصلش بینصیب اما
مرا بی او شکیبایی چه میفرمائی ای همدم
شکیب آمد علاج هجر دانم کو شکیب اما
ز هر عاشق رموز عشق مشنو سر عشق گل
[...]
رخت ای ماهرخ، ماهست، ماه دلفریب اما
قدت ای سرو قد، سرو است، سرو جامه زیب اما
به درد دوری و داغ جدائی چند گه خواهم
شکیب و صبر گیرم پیش، کو صبر و شکیب اما
طبیبان چاره ی هر درد می دانند، می دانم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.