بگشای پای ما که کمند وفای ما
محکم تر است از همه بندی به پای ما
رفتیم از پی دل و دانی به راه عشق
گمراه تر از ما که بود رهنمای ما
گر چون تو دلبری برد از کف دل ترا
آگه شوی ز حال دل مبتلای ما
چون مرگ غیر باعث آزردگی تست
شادیم از این که نیست اثر در دعای ما
تیغ از میان کشیدی و از دل کشیدی آه
کشتی از آن و دادی ازین خونبهای ما
خواهیم مرگ مدعی و خویش تا شود
هم مطلب تو حاصل و هم مدعای ما
بیماری رقیب به حالم نکرد سود
سازد مگر وسیله ی دیگر خدای ما
حیران که در دل که کند جا غم جهان
تا شد بر آستانه ی میخانه جای ما
تا چیست سر اینکه به بیگانگان (سحاب)
زود آشنا شود بت دیر آشنای ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گویا شاعر از عشق و وفاداری سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که آزادش کند، زیرا وفاداریاش از هر نوع بند دیگری مستحکمتر است. شاعر به دنبال دل و عشق است و میگوید که گمراهتر از خودشان، کسی نیست که در این راه آنها را هدایت کند. اگر معشوق حس کند که چگونه دلش را از دست داده، از وضعیت دل او آگاه خواهد شد. شاعر به این نکته اشاره دارد که مرگ هم موجب آزردگیاش نمیشود و از اینرو شاد است، چرا که دعاهایش اثر نکردهاند.
او در ادامه میگوید که معشوق با تیغ خود باعث دو جان دادن او شده و میخواهد هم دشمن و هم خود را قربانی کند تا به مقصودش برسد. او از بیماری رقیبش نمیهراسد، بلکه میداند چه خدایی قصد کمک به او را دارد. در انتها، شاعر حیران است که این غم بزرگ، چگونه در دل جا میگیرد و به میخانهای که به او تعلق دارد، میرسد. و در نهایت به این موضوع میپردازد که چرا بیگانگان سریعتر از آشنایان با دل او آشنا میشوند.
هوش مصنوعی: پاهای ما را آزاد کن، زیرا رشتهای که به پای ما بسته شده به خاطر وفاداریامان محکمتر از هر بندی دیگر است.
هوش مصنوعی: ما برای دنبال کردن دل خود به سوی عشق رفتیم و در این راه، از همه بیشتر گمراه بودیم؛ حالا این سؤال پیش میآید که چه کسی ما را راهنمایی کرده است.
هوش مصنوعی: اگر دلبری همچون تو دل مرا برباید، تو هم از حال دلزدگی و درد ما باخبر خواهی شد.
هوش مصنوعی: ما از اینکه دعاهایمان هیچ اثری در مرگ غیر نمیگذارد، خوشحالیم؛ چون میدانیم که مرگ دیگران باعث ناراحتی ما نمیشود.
هوش مصنوعی: شمشیر را کشیدی و از دل کشیدی، آهی که از این وضعیت کشتی، و در عوض، خون بهایی به ما دادی.
هوش مصنوعی: ما آرزو داریم که هم ما و هم طرف مقابل به خواستههای خود برسیم، حتی اگر این خواستهها به قیمت از دست دادن جان ما تمام شود.
هوش مصنوعی: حال من بیمار است و کسی به من کمک نمیکند، جز اینکه وسیلهای که خداوند فراهم کرده باشد.
هوش مصنوعی: در دل بلاتکلیفی هستم که غم و گرفتاریهای دنیا را کجا بگذارم، در حالی که اکنون در آستانه میخانه، جایی برای خود پیدا کردهام.
هوش مصنوعی: سوالی پیش آمده است که چرا برخی افراد به راحتی با کسانی که غریب هستند آشنا میشوند، در حالی که ارتباط ما با کسی که مدتهاست او را میشناسیم، همچنان طولانی و دشوار باقی میماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
در ما به ناز مینگرد دلربای ما
بیگانهوار میگذرد آشنای ما
بیجرم دوست پای ز ما درکشیده باز
تا خود چه گفت دشمن ما در قفای ما
با هیچکس شکایت جورش نمیکنم
[...]
ای غافل از بلای دل مبتلای ما
جز مبتلا کسی نرسد در بلای ما
ممکن نباشد از سر کوی تو رفتنم
آری مقیّدست به زلف تو پای ما
حجاج اگر به کعبه بیت الحرم روند
[...]
مرحبا ای عشق خوش سودای ما
ای طبیب جمله علت های ما
صبح جهان بود نفس غم زدای ما
جان تازه می شود زدم جانفزای ما
بیدار شد ز خواب گرانجان بی غمی
هر کس شنید ناله دردآشنای ما
ته جرعه ای بود که به خاکش فشانده اند
[...]
گرد فتادگی شده بال همای ما
منت نمی کشد ز کسی مدعای ما
با چاکهای سینه به محشر نمی رویم
تا رنگ و بوی گل نشود خونبهای ما
حیرت ندیدگی گل گلزار وحشت است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.