هر که را در کیش او نهی است راح
خون او در کیش میخواران مباح
شیخ در تقوی صلاح خویش دید
ما صلاح خویش در ترک صلاح
بهر قتل عاشقان مژگان تو
بی نیاز است از سهام و از رماح
میل آزادی ندارم ورنه نیست
بندیم در پای و قیدی بر جناح
بی وفایی شد به عهد یار ما
در میان خوب رویان اصطلاح
ز آن رخ چون روز و زلف چون شبم
تیره گون شد هم صباح و هم رواح
ساقی دهرم (سحاب) از خون دل
پر کند جام صبوحی هر صباح
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری از یک شاعر عارف است که به مسائل عشق و معنویت میپردازد. شاعر بیان میکند که هر کسی که در کیش او نیست، خونش مباح است و او خود را در تقوا میبیند. همچنین نشان میدهد که برای او عشق بدون قید و شرط مهمتر از هر صلاح و تقوایی است. او از بی وفایی یار خود در میان زیباییها شکایت میکند و حالتی از تیرهفروشی روز و شب را توصیف میکند. در انتها، او خود را به عنوان ساقی دهر معرفی میکند که از درد دل خود، جامی پر میکند و هر صبحی را با لذت آغاز میکند. در کل، شعر به تضادهایی در عشق، وفا و آزادی پرداخته است.
هوش مصنوعی: هر کسی که در دینش محدودیتی برای خود قائل نباشد، خون او در نظر کسانی که در پی دستاوردهای مادی و نوشیدن مشروبات هستند، حلال و آزاد محسوب میشود.
هوش مصنوعی: شیخ بر این باور است که برای بهبود خود باید تقوا را در پیش بگیرد، اما ما اعتقاد داریم که برای بهبود خود باید از این تقوا دور شویم.
هوش مصنوعی: چشمان تو به تنهایی برای کشتن عاشقان کافی است و نیاز به تیر و نیزه ندارند.
هوش مصنوعی: من علاقهای به آزادی ندارم، وگرنه نه پایم به زنجیر است و نه بروم به قید.
هوش مصنوعی: دوست ما به عهد و پیمانش وفا نکرد و این بی وفایی در میان زیبا رویان به طور خاصی مطرح شده است.
هوش مصنوعی: چهرهات مانند روز زیبا و درخشان است و موهایت شب را تداعی میکند. اما من به خاطر این زیبایی، هم در صبح و هم در شب دچار تیرگی و غم شدهام.
هوش مصنوعی: ساقی ای که از هر طرف به ما نگاه میکند، هر روز با دلتنگی و اندوه خود، جام شراب را پر میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یا صبیح الوجه قدحان الصباح
والندامی بین سکران و صاح
ای چو روح تازه آمد وقت آنک
روح ما را باز گردانی به راح
وضع الالسن من اوتار نا
[...]
پس پسر را پیشش آرند از صلاح
تا ببندد هر دو را با هم نکاح
خر نشاید کشت از بهر صلاح
چون شود وحشی شود خونش مباح
او چو دیگر پارسایان در صلاح
من چو رندان باده در کف هر صباح
قم فلاتمهل فان الصبح لاح
والثریا غربت والدیک صاح
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.