گنجور

 
سحاب اصفهانی

ز شیخ ما چه شماری هزار فعل قبیح؟

همین بس است که شد منکر جمال صبیح

مپرس حال دل و بنگر اشک خونینم

که این کنایه به حالش بود به از تصریح

چو بزم وصل می صاف نیست گرچه بود

به وصف کوثر و جنت هزار فعل قبیح

به عشق روی بتی بسته ایم زناری

که غیرتش زده صد عقده در دل تسبیح

(سحاب) سیم و زر آور به کف که می نخورند

بتان فریب به نثر بلیغ و نظم فصیح

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
حکیم نزاری

خوش است مجلس اخلاص امّتان مسیح

شراب های مصفّا زساقیان ملیح

مباد مدرسه و خانقه که بیزارم

ز عالمان شنیع و ز زاهدان قبیح

خطیب بر سری منبر چه ژاژ می خاید

[...]

کمال خجندی

خَطَت که بر خَطِ یاقوت بنهم ترجیح

نوشته‌اند بر آن لعلِ لب که انت مَلیح

به لوحِ عارضِ تو آن خَطِ دگر گویی

کشیده خامهٔ قدرت که اَلبَیاضُ صَحیح

نمی‌بریم شکایت ز خَطّ و خالِ بتان

[...]

نظام قاری

خطت که بر خط یاقوت مینهم ترجیح

نوشته است بر آن لعل لب که (انت ملیح)

بزشم نرم که بر پنبه مینهم ترجیح

زفوطه برکت گردد این حدیث صریح

بجیب جامه مثقالی سفید خطیست

[...]

فیض کاشانی

خطیب عشق ندا کرد با زبان فصیح

که خلق جمله مریضند و عاشق است صحیح

زبان گشاد دگر بار بر سر منبر

که اهل عشق جوادند و اهل زهد شحیح

دگر چه خوش نگین گفت خلق بی نمکند

[...]

فیاض لاهیجی

شتاب شام سیه‌چرده و صباح صبیح

بدین درنگِ تو دارد کنایه‌های صریح

لغت‌شناس صحاح زبان حال نیی

و گرنه سوسنِ خاموش قایلی‌ست فصیح

بلند جامة اقبال و پست قامت عمر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه