در این بخش شعرهایی را فهرست کردهایم که در آنها جامی مصرع یا بیتی از مولانا را عیناً نقل قول کرده است:
-
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش ۱۱ - در سبب نظم کتاب و باعث عرض این خطاب :: مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۵ - بیان آنک آنچ بیان کرده میشود صورت قصه است وانگه آن صورتیست کی در خورد این صورت گیرانست و درخورد آینهٔ تصویر ایشان و از قدوسیتی کی حقیقت این قصه راست نطق را ازین تنزیل شرم میآید و از خجالت سر و ریش و قلم گم میکند و العاقل یکفیه الاشاره
جامی (بیت ۵): «کیف یأتی النظم لی و القافیه - بعد ما ضاعت اصول العافیه
مولانا (بیت ۲): کیف یاتی النظم لی والقافیه - بعد ما ضاعت اصول العافیه
-
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش ۱۱ - در سبب نظم کتاب و باعث عرض این خطاب :: مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۰ - شنیدن آن طوطی حرکت آن طوطیان و مردن آن طوطی در قفص و نوحهٔ خواجه بر وی
جامی (بیت ۶): قافیه اندیشم و دلدار من - گویدم مندیش جز دیدار من »
مولانا (بیت ۳۷): قافیهاندیشم و دلدار من - گویدم مندیش جز دیدار من
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۴ :: مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز
جامی (بیت ۵): دور ازان لب جان یکی نالان نی است - «بشنو از نی چون حکایت میکند»
مولانا (بیت ۱): بشنو این نی چون شکایت میکند - از جداییها حکایت میکند
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۴ :: مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز
جامی (بیت ۶): زان لب همچون شکر مانده جدا - «از جداییها شکایت میکند»
مولانا (بیت ۱): بشنو این نی چون شکایت میکند - از جداییها حکایت میکند
در این بخش مجموعه شعرهایی از دو شاعر را که توأماً هموزن و همقافیه هستند در گروههای مجزا فهرست کردهایم:
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲:حرز جانهاست نام دلبر ما - ما اعزاسمه و ما اعلی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۷:انت شمس البقا و غیرک فی - کل شی ء سواک لیس بشی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۷:بانگ تسبیح بشنو از بالا - پس تو هم سبح اسمه الاعلی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴:هر چه اسباب جمال است رخ خوب تو را - همه بر وجه کمال است کما لا یخفی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۱۱:لذت عشق فرو رفت مرا در رگ و پی - عشق می گویم و جان می دهم از لذت وی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶۶:گر گریزی به ملولی ز من سودایی - روکشان دست گزان جانب جان بازآیی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸۹:ای که تو چشمه حیوان و بهار چمنی - چو منی تو خود خود را کی بگوید چو منی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵:چند سوی چمن آیم به هوایت چو صبا - یک ره ای سرو سهی قامت رعنا بنما
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴:دی گذشتیم برآن دلبرو گفتیم دعا - قال من انتم قلنا فقراء غربا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را - ای مسیح از پی پرسیدن رنجور بیا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹:رو ترش کن که همه روترشانند این جا - کور شو تا نخوری از کف هر کور عصا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳:به شکرخنده اگر میببرد جان مرا - متع الله فوادی بحبیبی ابدا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹۲:لا یغرنک سد هوس عن رایی - کم قصور هدمت من عوج الارآء
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۶:شرف کعبه بود کوی تو را - زاده الله تعالی شرفا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:من رسیدم به لب جوی وفا - دیدم آن جا صنمی روح فزا
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷:زد به رفتار خوش قدت ره ما - رفع الله قدره ابدا
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قطعات » شمارهٔ ۳۷:دی فرستاد قطعه ای سوی من - نکته دانی ز زمره فضلا
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۱۷ - سوزنی:دی فرستاد قطعه ای سوی من - نکته دانی ز زمره فضلا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶:صد دهل میزنند در دل ما - بانگ آن بشنویم ما فردا
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸:گاه در دل ساز و گه در دیده جا - هر دو جای توست ای بدرالدجی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۱۳:چند گردم بهر لیلی گرد حی - نی ز لیلی پای میبینم نه پی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۱۴:ناگهان اندر دویدم پیش وی - بانگ برزد مست عشق او که هی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۲۲:هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو می - هم بهاری در میان ماه دی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۱۰:اگر هر دم زنی صد تیغ بر ما - بریدن از تو نتوانیم قطعا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹:دلارام نهان گشته ز غوغا - همه رفتند و خلوت شد برون آ
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶:مرا حلوا هوس کردست حلوا - میفکن وعده حلوا به فردا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹:بکت عینی غداه البین دمعا - و اخری بالبکا بخلت علینا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰:تو بشکن چنگ ما را ای معلا! - هزاران چنگ دیگر هست اینجا
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۱۳:عمری ز رخت بودم با خاطر خوش جانا - ودعت و اودعت فی قلبی اشجانا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷:قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا - البدر غدا ساقی و الکأس ثریانا
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۳:به کعبه گر ننمایی جمال خود ما را - ز خون دیده کنم لعل ریگ بطحا را
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۶:خدای خیر دهاد آن جوان رعنا را - که وارهانید به پیرانه سر ز ما ما را
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۶:بساط سبزه فکندند کوه و صحرا را - ز لاله آرزوی جام تازه شد ما را
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قصاید » شمارهٔ ۱:درین صحیفه چو آغاز کردم املا را - گرفتم از همه اولیٰ ثنای مولیٰ را
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قطعات » شمارهٔ ۳۰:دلا چو روی در ارباب معنی آوردی - مبر به کار قوانین شعر و انشا را
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۲:اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را - بریز خون دل آن خونیان صهبا را
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸:ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را - ببافت جامع کل پردههای اجزا را
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳:کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را - بروبد از دل ما فکر دی و فردا را
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۲:یارب انصافی بده آن شیخ دعوی دار را - تا به خواری ننگرد رندان دردی خوار را
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۳:چند بوسم دست و پا پیک دیار یار را - فرخ آن ساعت که یابم دولت دیدار را
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۴:کیست کز عشاق پیغامی رساند یار را - وز فراموشان دهد یاد آن فرامش کار را
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹:ای ز مقدارت هزاران فخر بیمقدار را - داد گلزار جمالت جان شیرین خار را
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۶۹:کار ما جز فکر مردن نیست دور از یار ما - وه که یار ما ندارد هیچ فکر کار ما
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:پردهی دیگر مزن جز پردهی دلدار ما - آن هزاران یوسف شیرینِ شیرینکار ما
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۴:آفتاب حسن طالع شد چو افکندی نقاب - حسن طالع بین که دیدم آن رخ چون آفتاب
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۵:هر کجا زد خیمه چون ماه سپهر آن آفتاب - بیدلان از رشته جان ساختند آن را طناب
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قطعات » شمارهٔ ۲:جامی ابنای زمان از قول حق صم اند و بکم - نام ایشان نیست عندالله به جز شرالدواب
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۶:بود پاک از رنگها بی شیشه نور آفتاب - چون به رنگ شیشه ظاهر گشت شد برخود حجاب
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قطعات » شمارهٔ ۲۰:آن یکی خواهد به شهوت زن که تا فرزند او - بعد مرگ از وی بماند در جهان نایب مناب
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قطعات » شمارهٔ ۵۰:دی به حمام اندرون از فرق آن مه سرتراش - جمع می کرد آنچه می افکند در یک کاسه آب
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸:آه از این زشتان که مهرو مینمایند از نقاب - از درونسو کاهتاب و از برونسو ماهتاب
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹:یا وصال یار باید یا حریفان را شراب - چونک دریا دست ندهد پای نِه در جوی آب
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۶:صلای باده زد پیر خرابات - بیا ساقی که فی التاخیر آفات
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۶:بده یک جام ای پیر خرابات - مگو فردا که فی التأخیر آفات
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۰:ایا ساقی توی قاضی حاجات - شرابی ده که آرد در مراعات
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۸:بر درت جا کنند اهل نجات - رفع الله قدرهم درجات
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۵۳:ساقیا چند ذکر موت و حیات - باده در ده که کل آت آت
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۶:طرب ای بحر اصل آب حیات - ای تو ذات و دگر مهان چو صفات
مولانا » مجالس سبعه » المجلس الثانی » مناجات:ای حریقان آتش شهوات - وی غریقان قلزم خطرات
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۹:صد خارم از فراق تو در پای دل شکست - وز گلشن وصال تو نامد گلی به دست
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۵۶:ما رند و عاشقیم و نظرباز و می پرست - بر ما حرام جز می و معشوق هر چه هست
جامی » بهارستان » روضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات) » بخش ۱۲:در هر دلی که عز قناعت نهاد پای - از هر چه بود حرص و طمع را ببست دست
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۷:ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست - رخ بر رخش مدار که آن یار نازکست
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۱:گفتمش ای سخت دل عهد تو سست است از نخست - گفت تا کی گوییم در روی چندین سخت و سست
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قطعات » شمارهٔ ۳:باز رست از پنجه پنجه گریبان حیات - جامی اما نامدت دامان بهبودی به دست
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۹:پیش قدت دست خدمت بسته هر سروی که هست - دست بسیار است جان من بلی بالای دست
جامی » بهارستان » روضهٔ ششم (در مطایبه) » بخش ۲۶:آن شنیدستی که ترکی وصف جنت چون شنید - گفت با واعظ که آنجا غارت و تاراج هست؟
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۰:چون نظر کردن همه اوصاف خوب اندر دلست - وین همه اوصاف رسوا معدنش آب و گلست
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۳:تو حور جنتی اما ز چشم فتانت - ز بس که خاست بلا عذر خواست رضوانت
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۶:به حق چشم خمار لطیف تابانت - به حلقه حلقهٔ آن طرهٔ پریشانت
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۷:قربان شدن به تیغ جفای تو عید ماست - جان می دهیم بهر چنین عید عمرهاست
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قصاید » شمارهٔ ۳:گنجی ست نقد فقر که آن را طلسمهاست - مشکل ترین طلسم طلسم وجود ماست
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۶۰:گفتم به قامتت ز کجی خوشتر است راست - کرد ابرویت ز گوشه اشارت که این خطاست
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۳۴:گنج مراد را که بر او قفل ابتلاست - دندانه کلید ز دندان اژدهاست
جامی » بهارستان » روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان) » بخش ۹:چون ذل فاقه زور کند بر سخنوری - گر مدح پادشاه سخاور کند سزاست
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰:از بامداد روی تو دیدن حیات ماست - امروز روی خوب تو یا رب چه دلرباست
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۹:عاشق تو شهید تیغ بلاست - سرکوی تو روضة الشهداست
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قطعات » شمارهٔ ۲۹:خوشنویسی چو عارض خوبان - سخنم را به خط خوب آراست
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۷:صوفیان آمدند از چپ و راست - در به در کو به کو که باده کجاست
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۱:ما خسته خاطریم و دل افگار و دردمند - زان یار جنگجوی و نگار جفاپسند
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قطعات » شمارهٔ ۴۹:می گفت دی خطیب که خواهم نشان شاه - تا اسب من ز ایلچیان کم کشد گزند
مولانا » فیه ما فیه » فصل یازدهم - مشتاقیم الّا چون میدانیم که شما به مصالح خلق مشغولید زحمت دور میداریم:تو جوهری و هر دو جهان مر ترا عرض - جوهر که از عرض طلبند هست ناپسند
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۶:از یار کهن نمی کنی یاد - این پیشه نو مبارکت باد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۲:رفتیم بقیه را بقا باد - لابد برود هر آنک او زاد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۳:جانی که ز نور مصطفی زاد - با او تو مگو ز داد و بیداد
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۷:شب ماه عید را ز شفق چرخ جلوه داد - بر کف حریف لعل قبا جام زر نهاد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶۶:چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد - در چشمهای مست تو نقاش چون نهاد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶۷:چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد - در چشمهای مست تو نقاش چون نهاد
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۹:خنده ای زد دهنت رسته دندان بنمود - وز رگ جان گره غصه به دندان بگشود
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۸:هر که از میکده عشق تو بویی شنود - تا زید مست زید چون برود مست رود
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۰:واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود - فرقیی مشکل چون عاشق و معشوق نبود
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۰:حلقه گوش تو را هر که بدین لطف بدید - حلقه بندگی عشق تو در گوش کشید
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۲:باز صبح طرب از مطلع امید دمید - نفحات ظفر از گلشن اقبال وزید
جامی » بهارستان » روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما) » بخش ۶:ابلهی کو می کند موی سفید خود سیاه - از پی پیری جوانی را همه دارد امید
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۱:این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید - چون صفیری و ندایی ز سوی غیب شنید
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۱:ساقی به شکل جام زر آمد هلال عید - می ده به فر دولت سلطان ابوسعید
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷۹:صبح آمد و صحیفه مصقول برکشید - وز آسمان سپیدهٔ کافور بردمید
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۳:ز سبزه گرد لب جوی خط تازه دمید - به تازگی خط آیندگان باغ رسید
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۴:به طرف باغ عجب دلکش است سایه بید - که لمعه لمعه درخشد ازان میان خورشید
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قطعات » شمارهٔ ۹:به گرد عارض تو گر دمیده یک دو سه موی - مکن ز عشق من و حسن خویش قطع امید
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵۵:سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید - سلام گرد جهان گشت جز تو نپسندید
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۴:تو طفل خردسالی و ما پیر سالخورد - با ما ببین که عشق تو پیرانه سر چه کرد
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۵:وصلت نیافت دل به خیال تو جان سپرد - جویای آب تشنه لب اندر سراب مرد
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۶:خاکی که زیر پای خود آن شوخ بسپرد - صد جان بها دهند اگر پا بیفشرد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶۹:خیاط روزگار به بالای هیچ مرد - پیراهنی ندوخت که آن را قبا نکرد
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۳:سپاه دوست کزین سو سوار می گذرید - ز روی لطف به سوی فتادگان نگرید
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵۴:فزود آتش من آب را خبر ببرید - اسیر میبردم غم ز کافرم بخرید
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۴:ای کسانی که در آن کوی گذاری دارید - این چنین در غم و اندوه مرا مگذارید
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰۱:عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید - دولتی هست حریفان سر دولت خارید
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۴:جان از آن لبها حکایت میکند - طوطی از شکر روایت میکند
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۱:خنده از لطفت حکایت میکند - ناله از قهرت شکایت میکند
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۹:هر آه جگرسوز که از سینه برآید - دودی ست کزو بوی کباب جگر آید
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۴:هر نکته که از زهر اجل تلختر آید - آن را چو بگوید لب تو چون شکر آید
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۸:ساقی بیا که میکده را فتح باب شد - پر کن قدح که دور شه کامیاب شد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸۰:صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد - صد بحر سلطنت ز تطاول سراب شد
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۸:کو صبا تا ره به سرو خوش خرام من برد - گه سلام او رساند گه پیام من برد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۳:ذره ذره آفتاب عشق دردی خوار باد - مو به موی ما بدان سر جعفر طیار باد
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۵:بساط زرکش شاهی چه نقش ما دارد - تن برهنه ما نقش بوریا دارد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳۱:مها به دل نظری کن که دل تو را دارد - به روز و شب به مراعاتت اقتضا دارد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳۲:مها به دل نظری کن که دل تو را دارد - که روز و شب به مراعاتت اقتضا دارد
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۲:حلقه زر تا به گوشت جای کرد ای سیمبر - قامتم چون حلقه شد زین رشک و رخسارم چو زر
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۸:بر کنار دجله دور از یار و مهجور از دیار - دارم از اشک جگرگون دجله خون در کنار
جامی » بهارستان » روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان) » بخش ۱۹:بایدت ملک سکندر چون وی از حسن سیر - دشمنان را دوست گردان دوستان را دوستر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶۷:سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر - جان سپر کردم ولیکن تیر کم زن بر سپر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶۸:نیشکر باید که بندد پیش آن لبها کمر - خسروی باید که نوشم زان لب شیرین شکر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۸:شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر - شادیی کان از دلت آید زهی کان شکر
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۳:ز رشک قدت ای سرو سمنبر - به صد پاره دلی دارد صنوبر
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۴:به خونم گر کشی تیغ ای ستمگر - نخواهد شد تمنای تو از سر
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۶:کند گل چون رخت خود را تصور - ازان دارد ز گل غنچه دلی پر
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قطعات » شمارهٔ ۲۳:دلا منشین درین ویرانه چون چغد - سوی مرغان قدسی آشیان پر
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۷:زهی نور تو از هر ذره ظاهر - کمال وحدت ذات تو قاهر
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۸:قدت سرویست جانا سایه پرور - به صد دل در هوای او صنوبر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴۷:در این سرما و باران یار خوشتر - نگار اندر کنار و عشق در سر
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۵:روزه چون می داری ای شیرین پسر - کز دو لب بینم دهانت پرشکر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹۶:گر ز سر عشق او داری خبر - جان بده در عشق و در جانان نگر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹۹:ای نهاده بر سر زانو تو سر - وز درون جان جمله باخبر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰۰:بس که میانگیخت آن مه شور و شر - بس که میکرد او جهان زیر و زبر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰۷:در چمن آیید و بربندید دید - تا نیفتد بر جماعت هر نظر
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۷:شد مه عید از شفق چون جام زر باز آشکار - یعنی از آب شفق گون جام زر خالی مدار
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۹:گل خوش است و عید خوش وز هر دو خوشتر وصل یار - خاصه بعد از محنت هجران و درد انتظار
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قصاید » شمارهٔ ۱۰:این مقام خوش که می بخشد نسیم وصل یار - خیر دار حل فیها خیر ارباب الدیار
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۹:عید شد و اندر کنار و بوسه با هم هر دو یار - یار ما ناداده بوسه می کند از ما کنار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶۰:عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار - گازری در خشم گشت از آفتاب نامدار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶۱:عرض لشکر میدهد مر عاشقان را عشق یار - زندگان آن جا پیاده کشتگان آن جا سوار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶۴:مطربا در پیش شاهان چون شدستی پرده دار - برمدار اندر غزل جز پردههای شاهوار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶۶:مرحبا ای جان باقی پادشاهِ کامیار - روحبخش هر قَران و آفتاب هر دیار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۳:خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار - خوی من کی خوش شود بیروی خوبت ای نگار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۶:لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار - باز اندر پرده میشد همچنین تا هشت بار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۷:از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار - چون نگیرم خویش را من هر شبی اندر کنار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۱:ای صبا حالی ز خد و خال شمس الدین بیار - عنبر و مشک ختن از چین به قسطنطین بیار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۰:سیدی انی کلیل انت فی زی النهار - اشتکی من طول لیلی الفرار این الفرار
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۰:ابشروا اذ لاح من نجد مقامات السرور - منزل سلمی و اطلالش نمایان شد ز دور
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۹:بهر شهوت جان خود را میدهی همچون ستور - وز برای جان خود که میدهی وانگه به زور
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۲:خطی ست بر گل رویت ز مشک تر مسطور - که باد آفت چشم بد از جمال تو دور
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۸:تو نور مطلقی و دیگران مجالی نور - تجلی تو درآنها به اختیار و شعور
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قصاید » شمارهٔ ۴ - القصائد:سحر چو بر دل من تافت نور صبح نشور - صدای صیحه قوموا شنیدم از دم صور
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴۴:ندا رسید به جانها ز خسرو منصور - نظر به حلقه مردان چه میکنید از دور
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴۵:به من نگر که منم مونس تو اندر گور - در آن شبی که کنی از دکان و خانه عبور
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵۱:قدح شکست و شرابم نماند و من مخمور - خراب کار مرا شمس دین کند معمور
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۳:زد سحر طایر قدس ز سر سدره صفیر - که درین دامگه حادثه آرام مگیر
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۴:گرچه طفلی و هنوزت شکر آلوده شیر - دل صد پیر و جوان هست به عشق تو اسیر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹۰:صنما این چه گمانست فرودست حقیر - تا بدین حد مکن و جان مرا خوار مگیر
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۷۹:نهادی لعل رخشان بر بناگوش - سهیل و ماه را کردی هم آغوش
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳۶:برفتم دی به پیشش سخت پرجوش - نپرسید او مرا بنشست خاموش
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۸۳:من بی دل چو خواهم داد جان نادیده دیدارش - مدد کن ای اجل تا زار میرم زیر دیوارش
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲۲:چه دارد در دل آن خواجه که میتابد ز رخسارش - چه خوردست او که میپیچد دو نرگسدان خمارش
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۸۹:سپیده دم که شد از خانه عزم حمامش - هزار دلشده شد خاک ره به هر گامش
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۷:مباد با کس دیگر ثنا و دشنامش - که هر دو آب حیاتست پخته و خامش
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۴۹۲:شوخی که تاجداران بوسند خاک راهش - سوی چو من گدایی مشکل فتد نگاهش
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶۴:میگفت چشم شوخش با طره سیاهش - من دم دهم فلان را تو درربا کلاهش
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۲۰:خلقی چو گل شکفته و خندان به طرف باغ - ما و دلی ز هجر تو چون لاله داغ داغ
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹۸:امروز روز شادی و امسال سال لاغ - نیکوست حال ما که نکو باد حال باغ
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۳۶:ای ذات تو از صفات ما پاک - کنه تو برون ز حد ادراک
مولانا » مجالس سبعه » المجلس الثانی » مناجات:ای مسند تو ورای افلاک - قدر تو و خاک توده، خاشاک
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۵۰:فاح ریح الصبا و صاح الدیک - باده درده که صبح شد نزدیک
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲۳:ای ظریف جهان سلام علیک - ان دائی و صحتی بیدیک
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۵۱:درین مقرنس زنگارگون مینا رنگ - بر آبگینه ارباب همت آید سنگ
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲۷:تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ - خراب گنج تو دارد چرا شود دلتنگ
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲۸:حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ - چو سگ صداع دهد تن مزن برآور سنگ
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۵۴:من که مهر عارضت می ورزم از صبح ازل - نگسلم از زلف تو پیوند تا شام اجل
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۵۵:قتل من خواهد ز یکسو غم ز دیگر سو اجل - پیشدستی کن که نبود دست پیشین را بدل
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶۰:باده ده ای ساقی جان باده بیدرد و دغل - کار ندارم جز از این گر بزیم تا به اجل
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۵۶:لعل جانبخش تو لا یبخل فیما یسال - چشم خون ریز تو لایسال عما یفعل
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۶۲:آمدی سوی من و ز اشک خودم مانده خجل - که به ره پای تو چون سرو شد آلوده به گل
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۰:حادی عشق اگر راز تو گوید به جبل - باشد از نقص جبل گر نکند رقص جمل
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴۴:شتران مست شدستند، ببین رقص جمل - زُ اشتر مست که جوید ادب و علم و عمل
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴۵:تو مرا می بده و مست بخوابان و بهل - چون رسد نوبت خدمت نشوم هیچ خجل
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۵۹:حق آفتاب و جهان همچو سایه است ای دل - اما رایت الی الرب کیف مد الظل
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قصاید » شمارهٔ ۱۴:نسیم جان شنوم گوییا ز عالم دل - گشاده اند دری در حریم این منزل
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قصاید » شمارهٔ ۱۷ - تاریخ دیگر:به هشتصد و نود و پنج در شب شنبه - که بود سلخ مه فوت احمد مرسل
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵۷:پیام کرد مرا بامداد بحر عسل - که موج موج عسل بین به چشم خلق غزل
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵۸:به گوش دل پنهانی بگفت رحمت کل - که هر چه خواهی میکن ولی ز ما مسکل
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۶۱:مسلمانان چه سازم چاره با آن شوخ سنگین دل - که هم کام از لبش صعب است و هم صبر از رخش مشکل
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳۷:الا ای رو ترش کرده که تا نبود مرا مدخل - نبشته گرد روی خود صلا نعم الادام الخل
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴۰:هر آن کو صبر کرد ای دل ز شهوتها در این منزل - عوض دیدست او حاصل به جان زان سوی آب و گل
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۶۹:می رسی خندان و می گویی به پایم چشم مال - چشم می مالم مباد این خواب باشد یا خیال
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶۵:یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال - بالهوی زلزلتنی و العقل فی الزلزال زال
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶۶:یا بدیع الحسن قد اوضحت بالبلبال بال - بالهوی زلزلتنی و العقل فی الزلزال زال
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۸۰:من بنده حقیر و تو سلطان محتشم - گر در غم تو زار بمیرم تو را چه غم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰۴:اشکم دهل شدهست از این جام دم به دم - می زن دهل به شکر دلا لم و لم و لم
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۸۱:خواهم از تیغت پس از قتل استخوان خود قلم - تا کنم شرح غمت بر لوح خاک خود رقم
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۵:چون ز فیض رشحات نم باران قدم - سربرافراخت نی از خاک نیستان عدم
جامی » بهارستان » روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما) » بخش ۷:پیش کسری ز خردمند حکیمان می رفت - سخن از سخت ترین موج درین لجه غم
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۱۴ - انوری:دی مرا عاشقکی گفت: غزل می گویی - گفتم: از مدح و هجا دست بیفشاندم هم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳۸:مادرم بخت بده است و پدرم جود و کرم - فرح ابن الفرح ابن الفرح ابن الفرحم
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۸۲:با غم و درد تو کنم دمبدم - شکر که بالشکر تدوم النعم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶۹:ای دل صافی دم ثابت قدم - جئت لکی تنذر خیر الامم
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۸۴:زهی رسیده تو را هر دم از خدای پیام - علیک الف صلوة و الف الف سلام
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۱۰:من آن نیم که پی حفظ اعتقاد عوام - کشم عنان ارادت ز نقل باده و جام
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قطعات » شمارهٔ ۵:چو راند از در خود قهر حق لئیمی را - به میل نیل امانی و حرص جمع حطام
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳۲:به حق آنک بخواندی مرا ز گوشه بام - اشارتی که بکردی به سر به جای سلام
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳۳:به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام - که عزم صد سفرستم ز روم تا سوی شام
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳۴:سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام - دل غریب بیابد ز نامه شان آرام
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳۵:به گوش من برسانید هجر تلخ پیام - که خواب شیرین بر عاشقان شدهست حرام
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۸۶:ز لعلش کام جستم داد دشنام - بحمدالله که باری یافتم کام
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹۵:اگر تو نیستی در عاشقی خام - بیا مگریز از یاران بدنام
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴۱:مرا خواندی ز در تو خستی از بام - زهی بازی زهی بازی زهی دام
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۵۹۵:نیایم سوی تو هر چند سوزد شوق دیدارم - که با اغیار همدم دیدنت طاقت نمی آرم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱۳:کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارم - در آن کویی که می خوردم گرو شد کفش و دستارم
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۶۱۶:چو نتوانم که با آن مه نشینم - به چشم حسرتش از دور بینم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲۱:من از عالم تو را تنها گزینم - روا داری که من غمگین نشینم؟!
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۶۱۸:بیا که وصل تو را از خدای می خواهم - بیا که گوش بر آواز و چشم بر راهم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۸:مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم - وگر درم نگشایی مقیم درگاهم
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۶۱۹:من بیدل گهی ز آمد شد کویت نیاسایم - ولی هرگز نمی بینم تو را چندان که می آیم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۸:ندارد پای عشق او دل بیدست و بیپایم - که روز و شب چو مجنونم سر زنجیر می خایم
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۶۲۰:هستم ز جان غلامت اما گریز پایم - صد بارم ار فروشی بگریزم و بیایم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰۰:عالم گرفت نورم بنگر به چشمهایم - نامم بها نهادند گرچه که بیبهایم
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۶۲۱:من آن نیم که زبان را به هرزه آلایم - به مدح و ذم خسان نوک خامه فرسایم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴۲:ببسته است پری نهانیی پایم - ز بند اوست که من در میان غوغایم
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۶۷۳:نیاساید کس از افغان من جایی که من باشم - همان بهتر که هم خود همنشین خویشتن باشم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۳:من آنم کز خیالاتش تراشنده وثن باشم - چو هنگام وصال آمد بتان را بت شکن باشم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳۴:چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم - چو هر خاری از او گل شد چرا من یاسمن باشم
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۱۲:کجا باشد چو تو شوخی کماندار و کمند افکن - شکرگفتار و شیرین لب سمن رخسار و سیمین تن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۰:چراغ عالم افروزم نمیتابد چنین روشن - عجب این عیب از چشم است یا از نو یا روزن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۲:چو آمد روی مه رویم کی باشم من که باشم من - چو زاید آفتاب جان کجا ماند شب آبستن
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۱۳:همچو نقطه خال آن شیرین دهن - زیر لب افتاده بالای ذقن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۶:هر کجا که پا نهی ای جان من - بردمد لاله و بنفشه و یاسمن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱۰:بشنو از دل نکتههای بیسخن - و آنچ اندر فهم ناید فهم کن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱۲:ای دلارام من و ای دل شکن - وی کشیده خویش بیجرمی ز من
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱۶:جان من جان تو جانت جان من - هیچ دیدستی دو جان در یک بدن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱۷:آمد آمد در میان خوب ختن - هر دو دستت را بشو از جان و تن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۲۷:یا صغیر السن یا رطب البدن - یا قریب العهد من شرب اللبن
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۱۴:آن کان حسن بود و نبود از جهان نشان - و الآن ان عرفت علی ما علیه کان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴۷:میآیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن - برکندهای به خشم دل از یار مهربان
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۱۵:بیا ای ساقی مهوش بده جام می رخشان - به روی شاه ابوالقاسم معزالدوله بابرخان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴۴:مرا در دل همیآید که من دل را کنم قربان - نباید بددلی کردن بباید کردن این فرمان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴۵:عدو توبه و صبرم مرا امروز ناگاهان - میان راه پیش آمد نوازش کرد چون شاهان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱۹:اگر امروز دلدارم درآید همچو دی خندان - فلک اندر سجود آید نهد سر از بن دندان
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۱۶:تو در پرده نهان ای کعبه جان - ز شوقت عالمی رو در بیابان
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۲:درین راهم گشادی نیست چندان - که منزل دور و زادی نیست چندان
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۵ - عنصری:تو آن شاهی که اندر شرق و در غرب - جهود و گبر و ترسا و مسلمان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰۱:ز زخم دف کفم بدرید ای جان - چه بستی کیسه را دستی بجنبان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰۳:شنیدی تو که خط آمد ز خاقان - که از پرده برون آیند خوبان
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۲۰:چند از دگران وصف جمال تو شنیدن - خوش آنکه میسر شودم روی تو دیدن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹۰:با روی تو کفر است به معنی نگریدن - یا باغ صفا را به یکی تره خریدن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹۱:ما دست تو را خواجه بخواهیم کشیدن - وز نیک و بدت پاک بخواهیم بریدن
مولانا » مجالس سبعه » المجلس الثالث » حکایت:از زلف بیاموز کنون بنده خریدن - کز چشم بیاموختهای پرده دریدن
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۲۵:ای خاک نعل توسن تو تاج سرکشان - دیوانه جمال تو خیل پریوشان
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۲:رفتی و دیده ام به وداع تو خون فشان - جان و دل از قفای تو در خاک و خون کشان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴۸:آن کیست ای خدای؟ کاز این دام ِ خامُشان - ما را همیکَشد به سویِ خود کشان کشان
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۳۳:ای به رخت هر نفس مهر دل ما فزون - وجهک «شمس الضحی » نحن له عابدون
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶۷:ای هوس عشق تو کرده جهان را زبون - خیرهٔ عشقت چو من، این فلکِ سرنگون
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۳۹:ای ز خورشید رخت تا ماه بعد المشرقین - اهل بینش را تماشای جمالت فرض عین
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۴۲:ترک شهر آشوب من زینسان که شد صحرانشین - خواهم از شوقش به صحرا رو نهادن بعد ازین
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قصاید » شمارهٔ ۲۱:برتر آمد در علو این منزل از چرخ برین - نیست با این منزلت یک خانه در روی زمین
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قطعات » شمارهٔ ۳۷:جامی ارباب کرم نایاب چون عنقا شدند - اهل همت را بود قاف قناعت فرض عین
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۲:گفت دانایی چو پرسیدم که قلب العبد این - از سر بینش که قلب العبد بین الاصبعین
جامی » بهارستان » دیباچه:با خرد گفتم چه سازم زیور این نوعروس - تا به چشم خواستگارانش فزاید زیب و زین
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳۷:هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگین - کو به نقشی دیگر آید سوی تو می دان یقین
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳۸:نازنینی را رها کن با شهان نازنین - ناز گازر برنتابد آفتاب راستین
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷۲:عاشقا دو چشم بگشا چارجو در خود ببین - جوی آب و جوی خمر و جوی شیر و انگبین
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷۳:موی بر سر شد سپید و روی من بگرفت چین - از فراق دلبری کاسدکن خوبان چین
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷۴:ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین - ناله من گوش دار و درد حال من ببین
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۸۰:یارکان رقصی کنید اندر غمم خوشتر از این - کره عشقم رمید و نی لگامستم نی زین
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۴۰:بیا ای اهل دل را قرة العین - کمان ابروانت قاب قوسین
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹۸:ندا آمد به جان از چرخ پروین - که بالا رو چو دردی پست منشین
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱۱:تو را پندی دهم ای طالب دین - یکی پندی دلاویزی خوش آیین
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱۶:برآ بر بام و اکنون ماه نو بین - درآ در باغ و اکنون سیب می چین
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۴۳:مشو سنگین دلا مشغول چوگان باختن چندین - یکی چوگان حوالت کن به من جانبازی من بین
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۶:مرا هر دم همیگویی که برگو قطعه شیرین - به هر بیتی یکی بوسه بده پهلوی من بنشین
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۷:توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین - درون مدرسه حجره به پهلوی شهابالدین
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱۸:می تلخی که تلخیها بدو گردد همه شیرین - بت چینی که نگذارد که افتد بر رخ ما چین
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۴۴:کشیده بود مه از حسن سر به چرخ برین - چو دید روی تو آمد ز آسمان به زمین
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸۰:چهار شعر بگفتم بگفت نی به از این - بلی ولیک بده اولا شراب گزین
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸۴:بیا بیا که ز هجرت نه عقل ماند نه دین - قرار و صبر برفتهست زین دل مسکین
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۵۱:ای ز تو کوه کوه غم بر دل مبتلای من - نیست مراد خاطرت جز غم و جز بلای من
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۴:سیر نمیشوم ز تو ای مه جان فزای من - جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای من
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۵:من طربم طرب منم زهره زند نوای من - عشق میان عاشقان شیوه کند برای من
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۹۴:با این جمال همدم مستان عشق شو - یک بار الست گوی و هزاران بلی شنو
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳۳:ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو - آیی به حجرهٔ من و گویی که گَل برو
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳۷:این ترک ماجرا ز دو حکمت برون نبو - یا کینه را نهفتن یا عفو و حسن خو
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳۹:رفتم به کوی خواجه و گفتم که خواجه کو - گفتند خواجه عاشق و مست است و کو به کو
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۹۵:تا خم چرخ کهن باشد و جام مه نو - بهر جامی بودم خرقه به خمخانه گرو
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۰۸:خواجه درمانده فرج است و گرفتار گلو - «فانکحوا» بیش نخوانده ست ز قرآن و «کلوا»
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۰:ساقیا خیز که چون داس زر آمد مه نو - عید ازان مزرع پرهیز و ورع کرد درو
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۸:همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو - چو مرا یافتهای صحبت هر خام مجو
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲۲:سر عثمان تو مست است بر او ریز کدو - چون عمر محتسبی دادکنی این جا کو
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۹۶:ای به دلم گرفته جا دمبدم از نظر مرو - مرهم سینه چون تویی مردم دیده هم تو شو
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۴:هین کژ و راست میروی باز چه خوردهای بگو - مست و خراب میروی خانه به خانه کو به کو
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۵:کی ز جهان برون شود جزو جهان هله بگو - کی برهد ز آب نم چون بجهد یکی ز دو
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۹:باده چو هست ای صنم بازمگیر و نی مگو - عرضه مکن دو دست تی پر کن زود آن سبو
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۹۷:یشهد الله اینما یبدو - انه لا اله الا هو
مولانا » دیوان شمس » مستدرکات » تکه ۱:کدیهای میکنم سبک بشنو - خبر عشق میدهم بگرو
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۷۹۸:شبی چون مه نمودی روی نیکو - برآمد نعره از انجم که ما هو
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۰۰:دلا کام از لبش با چشم تر جو - والا لم تجد ما کنت ترجو
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۸۸:در این رقص و در این های و در این هو - میان ماست گردان میر مه رو
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۰۳:زینسان که خو گرفت دلم با وصال تو - وای من آن زمان که نبینم جمال تو
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳۴:ای دیده من جمال خود اندر جمال تو - آیینه گشتهام همه بهر خیال تو
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۳۷:ز هر طرف که درآمد گشاده رخ آن ماه - مرا مشاهده شد سر ثم وجه الله
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰۸:چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاه - ز ذره ذره شنو لا اله الا الله
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۴۳:رمید آن آهوی مشکین ز من آه - نای عنی غزال کنت اهواه
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۴۴:دلم شبها کشد زان دام زلف آه - بهذا نال زلفی دام زلفاه
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳۹:ایا گم گشتگان راه و بیراه - شما را باز میخواند شهنشاه
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۴۰:چنین میزن دو دستک تا سحرگاه - که در رقص است آن دلدار و دلخواه
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۵۳:آن شیخ چه دیده ست که در خانه خزیده - با خویشتن آمیخته وز خلق بریده
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۹۵:اشکی که تو را بر گل رخسار دویده - باران بهار است که بر لاله چکیده
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳۲:ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده - بگذاشته ما را تو و در خود نگریده
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳۴:ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده - وی رخت از این جای بدان جای کشیده
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۵۶:ای گشته دلم هزار باره - از تیغ غمت هزار پاره
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قطعات » شمارهٔ ۷:دنیا جیفه است و اهل دنیا - اکثر چو سگان جیفه خواره
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۵۰:آمد مه و لشکر ستاره - خورشید گریخت یک سواره
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۵۶:ماییم قدیم عشق باره - باقی دگران همه نظاره
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۵۷:ای گشته دلت چو سنگ خاره - با خاره و سنگ چیست چاره
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۵۹:ساقی بیا که دارد اکنون به کف پیاله - بر طرف باغ نرگس بر روی دشت لاله
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹۴:از بس که مطرب دل از عشق کرد ناله - آن دلبرم درآمد در کف یکی پیاله
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۶۱:خوشا می از کف آن ماه چارده ساله - که بهر نقل دهد بوسه ای ز دنباله
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۱۶:برو برو که به بز لایق است بزغاله - برو که هست ز گاوان حیات گوساله
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۶۴:تعالی الله زهی شاه یگانه - زهی حسن و جمال جاودانه
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۶۶:منم امروز و اشک دانه دانه - که رفت از چشمم آن در یگانه
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قطعات » شمارهٔ ۳۱:فغان از دست آن کاتب که کلکش - به بیش و کم نویسی شد فسانه
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۴۶:مکن راز مرا ای جان فسانه - شنیدستی مجالس بالامانه
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۶۷:شدم ز مدرسه و خانقاه بیگانه - سر نیاز من و آستان میخانه
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۷:خوش آنکه بود ز تو خانه ام پریخانه - کجا شدی که شدم بی رخ تو دیوانه
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۱۲:چو مست روی توام ای حکیم فرزانه - به من نگر تو بدان چشمهای مستانه
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۸۶۸:گهی بوسم به مستی پای خم گه دست پیمانه - کنم دریوزه فیض از بزرگ و خرد میخانه
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۹۸:زهی بزم خداوندی زهی میهای شاهانه - زهی یغما که میآرد شه قفجاق ترکانه
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۰۸:شبها من و خیال تو و کنج خانهای - با خود ز گفتوگوی تو هردم فسانهای
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷۳:ای از جمال حسن تو عالم نشانهای - مقصود حسن توست و دگرها بهانهای
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸۶:ای عشق کز قدیم تو با ما یگانهای - یک یک بگو تو راز چو از عین خانهای
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۰۹:ای تو را چون من به هر ویرانهای دیوانهای - پیش ماه عارضت شمع فلک پروانهای
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸۹:پیش شمع نور جان دل هست چون پروانهای - در شعاع شمع جانان دل گرفته خانهای
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۱۲:ز شیخ چله نشین دور باش و چله وی - که هست چله وی سردتر ز چله دی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۱۴:نشان نبود ز عهد الست و قول بلی - که می رسید به گوش دلم ز عشق ندی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۸:بیا بیا که صدای درای و بانگ حدی - همی دهد خبر از قرب هودج لیلی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۶۰:نهان شدند معانی ز یار بیمعنی - کجا روم که نروید به پیش من دیوی ؟
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۲۰:نشان جام جم و آب خضر می طلبی - ز شیشه حلبی جوی و باده عنبی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۴۹:فداک امی یا غایة المنی و ابی - بسوخت جان من از جان من چه می طلبی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴۹:ربود عقل و دلم را جمال آن عربی - درون غمزه مستش هزار بوالعجبی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۲۲:ای بر سمن از سنبل تر بسته نقابی - در گردن جان هر خم زلف تو طنابی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲۹:ای ماه اگر باز بر این شکل بتابی - ما را و جهان را تو در این خانه نیابی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳۶:ای مونس ما خواجه ابوبکر ربابی - گر دلشدهای چند پی نان و کبابی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۲۵:همچو مه طالع شدی در دیده منزل ساختی - خانه دل را ز مهر دیگران پرداختی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹۰:بار دیگر ملتی برساختی برساختی - سوی جان عاشقان پرداختی پرداختی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۲۹:هوای نیکوان عیش است و شادی - مراد عشقبازان نامرادی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷۹:ز ما برگشتی و با گل فتادی - دو چشم خویش سوی گل گشادی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸۰:چنین باشد چنین گوید منادی - که بیرنجی نبینی هیچ شادی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۳۰:به یمن سایه چتر فلک سای خداوندی - خراسان غیرت چین شد ز ترکان سمرقندی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵۴:اگر بیمن خوشی یارا به صد دامم چه میبندی - وگر ما را همیخواهی چرا تندی نمیخندی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۳۱:در لباس نیلگون تا جلوه کردی ای پری - مه دگر ننمود رخ زین پرده نیلوفری
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قطعات » شمارهٔ ۹:یاد دارم از کهن پیری که در حمام گفت - کین سخن پرسید روزی کهتری از مهتری
جامی » بهارستان » روضهٔ ششم (در مطایبه) » بخش ۴۹:گر نیاری خواند و نتوانی نوشتن یا ز وزن - زاده طبعت برون باشد گه نظم آوری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸۴:در جهان گر بازجویی نیست بیسودا سری - لیک این سودا غریب آمد به عالم نادری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹۷:تا بنستانی تو انصاف از جهود خیبری - جان به جانان کی رسانی دل به حضرت کی بری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹۹:بی گهان شد هر رفتن سوی روزن ننگری - آتشی اندرزنی از سوی مه در مشتری
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۳۴:ای مرغ سحر چند کنی ناله و زاری - از درد که می نالی و اندوه که داری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳۲:ای جان گذرکرده از این گنبد ناری - در سلطنت فقر و فنا کار تو داری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳۹:برخیز که صبح است و صبوح است و سکاری - بگشای کنار آمد آن یار کناری
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۳۵:مرا بر دل است از تو چون کوه باری - وز آن کوه چشمم بود چشمه ساری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۲۴:چو عشقش برآرد سر از بیقراری - تو را کی گذارد که سر را بخاری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹۸:گهی پردهسوزی، گهی پردهداری - تو سر خزانی، تو جان بهاری
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۳۶:کیم من بیدلی بی اعتباری - غریبی بی نصیبی خاکساری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۵:صلا ای صوفیان کامروز باری - سماع است و نشاط و عیش آری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۶:به تن این جا به باطن در چه کاری - شکاری میکنی یا تو شکاری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸۶:اگر یار مرا از من برآری - من او گشتم بگو با او چه داری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸۷:صلا ای صوفیان کامروز باری - سماع است و وصال و عیش آری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸۸:صلا ای صوفیان کامروز باری - سماع است و شراب و عیش آری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸۹:منم غرقه درون جوی باری - نهانم میخلد در آب خاری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹۰:چو عشق آمد که جان با من سپاری - چرا زوتر نگویی کآری آری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹۱:نگفتم دوش ای زین بخاری - که نتوانی رضا دادن به خواری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹۲:به جان تو پس گردن نخاری - نگویی میروم عذری نیاری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹۳:به تن با ما، به دل در مرغزاری - چو دربند شکاری تو شکاری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹۴:مرا بگرفت روحانی نگاری - کناری و کناری و کناری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹۵:متاز ای دل سوی دریای ناری - که میترسم که تاب نار ناری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹۶:مرا در خنده میآرد بهاری - مرا سرگشته میدارد خماری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹۷:بدید این دل درون دل بهاری - سحرگه دید طرفه مرغزاری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹۸:خداوندا زکات شهریاری - ز من مگذر شتاب ار مهر داری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۱۵:مرا اندر جگر بنشست خاری - بحمدالله ز باغ او است باری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۱۶:بگفتم با دلم آخر قراری - ز آتشهای او آخر فراری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۱۷:تو جانا بیوصالش در چه کاری - به دست خویش بیوصلش چه داری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸۵:عزیزی و کریم و لطف داری - ولیکن دور شو، چون هوشیاری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱۱:نسیمالصبح جد بابتشار - و بشر حین یأتی بانتشار
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۳۷:مرا بس بر سر میدان عشاق این سرافرازی - که روزی پیش چوگانت کنم چون گوی سربازی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳۹:یکی طوطی مژده آور یکی مرغی خوش آوازی - چه باشد گر به سوی ما کند هر روز پروازی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۳۸:زهی از خط سبزت تازه رسم فتنه انگیزی - ز تیغ غمزه ات نو دمبدم آیین خونریزی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴۰:چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزی - عسل از شیر نگریزد تو هم باید که نگریزی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵۶:زهی چشم مرا حاصل شده آیین خون ریزی - ز هجران خداوندی شمس الدین تبریزی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۴۲:با هر که غیر ماست چو شیر و شکر خوشی - با ما چه موجب است که چون آب و آتشی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹۴:ای نای خوش نوای که دلدار و دلخوشی - دم میدهی تو گرم و دم سرد میکشی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۵۲:زهی دور زلفت به هر چین دلی - ز هر عقده ای عقل را مشکلی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹۹:الام طماعیة العاذل - ولا رأی فیالحب للعاقل
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۵۵:ای مظهر حسن لایزالی - مرآت جمال ذوالجلالی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲۸:باغ است و بهار و سرو عالی - ما مینرویم از این حوالی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۵۶:ز مشک تر خطی داری و خالی - ندیده از تو مشکین تر غزالی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۱۸:بیا ای آنک سلطان جمالی - کمالات کمالان را کمالی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۶۱:آخر ای سرو خرامان ز کدامین چمنی - که ز سر تا قدم آشوب دل و جان منی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸۴:به شکرخنده بتا نرخ شکر میشکنی - چه زند پیش عقیق تو عقیق یمنی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۶۲:ای مرا از عشق تو در کار خود حیرانیی - در بیابان تمنای تو سرگردانیی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۰۹:ساخت بغراقان به رسم عید بغراقانیی - زهره آمد ز آسمان و میزند سرخوانیی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۱۰:ای بداده دیدههای خلق را حیرانیی - وی ز لشکرهای عشقت هر طرف ویرانیی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۶۳:خوش آنکه وارهاند ما را ز ما زمانی - روشن ضمیر پیری یا خوبرو جوانی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۶۴:بهر خدنگ آه از بیداد دلستانی - باشد به پهلوی دل هر استخوان کمانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۴۱:ای گوهر خدایی آیینه معانی - هر دم ز تاب رویت بر عرش ارمغانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵۷:اندر شکست جان شد پیدا لطیف جانی - چون این جهان فروشد وا شد دگر جهانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵۹:ای آنک جمله عالم از توست یک نشانی - زخمت بر این نشانه آمد کنون تو دانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶۰:رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی - جویای هر چه هستی میدانک عین آنی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲۲:اخرج عنالمکان، یا صارمالزمان - واسبح سباح حوت فی قلزمالمعانی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۶۵:تو شمع مجلس انسی و شاه عالم جانی - بناز بر همه خوبان که نازنین جهانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۳۸:ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی - مرا بپرس کجا برد آن طرف که ندانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۳۹:هزار جان مقدس هزار گوهر کانی - فدای جاه و جمالت که روح بخش جهانی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۶۶:هر چند ز چشم ما نهانی - غم نیست چو در میان جانی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۶۷:ای فتنه چشم تو جهانی - می کن نظری به ناتوانی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قطعات » شمارهٔ ۳۱:پیری دیدم خمیده قامت - دنبال جنازه جوانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲۹:با این همه مهر و مهربانی - دل میدهدت که خشم رانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳۰:آورد خبر شکرستانی - کز مصر رسید کاروانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳۱:بشنیده بدم که جان جانی - آنی و هزار همچنانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳۲:ای ساقی باده معانی - درده تو شراب ارغوانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳۳:ای وصل تو آب زندگانی - تدبیر خلاص ما تو دانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵۳:ای آنک تو شاه مطربانی - زان دلبرکش بگو که دانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵۴:روزی که مرا ز من ستانی - ضایع مکن از من آنچ دانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵۵:چون عشق کند شکرفشانی - در جلوه شود مه نهانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵۶:ای وصل تو اصل شادمانی - کان صورتهاست وین معانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵۷:کژزخمه مباش تا توانی - هر زخمه که کژ زنی بمانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵۸:مست می عشق را حیا نی - وین باده عشق را بها نی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵۹:گویم سخن لب تو یا نی - ای لعل لب تو را بها نی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷۰:رخها بنگر تو زعفرانی - کز درد همیدهد نشانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷۳:با یار بساز تا توانی - تا بیکس و مبتلا نمانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱۴:یا مالک دمة الزمان - یا فاتح جنة الامعانی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۶۸:به کوی می فروشان خرده بینی - بر آن آزاده می کرد آفرینی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵۷:دلا تا نازکی و نازنینی - برو که نازنینان را نبینی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۶۹:نی کیست همدمی شده از خویشتن تهی - چون سالکان ز سیر مقاماتش آگهی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸۱:ای سیرگشته از ما ما سخت مشتهی - وی پاکشیده از ره کو شرط همرهی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۷۳:ای که در پرده به بازار جهان می آیی - ما تو بودیم ازین پیش و تو اکنون مایی
