گنجور

 
سحاب اصفهانی

زاهل امتحان کس در میان نیست

که بر دست تو تیغ امتحان نیست

جفای او به کام تست از آن دل

به فکر انتقام آسمان نیست

حباب آسا گشودم چشم و دیدم

که چیزی از وجودم در میان نیست

مگر دستار بر رطل گران داد

که شیخ شهر با ما سر گران نیست

چه باکش از هجوم دادخوهان

که اهل شکوه او را بر زبان نیست

گرفت آهم عنانش را که رخشش

زتک مانده است و دستی بر عنان نیست

(سحاب) آن را به خون ریزی قرینی

بجز تیغ شه صاحبقران نیست

خدیو بحر و بر فتحعلی شاه

که چرخش جز غبار آستان نیست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
فخرالدین اسعد گرگانی

خدای من بتا بر آسمان نیست

اگر بر من دل تو مهربان نیست

جمال‌الدین عبدالرزاق

مرا باری در ینحالت زبان نیست

دل اندیشه و طبع بیان نیست

چگونه مرثیت گویم شهی را

که مثلش زیر چرخ آسمان نیست

زرنج دل چنان بسته زبانم

[...]

نظامی

حدیث خسرو و شیرین نهان نیست

وزان شیرین‌تر الحق داستان نیست

مشاهدهٔ ۴ مورد هم آهنگ دیگر از نظامی
امیرخسرو دهلوی

دل ما را ز دست غم امان نیست

نشان شادمانی در جهان نیست

جهان پر آشنا و من به غم غرق

که دریای محبت را کران نیست

کسی کو یک زمان در عمر خوش بود

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه