|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
|
پیشخان کاربر
|
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، از حسرت و longing برای دیدار معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که در دلش یاد او همواره باقی میماند. او در برابر مشکلات و فاصلهها، همچنان به عشق و وفای معشوق امیدوار است و از اشکهای خود برای بیان این احساسات بهره میبرد. در نهایت، شاعر در مییابد که این حسرت و یادها بخشی از زندگیاش شده و با آنها زندگی میکند.
هوش مصنوعی: در پایان، احساس حسرت برای دیدن او در دل من باقی ماند و این مرگ ناگهانی برای من، باری سنگین و غمانگیز به همراه داشت.
هوش مصنوعی: مدتهاست که به وفاداری زیباییها دل بستهام، اما هنوز میخواهم که هر کسی که عاقل باشد، مرا بشناسد.
هوش مصنوعی: هیچ نشانهای از دور بر سینهام نمانده است، تا یادگاری از آن لمس، در دل من باقی بماند.
هوش مصنوعی: من به خاطر اشکهای خودم، راه این کاروان گردو را مسدود میکردم، چون گامهای ناتوانم مرا به سمت محمل میکشاند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اژدهای عشق زد زخمی عجب بر دل مرا
نیست خاطر سوی تریاک و فسون مایل مرا
نیست تریاک و فسون من بجز جانان که ساخت
مهرش از صبح ازل در جان و دل منزل مرا
عمر در تحصیل وصلش رفت و آن حاصل نشد
[...]
قاتل من چشم می بندد دم بسمل مرا
تا بماند حسرت دیدار او در دل مرا
کی سبکباری ز همراهان کند غافل مرا؟
بار هر کس بر زمین ماند، بود بر دل مرا
بس که از هر آرزو شد عقدهای حاصل مرا
رشته طول امل یک عقده شد در دل مرا
ناقه آن محمل نشین چون راند از منزل مرا
جان قفای ناقه رفت و دل پی محمل مرا
ز آتش رشکم کنی تا داغ، هر شب میشوی
شمع بزم غیر و میخواهی در آن محفل مرا
بعد عمری زد به من تیغی و از من درگذشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.