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۷۷:ای ز خاک قدمت چشم مرا بینایی - چشم بد دور ز روی تو که بس زیبایی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۰:می زند راه دلم شکل سهی بالایی - که نمی بینمش از سروقدان همتایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸۷:بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی - کف دریا چه کند خواجه به جز دریایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹۰:سخن تلخ مگو ای لب تو حلوایی - سر فروکن به کرم ای که بر این بالایی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۷۴:هر لحظه جمال خود نوع دگر آرایی - شور دگر انگیزی شوق دگر افزایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۷۹:با هر کی تو درسازی میدانک نیاسایی - زیر و زبرت دارم زیرا که تو از مایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱۳:ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی - در روزن جان تابی چون ماه ز بالایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱۴:ما مینرویم ای جان زین خانه دگر جایی - یا رب چه خوش است این جا هر لحظه تماشایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱۵:هم پهلوی خم سر نه، ای خواجهٔ هرجایی - پرهیز ز هشیاران وز مردم غوغایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱۶:من نیت آن کردم تا باشم سودایی - نیت ز کجا گنجد اندر دل شیدایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱۷:عیسی چو توی جانا ای دولت ترسایی - لاهوت ازل را از ناسوت تو بنمایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱۸:جانا نظری فرما چون جان نظرهایی - چون گویم دل بردی چون عین دل مایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲۲:ای خواجه، تو چه مرغی؟ نامت چه؟ چرا شایی؟ - نی پرّی و نی چرّی ای مرغک حلوایی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۷۵:عجب مطبوع و موزونی عجب زیبا و رعنایی - عجب شوخ دل آشوبی عجب ماه دل آرایی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۶۱:بیا ای عشق پر غوغا که در هر جا فرود آیی - غم آری جان گدازی عمر کاهی محنت افزایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹۸:مرا سودای آن دلبر ز دانایی و قرایی - برون آورد تا گشتم چنین شیدا و سودایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹۹:مسلمانان مسلمانان مرا ترکی است یغمایی - که او صفهای شیران را بدراند به تنهایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱۰:مرا پرسید آن سلطان به نرمی و سخنخایی - عجب امسال ای عاشق بدان اقبالگه آیی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱۱:به باغ و چشمه حیوان چرا این چشم نگشایی - چرا بیگانهای از ما چو تو در اصل از مایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱۲:رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالایی - که آمد نوبت عشرت زمان مجلس آرایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵۲:کجا باشد دورویان را میان عاشقان جایی - که با صد رو طمع دارد ز روز عشق فردایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶۱:مسلمانان مسلمانان مرا جانی است سودایی - چو طوفان بر سرم بارد از این سودا ز بالایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶۲:یکی فرهنگ دیگر نو برآر ای اصل دانایی - ببین تو چارهای از نو که الحق سخت بینایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸۰:اخلائی! اخلائی! صفونی عند مولایی - و قولوا ان ادوایی قد استولت لافنایی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۷۶:دل برد ز من فتنه گری عشوه نمایی - زرین کمری کج کلهی تنگ قبایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲۸:هر روز بگه ای شه دلدار درآیی - جان را و جهان را شکفانی و فزایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳۵:امروز سماع است و مدام است و سقایی - گردان شده بر جمع قدحهای عطایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۴۲:زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی - کاین جاست تو را خانه کجایی تو کجایی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۷۸:شنیده ام که ز من یاد کرده ای جایی - نداشتم من بیدل جز این تمنایی
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۶۲:گرفت خاطرت از عاشقان شیدایی - که زود می روی ای جان و دیر می آیی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۶۴:ز بامداد دلم میپرد به سودایی - چو وام دار مرا میکند تقاضایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۶۵:شدم به سوی چه آب همچو سقایی - برآمد از تک چه یوسفی معلایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۷۹:بیامدیم دگربار سوی مولایی - که تا به زانوی او نیست هیچ دریایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۸۰:تو نور دیده جان یا دو دیده مایی - که شعله شعله به نور بصر درافزایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹۶:ز بامداد دلم میجهد به سودایی - ز بامداد پگه میزند یکی رایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹۷:بیا بیا که شدم در غم تو سودایی - درآ درآ که به جان آمدم ز تنهایی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۷۹:گر بدانی که چها می کشم از درد جدایی - به خدا با همه بیرحمی خود رحم نمایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۱۷:مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیایی - و اگر نیز بیایی بروی زود نپایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲۴:مه ما نیست منور تو مگر چرخ درآیی - ز تو پرماه شود چرخ چو بر چرخ برآیی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲۵:مثل ذره روزن همگان گشته هوایی - که تو خورشیدشمایل به سر بام برآیی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲۶:همه چون ذره روزن ز غمت گشته هوایی - همه دردی کش و شادان که تو در خانه مایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲۷:بده ای دوست شرابی که خدایی است خدایی - نه در او رنج خماری نه در او خوف جدایی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۹۸۰:از سبزه بر گل خط می فزایی - دل می فریبی جان می ربایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳۳:حدی نداری در خوش لقایی - مثلی نداری در جان فزایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳۴:تو جان مایی، ماه سمایی - فارغ ز جمله اندیشهایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳۵:با چرخ گردان تیره هوایی - دارد همیشه قصد جدایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰۰:هذا طبیبی، عند الدوآء - هذا حبیبی، عند الوء
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۱۴:هر قطره می لعل که ریزد به زمینی - از جام تو بر خاتم عیش است نگینی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۴۱:گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی - از جنبش او جنبش این پرده نبینی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قصاید » شمارهٔ ۱:ای از علو قدر به کرسی نهاده پا - فرق مقیم فرش حریم تو عرش سا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۷:ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا - بشنو ز آسمانها حی علی الصلا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۸:ای صوفیان عشق بدرید خرقهها - صد جامه ضرب کرد گل از لذت صبا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا - شاد آمدیت از سفر خانه خدا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰:نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا - نام بچه ش چه باشد او خود پیش دوا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱:شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما - ناچار گفتنیست تمامی ماجرا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲:هر روز بامداد سلام علیکما - آن جا که شه نشیند و آن وقت مرتضا
مولانا » فیه ما فیه » فصل چهارم - گفت که این چه لطف است که مولانا تشریف فرمود:جان از درون به فاقه و طبع از برون به برگ - دیو از خورش به هیضه و جمشید ناشتا
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قصاید » شمارهٔ ۲:مرحبا ای قاصد ملک معالی مرحبا - الصلا کز جان و دل نزل تو کردم الصلا
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قصاید » شمارهٔ ۱ - فی توحیده سبحانه و تعالی:آن که تسبیح حصا بر صدق او آمد گوا - گاه احصای ثنایت گفته لا احصی ثنا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱:من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا - سوی کوه طور رفتم حبذا لی حبذا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴:عقل دریابد تو را یا عشق یا جانِ صفا ؟ - لوح محفوظت شناسد یا ملایک بر سما ؟
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱:سر برون کن از دریچه جان ببین عشاق را - از صبوحیهای شاه آگاه کن فساق را
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا - مست آمد با یکی جامی پر از صرف صفا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵:از فراق شمس دین افتادهام در تنگنا - او مسیح روزگار و درد چشمم بیدوا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶:ای هوسهای دلم بیا بیا بیا بیا - ای مراد و حاصلم بیا بیا بیا بیا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:امتزاج روحها در وقت صلح و جنگها - با کسی باید که روحش هست صافی صفا
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قصاید » شمارهٔ ۴:درین سراچه که چرخش کمینه طاق نماست - همیشه قامتم از بار دل چو طاق دوتاست
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۵۹:گدای کوی خرابات پل برهنه چراست - اگر نه کفش زده فقر او به فرق غناست
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۵:بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست - بدانک مست تجلی به ماه راه نماست
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۶:بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست - که بنده قد و ابروی تست هر کژ و راست
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۳:هر آنک از سبب وحشت غمی تنهاست - بدانک خصم دلست و مراقب تنهاست
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۸:در این سلام مرا با تو دار و گیر جداست - دمی عظیم نهانست و در حجاب خداست
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۹:اگر تو مست وصالی، رخ تو ترش چراست؟ - برون شیشه ز حال درون شیشه گواست
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قصاید » شمارهٔ ۹:زان پیش کز مداد دهم خامه را مدد - جویم مدد ز فضل تو ای مفضل احد
مولانا » مجالس سبعه » المجلس الثالث » مناجات:دل کیست کو حدیث خود و درد خود کند - پیدا بود که جنبش دل تا کجا رسد!
