گنجور

 
سحاب اصفهانی

با جفا جوی او مشکل شود دمساز من

ور کسی از عاشقان با وی بسازد باز من

هر دو تا داریم چون در پرده دارم راز من

غمزهٔ خونریز یار و دیدهٔ غماز من

از رقیبم گوئیا نشناخت امشب کاین قدر

نیستم در بزم او شایستهٔ اعزاز من

کیست شیری خشمگین در رهگذار مورتو؟

چیست صیدی ناتوان در چنگل شهباز من؟

بوسه ای کردم طلب از لعل یار و عاقبت

شد دل ماهر دو خون از عجز او از ناز من

چون کسی از لذت سنگ جفایت بگذرد؟

گیرم از بام تو دارم قوت پرواز من

چون نکردم دعوی پرهیزگاری با کسی

هر کسی از تقوای زاهد گفت گفتم باز من

چون (سحاب) امروز در شیرین زبانی میکنم

ادعای ساحری او دعوی اعجاز من

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
قطران تبریزی

تا جدائی برگزید آن ماه دستان ساز من

جز بگاه ناله نشنید است کس آواز من

کین او همراه من شد مهر من همراه او

ناز من دمساز او شد رنج او دمساز من

جای سیصد ناز گردد نزد من یک رنج او

[...]

صائب تبریزی

بلبلم اما رسد بر لاله و گل ناز من

دست گلچین می رود از کار از آواز من

رشته ذوق گرفتاری به بالم بسته اند

نگذرد از گوشه بام قفس پرواز من

جوهرم را تا به سنگ امتحان زد کوهکن

[...]

بیدل دهلوی

حیرت آهنگم که می‌فهمد زبان راز من

گوش بر آیینه نه تا بشنوی آواز من

ناله‌ها در سینه از ضبط نفس خون کرده‌ام

آشیان لبریز نومیدی‌ست از پرواز من

حسن اظهار حقیقت پر نزاکت جلوه بود

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه