دل که پیش دوست گوید خون شدم
من کزو دورم چه گویم چون شدم
چون کمر بر قتلشان بستی چه شد؟
کز شمار عاشقان بیرون شدم
از دل ناکام و جان نامراد
بر مراد خاطر گردون شدم
از جنون عشق لیلی طلعتی
عاقبت سرگشته چون مجنون شدم
باشدم صد فتنه در جان تا به جان
چشم فتان تو را مفتون شدم
کار تا با این جفا کاران فتاد
از جفای آسمان ممنون شدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و درد دل خود سخن میگوید. او به دلیل دوری از محبوبش دچار رنج و خونریزی عاطفی شده و از حالتی ناامید و سرافکنده به توصیف عاشقانهاش میپردازد. او به جنون عشق اشاره میکند و اعتراف میکند که به خاطر عشق به لیلی، سرگشته و مجنون شده است. شاعر همچنین به فتنهها و زحماتی که در دل و جانش احساس میکند اشاره کرده و در نهایت از جفای آسمان و شرایط غیرمطلوب راضی است. احساساتی چون ناکامی، عشق و جنون در این شعر به خوبی نمایان است.
هوش مصنوعی: دل به دوست میگوید که از غم دوریاش چقدر رنج میکشم و حالا که از او دورم، نمیدانم چه بگویم چون حال دلم از شدت غم خیلی بد است.
هوش مصنوعی: وقتی که تصمیم به کشتن آنها گرفتی، چه بر سر من آمد؟ چرا که از شمار عاشقان خارج شدم.
هوش مصنوعی: از دل نا امید و روح خستهام، به آرزوی خود که در آسمان است دست یافتهام.
هوش مصنوعی: عشق لیلی دیوانهام کرده و در نتیجه، مانند مجنون در گمراهی و حیرت به سر میبرم.
هوش مصنوعی: من در وجودم صدها درد و مشکلات را تحمل کردم تا به چشمان جذاب تو رسیدم و دیوانهوار به تو علاقهمند شدم.
هوش مصنوعی: وقتی که کارم با این ستمگران پیش رفت، از ظلم آسمان هم سپاسگزار شدم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عشق نیست آن تو من اکنون شدم
عشق بردم وز میان بیرون شدم
آن رسن بگرفتم و بیرون شدم
شاد و زفت و فربه و گلگون شدم
از مکان و لامکان بیرون شدم
عین ذات حضرت بیچون شدم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.