خوش دولتی است وصل تو نعمت حیات
اما دریغ ازین که بود هر دو بی ثبات
خلقی به جستجوی تو دایم به بزم من
وین طرفه تر که من همه شب جویم از خدات
نبود عجب اگر به سر کویت آورند
زاهد ز کعبه روی و برهمن ز سو منات
جز لعل آن که سبزه ی خط سر زده از آن
کی دیده کس نبات کزو سر زند نبات
در بحر عشق غرقم و شادم از اینکه هست
هر موج آبش آیت نومیدی نجات
چشمی که خلق را به تغافل کشد (سحاب)
بنگر طمع که دارم از آن چشم التفات
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و جستجوی معشوق است. شاعر میگوید که وصال محبوب منبع حیات و خوشبختی است، اما این خوشبختی ناپایدار است. بسیاری از مردم در تلاش برای یافتن محبوب در محفل او هستند و او خودش نیز در پی دیدار معشوق است. شاعر به زیباییهای معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچ کس مانند او زیبایی ندارد. او غرق در عشق است و از این وضعیت خوشحال است، حتی با وجود چالشها و مشکلاتی که احساس میکند. در آخر، به چشم معشوق اشاره میکند که میتواند امید را در دل او زنده کند.
هوش مصنوعی: دوست داشتن تو، برایم خوشبختی و زندگی را به ارمغان آورده است، اما افسوس که هر دو این نعمتها ناپایدار و ناپایداری هستند.
هوش مصنوعی: افرادی همیشه در جستجوی تو هستند و در مجالس من حضور دارند، جالب اینجاست که من هر شب از خدا تو را میخواهم.
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد اگر زاهدان از کعبه به سر کوی تو بیایند و برهمنان نیز از سمت منات به جانب تو روی آورند.
هوش مصنوعی: فقط آن لعل (مروارید) که از خط سبز برآمده باشد، کسی گیاهی را ندیده که از آن سبزه سر بزند.
هوش مصنوعی: در دل عشق غرق شدهام و خوشحالم که هر موج آب نشاندهندهی امید نجات است.
هوش مصنوعی: چشمی که میتواند دیگران را به غفلت بیندازد، مانند ابر است. به آن نگاه کن و ببین که من از آن چشم توجه و محبت را میخواهم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای روز عید خلق وز خلق را نجات
بر تو بخیر باد و سعادت شب برات
باشد بلی بخیر و سعادت برات تو
چون خلق را زعدل تو باشد زغم نجات
در دیده مروت و اندر تن خرد
[...]
جبار عرش و فرش و قدیم صفات و ذات
معبود مملکت ملک کون و کاینات
ذاتی قدیم بوده ولیکن نه از قدم
حیی همیشه زنده ولیکن نه از حیات
بر آسمان چو مشعله از قدرتش نجوم
[...]
هرگز ندید چشم جهان روی مکرمات
کوته نشد ز دامن کس دست حادثات
بر زایران نگشت گشاده در عطا
بر اهل فضل بسته نشد راه نایبات
بی مجد دین صفی سلاطین نجیب ملک
[...]
یک بوسه زان دو شکَرِ شیرین تر از نبات
ارزد به نزد من به همه ملکِ کاینات
خضر از کجا و خطِّ غبار تو از کجا
یک بوسه از لب تو و صد چشمه ی حیات
خواهد که احتراز کند از بلا خرد
[...]
ای دیده در شناختن حال کاینات
باید که باشدت نظری از سر انات
بنیاد کارها همه بر هفت و چار دان
نه از سر تهتک رأی از ره ثبات
زان هفت و زین چهار که مجموع یازده است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.