ما و رقیب را دل نا شاد و شاد داد
گردون به هر کس آنچه ببایست داد، داد
آنکس که کرد قسمت رنج جهان مرا
چندان که بود حوصله کم غم زیاد داد
زخمت نشد نصیب دل نا مراد من
تا اختر خجسته کرا این مراد داد
هر کس نبود معتقد عفو ایزدی
گوشی به پند زاهد سست اعتقاد داد
الفت دل ترا نتوان داد با وفا
اضداد را بهم نتوان اتحاد داد
نه داد من نداد همین پادشاه من
شاهی به ملک حسن نیاید که داد، داد
آگه نیم که بی تو چه بگذشت بر سرم
خاکی غم فراق تو دانم به باد داد
کوتاه کردی از در میخانه پای من
آی آسمان ز دست جفای تو، داد، داد
آن روز راحت دو جهانم زیاد برد
گردون که مهر روی بتانم به یاد داد
یک دم گدائی در دیر مغان (سحاب)
کی میتوان به مملکت کیقباد داد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع نارضایتی و غم ناشی از ناامیدی اشاره دارد. شاعر درباره زندگی و تقدیر سخن میگوید و به احساسات خود در مواجهه با مشکلات و رقبایش اشاره میکند. او میگوید که هر کس مطابق با تقدیرش از زندگی رنج میبرد و تقدیر او نیز شامل غم و ناامیدی بوده است. شاعر از نبود عفو الهی و عدم اتحاد در روابط انسانی گلایه میکند و نسبت به ناکامی در عشق و دوری از معشوقش ابراز ناامیدی میکند. در نهایت، او وضعیت خود را با غم و درد ناشی از جدایی از محبوبش توصیف میکند.
هوش مصنوعی: ما و رقیب هر دو از دست تقدیر ناراحتیم، اما گردون (سرنوشت) به هر کس آنچه را که سزاوارش بوده، داده است.
هوش مصنوعی: کسی که قسمت من کرده است، به اندازهای که تحملم کم بود، رنج و غم زیادی را در زندگیام قرار داده است.
هوش مصنوعی: آرزوها و خواستههای من به نتیجه نرسید، تا زمانی که ستارهای خوش یمن، این آرزو را به من داد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به بخشش خداوند ایمان نداشته باشد، به سخنان زاهدی که خودش هم از اعتقاد محکمی برخوردار نیست، توجهی نمیکند.
هوش مصنوعی: دوستی و محبت دل تو را نمیتوان با وفاداری به دشمنان به دست آورد، و همچنین نمیتوان مخالفان را به هم پیوند داد.
هوش مصنوعی: نه من هیچ تناقضی با او ندارم؛ این پادشاهی که در اختیار دارم، به خوبی نمیتواند به ملک حسن احقاق حق کند.
هوش مصنوعی: نمیدانم که در غیبت تو چه بر من گذشته است، اما میدانم که غم دوری تو را به باد سپردهام، مانند خاکی که به دست باد میرود.
هوش مصنوعی: به خاطر رفتار ناپسند تو، پای من به در میخانه کوتاه شده است. آسمان، از دست تو ناله و فریاد میکند.
هوش مصنوعی: در آن روز، احساس آرامش و راحتی زیادی داشتم و بهطرز قابل توجهی تحت تأثیر زیباییهای دنیا قرار گرفتم، زیرا یاد چهرهی محبوبانم در ذهنم تداعی شد.
هوش مصنوعی: لحظهای گدایی در میخانههای مغان (سحاب) چه ارزشی دارد که بخواهد به سرزمین کیقباد (حکومت و پادشاهی) تعلق بگیرد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا گلشن از طراوت روی تو یاد داد
سرو از هوای قامت تو سر به باد داد
دلتنگ بود غنچه به صد رو چو من ولی
پایش صبا گرفت و خدایش گشاد داد
با گل نداد حسن رخت نقشبند صنع
[...]
یا بضعةالرسول ز ابن زیاد داد
کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد
دیو زمانه دست به ابن زیاد داد
تا تخت و تاج خاتم جم را به باد داد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.