عشق جانان را به جز ویرانهٔ دل خانه نیست
ز آنکه او گنج است و جای گنج جز ویرانه نیست
خوش بود فردوس و نعمت های آن زاهد ولی
نعمتی چون می نه و جایی به از میخانه نیست
پیش دل هرگز نگویم راز پنهان تو را
کآشنای سر عشقت گوش هر بیگانه نیست
توبه کردم زاهدا از می وزین پس بگذرم
از سر پیمان ولی تا باده در پیمانه نیست
کس ندید از اهل دنیا در جهان فرزانهای
هر کس آری طالب دنیا بود فرزانه نیست
زلف او دام است و خالش دانه، صیاد مرا
از برای صید دل حاجت به دام و دانه نیست
این دل شوریده را دایم چرا باشد به پا
از سر زلف تو زنجیری اگر دیوانه نیست
داستان لیلی و افسانهٔ مجنون (سحاب)
پیش حسن او و عشق من به جز افسانه نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان عمیقترین احساسات و اندیشههای عاشقانهاش میپردازد. او عشق را ویرانهای میداند که تنها مکان مناسب برای گنج عشق است. شاعر میگوید که لذتها و نعمتهای دنیوی هرچقدر هم باشکوه باشند، هیچ چیز بهاندازه شراب و میخانه نمیتواند ارزشی داشته باشد. او همچنین بیان میکند که راز عشقش را نمیتواند با دیگران در میان بگذارد، زیرا عشق او بسیار خصوصی و عمیق است. شاعر به توبه از زاهدان اشاره کرده و میخواهد تنها از لذتهای عشق و می بهرهبرداری کند. او درباره زلف معشوقش میگوید که مانند دام صیادی است که دل او را به دام میاندازد و هیچ نیازی به دیگر امکانات ندارد. در نهایت، شاعر به داستان لیلی و مجنون اشاره میکند و عشقش را نیز در این مقام به شعری مربوط میکند که مانند قصههاست. این شعر به نوعی نشاندهنده زیبایی و درد عشق و احساسات عمیق انسانی است.
هوش مصنوعی: عشق به محبوب در دل من به جز یک ویرانه جایی ندارد، زیرا او مانند گنجی با ارزش است و برای نگهداری گنج، جز ویرانهای در دل وجود ندارد.
هوش مصنوعی: زندگی در بهشت و نعمتهای آن برای زاهدان خوشایند است، اما لذتی که از شراب و میخانه به دست میآید، بینظیر و بهتر از هر جای دیگری است.
هوش مصنوعی: هرگز در دل به کسی راز عشق تو را نمیگویم، زیرا آشنایان این عشق، گوششان برای شنیدن رازهایش به غریبهها نیست.
هوش مصنوعی: من از ظاهرگرایی و زهد دست کشیدهام و میخواهم همچنان به عهد و پیمان خود وفادار بمانم، اما تا زمانی که بادهای در گلیان نیست، این وفاداری ممکن نیست.
هوش مصنوعی: هیچکس در دنیا را نمیبینی که بتواند فرزانه باشد. هر کسی که طالب دنیا باشد، فرزانه نیست.
هوش مصنوعی: موهای او همچون دامی است و خال او همچون دانهای دارد. صیاد (عاشق) برای گرفتن دل من نیاز به دام و دانه ندارد.
هوش مصنوعی: این دل بیقرار من چرا همیشه به خاطر زلف تو بیتاب است، اگر دیوانه نیست؟
هوش مصنوعی: داستان لیلی و مجنون و عشقهای بزرگ دیگر در مقابل عشق واقعی من به حسن، فقط یک روایت و افسانه هستند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شمع ما شمعیست کو منظور هر پروانه نیست
گنج ما گنجیست کو در کنج هر ویرانه نیست
هر کرا سودای لیلی نیست مجنون آنکست
ورنه مجنون را چو نیکو بنگری دیوانه نیست
چشم صورت بین نبیند روی معنی را بخواب
[...]
نقد گنج کعبه جایش جز دل ویرانه نیست
حلقه بر در گو مزن زاهد که کس در خانه نیست
در حریم کعبه و بتخانه عاشق محرم است
هرکه با عاشق آشنا شد هیچ جا بیگانه نیست
سربسر احوال ما چون کوهکن جان کندن است
[...]
حسن اگر در پرده باشد عشق ازو دیوانه نیست
بر چراغ روز بال افشانی پروانه نیست
تا طبیب خستگان عشق چشم مست اوست
ناله بیمار غیر از نعره مستانه نیست
نیست سامانی بغیر از رخنه در ویرانه ام
[...]
سرو مینا را تذروی بهتر از پیمانه نیست
شمع را در بزم دلسوزی به از پروانه نیست
حسن ذاتی فارغ است از صنعت مشاطگان
زلف جوهر دست فرسود نسیم و شانه نیست
مرغ روح اهل مشرب را نمی آرد به دام
[...]
بیلب او نشئهای در ساغر و پیمانه نیست
شیشة می را دماغ جلوة مستانه نیست
سیرت معشوق از سیمای عاشق ظاهرست
سرگذشت شمع جز در دفتر پروانه نیست
هر شبم در سینه آشوبی است از پهلوی دل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.