دل از باد صبا ز احوال دلبر چون خبر گیرد
اگر صد بار گوید باز میخواهد ز سر گیرد
ستاده بر سر من تا کند با خاک یکسانم
گمانم اینکه می خواهد مرا از خاک بر گیرد
تو اندک خوی پیران پیشه کن من شیوه ی طفلان
و گرنه صحبت پیر و جوان مشکل که درگیرد
پس از عمری که یابم راه حرف و رخصت دیدن
فغان راه تکلم اشک پیش چشم تر گیرد
بامیدی که شاید سازد از مرگم خبر دارش
زقاصد گاهی آن بی مهر از احوالم خبر گیرد
نسازد بار دیگر چون زبیدادش نیندیشم
گر آن بیداد گر هر روز صد یار دگر گیرد
بر آور از درون پرده حسن پرده پیمایی
همانا خواهد از راز درونها پرده برگیرد
کشی دامان بیداد از (سحاب) و آه از روزی
که پیش داد گرد امانت ای بیدادگر گیرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به درد و دل از عشق و معشوق خود میپردازد. او میگوید که حتی اگر بارها از معشوق خبری بگیرد، باز هم دلش به حال او میتپد. شاعر نگران است که معشوقش قصد دارد او را نابود کند، اما در عین حال امید دارد که از مرگش باخبر شود. او به یاد میآورد که ممکن است برای فهمیدن حال معشوقش، باید سالها صبر کند و در این راه اشک و درد را تجربه کند. همچنین اشاره میکند که در صورت بیاحساسی معشوق، به راحتی میتواند کسان دیگری را به جای او بپذیرد. در نهایت، شاعر خواستار آن است که رازهای درونش فاش نشود و از بیعدالتیها دوری کند.
هوش مصنوعی: اگر دل از نسیم صبحگاهی خبر حال محبوبش را بگیرد، حتی اگر صد بار بگوید، باز هم دلش میخواهد از نو شروع کند و دوباره مطالبی را بیان کند.
هوش مصنوعی: توجهی که به من دارد، انگار قصد دارد تا مرا از زمین بلند کند، ولی در واقع شاید هدفش این باشد که مرا با خاک یکی کند.
هوش مصنوعی: تو مانند کهنسالان رفتار کن و از شیوهی کودکان دوری کن، در غیر این صورت، گفتوگو با پیران و جوانان دشوار خواهد شد و ممکن است به چالشهایی القا کند.
هوش مصنوعی: پس از سالها که بتوانم راه گفتن و اجازهی دیدن پیدا کنم، صدای فریاد درونم به قدری شدید خواهد شد که اشک، در پیش چشمانم جاری میشود.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به احساس ناامیدی و انتظار خود اشاره میکند. او امیدوار است که روزی خبری از حال او به معشوقش برسد، حتی اگر این خبر را کسی به او برساند که محبت چندانی ندارد. شاعر در واقع از وضعیت خود و از مرگ و زندگیاش سخن میگوید و آرزو میکند که معشوقش از احوال او مطلع شود.
هوش مصنوعی: هیچ چیز نخواهم ساخت و هیچ یک از کارهایم را انجام نخواهم داد، مگر اینکه به ظلم و بیعدالتی او فکر نکنم. حتی اگر آن ظالم هر روز چندین دوست جدید به دست آورد.
هوش مصنوعی: از دل زیباییها و پنهانهایی که در باطن وجود دارد، آنچه واقعی و روشن است، به زودی به نمایش گذاشته خواهد شد. رازهای درون آدمها آشکار خواهند شد.
هوش مصنوعی: از ظلم و ستم تو، ای ستمگر، برمیگردم و افسوس میخورم بر روزی که امانت را در دست تو گذاشتم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هم اکنون باز نقاش طبیعی خامه بر گیرد
ز نقش عالم آرایش جهان زیب دگر گیرد
گهی بر آب تر از ابر زنگاری زره دوزد
گهی از لاله تیغ کوه شنگرفی سپر گیرد
سحاب پر زنم چشم نبی بی پسر گردد
[...]
دلم را گاه آن آمد که کام از عیش برگیرد
ز دست ساقی دوران چو گردون جام زر گیرد
ملامت می کند ما را خرد در عشق ورزیدن
دل عاشق کجا قول خود را معتبر گیرد؟
به عیاری کسی آرد شبی معشوق خود در بر
[...]
اگر لطفت ز پای اشک و آهم شعله برگیرد
فلک زان رشحهتر گردد زمین زان شعله درگیرد
نماید در زمان ما و تو بازیچهٔ طفلان
فلک گردد ور عشق لیلی و مجنون ز سر گیرد
به بالینش سحر آن زلف و عارض را چنان دیدم
[...]
محبت با دل غم دیده الفت بیشتر گیرد
چراغی را که دودی هست در سر زود درگیرد
پس از وارستگی ها بیشتر گشتم گرفتارش
چو صیدی جست صیادش ز اول سخت تر گیرد
محبت بیشتر قائم شود چون بشکند پیمان
[...]
زدیدار تو از یوسف زلیخا مهر برگیرد
چراغ دیده یعقوب از روی تو درگیرد
نه زاهد ماند نه میخواره از حسن جهانسوزش
که چون گردید آتش شعله ور در خشک و تر گیرد
در آب زندگانی موی آتش دیده را ماند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.