امیدواری من در جهان وصال تو باشد
به نا امیدی من تا چه در خیال تو باشد
به باغ خلد گلی چون رخت کجاست گرفتم
که قد سدره و طوبی به اعتدال تو باشد
بگو چه گونه تو ای مرغ دل ز گوشه بامش
کنی اگر به مثل قوتی به بال تو باشد
برای صید دل من بدام و دانه چه حاجت
که دام و دانه ی آن مرغ زلف و خال تو باشد
نه شبنم است که بینی نشسته بر گل سوری
خوئیست اینکه برویش زانفعال تو باشد
به باغ دل بنشاندم بسی نهال و درختی
که بی ثمر بود ای آرزو نهال تو باشد
تو را (سحاب) در اندیشه بود باز فلک را
چه خندهها که بر اندیشهٔ محال تو باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر درباره عشق و امید به وصال معشوق صحبت میکند. او آرزو دارد که امیدش در دنیای وصال محبوبش باقی بماند و از ناامیدی دور باشد. به زیبایی محبوبش اشاره میکند و آن را مانند گل در باغ توصیف میکند. او از معشوق میپرسد که چگونه میتواند به آرامش برسد و بداند که زیبایی و اقتدار او در دلش وجود دارد. شاعر بیان میکند که برای جلب محبت معشوق نیازی به فریب یا دسیسه ندارد، زیرا خود زیبایی و ویژگیهای معشوق کافی است. در پایان، او اشاره میکند که حتی بارش باران در اندیشهاش نیز به خاطر تصور معشوق است و خندههایش به دلیل امید به وصال آن محبوب محال است.
هوش مصنوعی: من در آرزوی رسیدن به تو هستم، اما آیا این آرزو با ناامیدی من در ذهن تو ممکن است؟
هوش مصنوعی: در باغ بهشتی، گلی شبیه به زیبایی تو پیدا نکردم، زیرا قامت درختان سدره و طوبی نیز در تناسب با تو قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: بگو چهطور ای پرندهی دل، از گوشهی بامش بلند میشوی اگر مانند تو کسی به او قوت و نیروی بال دادن داشته باشد؟
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن علاقهام، نیاز نیست که دامی و طعمهای خاص بگذاری، زیرا زیبایی و جذابیت زلف و خال تو خود به تنهایی کافی است.
هوش مصنوعی: این شعر به معنای این است که آنچه میبینی، تنها یک نشانه ظاهری نیست. برخلاف شبنم که بر روی گلها نشسته، در واقع ماهیتی عمیقتر دارد. این چیزهایی که بر روی او دیده میشود، به رفتار و تأثیرات تو مربوط میشود و ممکن است نمایانگر احوال درونی تو باشد.
هوش مصنوعی: در قلبم درختان و نهالهای زیادی کاشتم، اما هیچکدام ثمر نداشتند. ای آرزو، تو باید نهال من باشی.
هوش مصنوعی: برخی از ابرها به تو فکر میکنند و آسمان به خاطر خیالات غیراستعاری تو به خنده میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوش آن که حیرتم از جلوهٔ جمال تو باشد
هجوم گریه ام از بادهٔ وصال تو باشد
چنین که حسن تو را فتنه دوست کرده ، ندانم
برای اهل قیامت ، چه در خیال تو باشد
به وصل چون بگدازد به حسرت تو سزاست
[...]
خوشا دلی که در اندیشه جمال تو باشد
که در بهشت بود هر که در خیال تو باشد
سعادتی که دهد خاکمال بال هما را
در آن سرست که در سایه نهال تو باشد
به هیچ نفش ونگاری نظر سیاه نسازد
[...]
حنای پای تو شد خون من، حلال تو باشد
بهای خون من این بس که پایمال تو باشد
به چشمهسار خضر روزة هوس نگشاید
کسی که تشنه لبِ چشمة زلال تو باشد
به موقف ازلم با تو بوده عرض تمنّا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.