بلای دل کز آن بالا به صد غم مبتلا باشد
کسی داند که چون دل مبتلای آن بلا باشد
نمی خواهم کسی از جانب او پیک ما باشد
گرش قاصد صبا، پیغام پیغام وفا باشد
ز بیماران درد عشق آنکس را دوا باید
که درد عاشقی را چاره فرما از دوا باشد
توان دانست چونی در وفا کز هم نشینانت
به هر کس آشنایی می کنم ناآشنا باشد
به حکم او چو امروزم بسی بردند تا مقتل
سزد رویم اگر از بیم بخشش در قفا باشد
(سحاب) از درد رشک نیکوان گر ایمنی خواهی
نگاری را به دست آور که بیمهر و وفا باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و دردهایی که به دلیل عشق به وجود میآید، میپردازد. شاعر از بلای دل و عذابی که از عشق تحمل میکند سخن میگوید و تأکید میکند که هیچکس نمیتواند وضعیت عاشقانه او را درک کند. او نمیخواهد کسی پیامی از طرف محبوبش به او برساند و آرزو دارد که درد و رنج عاشقیاش به واسطه عشق واقعی تسکین یابد. شاعر همچنین به وفا و اعتماد در روابط عاشقانه اشاره میکند و میگوید کسی که در وفا ثابتقدم باشد، دردش قابل تحمل است. در نهایت، او از حسادت و غم ناشی از عشق ناپایدار و عدم وفا سخن میگوید.
هوش مصنوعی: درد و رنجی که از دل ناشی میشود، تنها کسی میتواند درک کند که خود به چنین احوالی دچار شده باشد.
هوش مصنوعی: من نمیخواهم کسی از طرف او پیامی برای من بیاورد، حتی اگر آن پیام از طرف باد صبا باشد و حامل خبرهای وفاداری باشد.
هوش مصنوعی: کسی که بتواند درد عشق را تسکین دهد، باید خود از درد عاشقی رنج برده باشد. زیرا تنها کسی که این تجربه را داشته، میتواند به درستی به درمان آن کمک کند.
هوش مصنوعی: میتوان فهمید که وفا و صداقت در دوست داشتن چگونه است، زیرا از همراهانت هر کسی به نوعی با دیگران آشنا میشود و ممکن است ناآشنا به نظر برسد.
هوش مصنوعی: به دستور او، امروز بسیاری را به قتلگاه بردند. برایم مناسب است که بروم، اگر از ترس بخشش پشت سرم باشد.
هوش مصنوعی: اگر از حسرت و غصهی خوبان رنج میبری، بهتر است به دنبال کسی باشی که بیوفا و بیعلاقه باشد تا آسیبی نبینی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
پسر کو چون پدر باشد ستایش را سزا باشد
پدر کز جان و دل چونان پسر جوید روا باشد
پسر نزد پدر زیرا گرامی تر عطا باشد
به خاصه چون پسر نیکو خو و نیکو لقا باشد
پسر باید که چون تو نیکنام و پارسا باشد
[...]
دگر گردی روا باشد دلم غمگین چرا باشد
جهان پر خوبرویانند آن کن کت روا باشد
ترا گر من بوم شاید وگر نه هم روا باشد
ترا چون من فراوانند مرا چون تو کجا باشد
جفاهای تو نزد من مکافاتش به جا باشد
[...]
پس از توحید جان افزای تا جانم به جا باشد
به زهد و موعظت گفتن خدا بر من گواباشد
همی بر خویشتن گیرم گوا آن پادشاهی را
که در ملکش نوای مرغ تسبیح و دعا باشد
خداوندی جهانداری ز روی آسمان او را
[...]
نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشد
نشانی ده اگر یابیم وان اقبال ما باشد
تو خورشید جهان باشی ز چشم ما نهان باشی
تو خود این را روا داری وانگه این روا باشد
نگفتی من وفادارم وفا را من خریدارم
[...]
مرا تا آشنایی با بتان دل ربا باشد
محال است این که جانم با صبوری آشنا باشد
نخواهد مرده کس خود را، ولی من زین خوشم، زیرا
ز جان خویش در رنجم که پهلویت چرا باشد
نپنداری ز بهرش رنجها دیده ست این دیده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.