ز اطراف گلستان تو روئیده خار حیف
آورده خار گلبن حسنت به بار حیف
از بس حذر نکردیم از آه دل کنون
از دود آهم آئینه ات گشته تار حیف
شد غنچه ی لب و گل رویت نهان ز خط
زان غنچه صد دریغ وز آن گل هزار حیف
آمد به بار گل بسی آری، در این چمن
بیش از دو روز لیک نماند به بار حیف
باشد اگر چه فصل بهار از پی خزان
لیک این خزان نباشدش از پی بهار حیف
تا جیش خط به عرصه ی حسن تو تاخته است
پنهان شده است مهر رخت در غبار حیف
پوشید از (سحاب) ز بس رخ کنون تو را
زیر سحاب خط شده ماه عذار حیف
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی تلخی و غم ناشی از زیباییهای از دست رفته و زخمهایی است که عشق و دلبستگی به همراه دارد. شاعر به گلستان (جایگاه زیبایی) اشاره میکند که در آن خارها روییدهاند و زیباییها تحت تأثیر درد و غم قرار گرفتهاند. او از غم دل و اثرات شوم آن بر عشق و زیبایی سخن میگوید و به ناپایداری زیباییها اشاره میکند؛ زیبایی که بیشتر از دو روز دوام نداشته و به خاطر غم و خزان، زیباییها در سایه قرار گرفتهاند. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که با وجود فصل بهار، خزان به زیباییها آسیب رسانده است و عشق و زیبایی به پوشش غبار و تیرهگی دچار شدهاند.
هوش مصنوعی: در میان زیباییهای گلستان، خارهای زشت و دردآوری رشد کردهاند که حسرتانگیز است. این خارها به گلهای زیبای تو آسیب میزنند و زیبایی آنها را تحتالشعاع قرار میدهند.
هوش مصنوعی: به خاطر این که از نشانههای دلخوری و اندوه خود پرهیز نکردیم، حالا آه و نالهام مانند دودی شده است که به آینهات رنگ و صلابت بخشیده و آن را تار کرده است. افسوس که این وضعیت به وجود آمده.
هوش مصنوعی: لبان تو همچون غنچه و چهرهات همچون گل پنهان است، افسوس بر اینکه این غنچهها بیخبر بمانند و از آن گل هم هزاران حسرت به جا بماند.
هوش مصنوعی: گلها در این چمن به بار آمدهاند، اما متأسفانه بیش از دو روز دوام نیاوردند. چه حیف!
هوش مصنوعی: اگرچه بهار بعد از پاییز میآید، اما این پاییز نمیتواند از روی بهار باشد. این وضعیت واقعاً تأسفبار است.
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی تو مورد توجه قرار گرفته، عشق و محبت تو در سایه پنهان مانده است. چه حیف که در میان این غبارها، زیبایی چهرهات از دیدگان دور شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و طلعت تو، چهرهات همچون ماهی است که در زیر ابرها پنهان شده و باعث حسرت و افسوس میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آتش به باغ زد ز خزان روزگار حیف
داغ چمن نه ایم، ز بلبل هزار حیف
تأثیر نیست در دل ما فیض عشق را
بر گلخن است سایه ی ابر بهار حیف
از ورطه ای که مقصد ما جز خطر نبود
[...]
عهد شباب رفت و، نشد هیچ کار حیف!
دست طلب نچید گلی زین بهار حیف!
عمر دراز رفت و، نشد فکر توشه یی
از دست شد طناب و، نبستیم بار حیف!
با این سیاه رویی و آلوده دامنی
[...]
رفتی و رفت بیتو ز جانم قرار حیف
نومید گشت خاطر امیدوار حیف
رفتی بمرغزار جنان و نیامدت
زین مرغزار یاد در آن مرغزار حیف
ابری دمید و روی نهفت آفتاب آه
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.