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قصاید » شمارهٔ ۱۱ - قصیدهٔ جلاء الروح در جواب قصیدهٔ مرآت الصفا یا بحرالابرار یا قصیدهٔ شینیهٔ خاقانی:معلم کیست عشق و کنج خاموشی دبستانش - سبق نادانی و دانا دلم طفل سبق خوانش
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲۴:پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش - وگر برناورم فردا سر خویش از گریبانش
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قصاید » شمارهٔ ۱۶:جاه داری جاهل آسا در سر ای کامل مدام - جاهلت خوانم نه کامل چون تو را جاه است کام
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۶ - عسجدی:آن زبرجد رنگ مشکین بوی و طعمش طعم شهد - رنگ دیبا دارد او گویی و بوی عود خام
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸۳:می خرامد جان مجلس سوی مجلس گام گام - در جبینش آفتاب و در یمینش جام جام
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۰:اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدام - فاشربوا من کاس خلد و اترکوا کل الطعام
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قصاید » شمارهٔ ۱۸:قاصد رسید و ساخت معطر مشام من - در چین نامه داشت مگر نافه ختن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴۹:ای دم به دم مصور جان از درون تن - نزدیکتر ز فکرت این نکتهها به من
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قصاید » شمارهٔ ۱۹:بانگ رحیل از قافله برخاست خیز ای ساربان - رختم بنه بر راحله آهنگ رحلت کن روان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۹:ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان - در گوش جانم میرسد طبل رحیل از آسمان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۴:ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان - بر شاخ و برگ از درد دل بنگر نشان بنگر نشان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱۰:من دزد دیدم کو برد مال و متاع مردمان - این دزد ما خود دزد را چون می بدزدد از میان
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قصاید » شمارهٔ ۲۰:این همایون خانه کامد خانه چشم جهان - روشنایی باد ازو چشم جهان را جاودان
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۱:جان شیرین است گفتم آن دولب گفت آن دهان - در میان جان شیرین سر ما باید نهان
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قصاید » شمارهٔ ۱۰:قبه بر کیوان رساند این کاخ گردون آستان - گو کلاه انداز ازین شادی زمین برآسمان
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۱۰:آمد آن سرو روان بیرون به پا گیسوکشان - شد مرا مربوط با هر موی او رگهای جان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳۵:دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان - گر زبانش تلخ گوید قند دارد در دهان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴۰:ای ز تو مه پای کوبان وز تو زهره دف زنان - می زنند ای جان مردان عشق ما بر دف زنان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴۱:مهرهای از جان ربودم بیدهان و بیدهان - گر رقیب او بداند گو بدان و گو بدان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴۲:من ز گوش او بدزدم حلقه دیگر نهان - تا نداند چشم دشمن ور بداند گو بدان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵۵:ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیان - هوشیاری در میان بیخودان و مستیان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶۶:جام پر کن ساقیا آتش بزن اندر غمان - مست کن جان را که تا اندررسد در کاروان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶۷:ای تو را گردن زده آن تسخرت بر گرد نان - ای سیاهی بر سیاهی جان تو از گرد نان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶۸:ای دل من در هوایت همچو آب و ماهیان - ماهی جانم بمیرد گر بگردی یک زمان
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » قطعات » شمارهٔ ۳۵:به دندان رخنه در پولاد کردن - به ناخن راه در خارا بریدن
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۹ - ناصرخسرو:همه جور من از بلغاریان است - که مادامم همی باید کشیدن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰۴:کجا خواهی ز چنگ ما پریدن - کی داند دام قدرت را دریدن
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۶:درج دهنت که هست تنگ و نایاب - در وی درج است سی و دو در خوشاب
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۰:از بانگ سرافیل دمیده است رباب - تا زنده و تازه کرده دلهای کباب
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۱:امروز چو هر روز خرابیم خراب - مگشا در اندیشه و برگیر رباب
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۳:اندیشه مکن بکن تو خود را در خواب - کاندیشه ز روی مه حجابست حجاب
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۵:ای آنکه تو دیر آمدهای در کتاب - گر بشتابند کودکان تو مشتاب
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۵:بیکار مشین درآ درآمیز شتاب - بیکار بدن به خور برد یا سوی خواب
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۶:حاجت نبود مستی ما را به شراب - یا مجلس ما را طرب از چنگ و رباب
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷:خواب آمد و در چشم نبد موضع خواب - زیرا ز تو چشم بود پرآتش و آب
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۸:دانیکه چه میگوید این بانگ رباب - اندر پی من بیا و ره را دریاب
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۹:در چشم آمد خیال آن در خوشاب - آن لحظه کزو اشک همی رفت شتاب
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۰:دل در هوس تو چون ربابست رباب - هر پاره ز سوز تو کبابست کباب
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۱:ساقی در ده برای دیدار صواب - زان باده که او نه خاک دیده است و نه آب
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۲:سبحانالله من و تو ای در خوشاب - پیوسته مخالفیم اندر هر باب
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۳:شب گردم گرد شهر چون باد و چو آب - از گشتن گرد شهر کس ناید خواب
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۷:گرم آمد عاشقانه و چست شتاب - برتافته روح او ز گلزار صواب
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۱:یارب یارب به حق تسبیح رباب - کش در تسبیحِ صد سوالست و جواب
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۱۵:کردم توبه شکستیش روز نخست - چون بشکستم به توبه ام خواندی چست
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۱۳:رسوا شده لولیی ربالی دردست - از کوی خرابات همی آمد مست
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۳۳:گاهی کشیم به رفتن ای عشوه پرست - گه ز آمدن از نیست مرا سازی هست
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۴۲:آن مه که به دل حرف وفا کرده درست - دی بود به حمام پس از صبح نخست
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۵۲:جامی عمری به خلق عالم پیوست - زان شیوه نیامدش بجز باد به دست
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۴:هرکس که ازین جهان دلگیر بجست - از ننگ وزیر و منت میر برست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۰:آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است - انصاف بده چه لایق آن دهن است
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۲:آن جان که از او دلبر ما شادانست - پیوسته سرش سبز و لبش خندان است
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۸:آن نور مبین که در جبین ما هست - وان ضوء یقین که در دل آگاهست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۲:از جمله طمع بریدنم آسانست - الا ز کسی که جان ما را جانست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۴:امروز من و جام صبوحی در دست - میافتم و میخیزم و میگردم مست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۶:امشب آمد خیال آن دلبر چست - در خانهٔ تن مقام دل را میجست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۷:ای آمده بامداد شوریده و مست - پیداست که باده دوش گیرا بوده است
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۷:ای خواجه ترا غم جمال و جاهست - و اندیشهٔ باغ و راغ و خرمنگاهست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۸:ای در دل من نشسته شد وقت نشست - ای توبه شکن رسید هنگام شکست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۷:ای طالب اگر ترا سر این راهست - واندر سر تو هوای این درگاهست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰۰:ای کز تو دلم پر سمن و یاسمنست - وز دولت تو کیست که او همچو منست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳۸:پای تو گرفتهام ندارم ز تو دست - درمان ز که جویم که دلم مهر تو خست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳۹:پائی که همی رفت به شبستان سر مست - دستی که همی چید ز گل دسته بدست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶۹:توبه چکنم که توبهام سایهٔ تست - بار سر توبه جمله سرمایهٔ توست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸۸:چون دید مرا مست بهم برزد دست - گفتا که شکست توبه بازآمد مست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳۰:دل یاد تو کرد چون به عشرت بنشست - جام از ساقی ربود و انداخت شکست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۵۷:صد بار بگفتمت، چه هشیار و چه مست - شوخی مکن و مزن به هر شاخی دست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۵۹:عشق آمد و توبه را چو شیشه بشِْکست - چون شیشه شکست کیست کو داند بست؟
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۸۴:گفتا که شکست توبه بازآمد مست - چون دید مرا مست بهم برزد دست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۹۳:گفتی چونی بنده چنانست که هست - سودای تو بر سر است و سر بر سر دست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰۷:ماهی تو که فتنهای ندارم ز تو دست - درمان ز که جویم که دلم از تو بخست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱۴:مستی ز ره آمد و بما در پیوست - ساغر میگشت در میان دست بدست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱۶:من آن توام کام منت باید جست - زیرا که در این شهر حدیث من و تست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲۷:ناگه ز درم درآمد آن دلبر مست - جام می لعل نوش کرده بنشست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴۴:هر روز به نو برآید آن دلبر مست - با ساغر پرفتنهٔ پرشور بدست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴۸:هر صورت کاید به از او امکان هست - چون بهتر از آن هست نه معشوق منست
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۱۸:سوفسطایی که از خرد بی خبر است - گوید عالم خیالی اندر گذر است
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۸:آن خواجه که بار او همه قند تر است - از مستی خود ز قند خود بیخبر است
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۶:آن شاه که خاک پای او تاج سر است - گفتم که فراق تو ز مرگم بتر است
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۵:آنکس که ز سر عاشقی باخبر است - فاش است میان عاشقان مشتهر است
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۳:از حلقهٔ گوش از دلم باخبر است - در حلقهٔ او دل از همه حلقهتر است
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۵:جانا غم تو ز هرچه گویی بتر است - رنج دل و تاب تن و سوز جگر است
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۸:جانی که به راه عشق تو در خطر است - بس دیده ز جاهلی بر او نوحهگر است
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۷:در ظاهر و باطن آنچه خیر است و شر است - از حکم حقست و از قضا و قدر است
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳۷:روزی ترش است و دیدهٔ ابر تر است - این گریه برای خندهٔ برگ و بر است
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰۶:ماه عید است و خلق زیر و زبر است - تا فرجه کند هر آنکه صاحب نظر است
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳۶:هر چند شکر لذّت جان و جگر است - آن خود دگر است و شکرِ او دگر است
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳۸:هرچند که بار آن شترها شکر است - آن اشتر مست چشم او خود دگر است
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۱۹:راهی ست ز حق به خلق بس روشن و راست - راهی ست ز خلق سوی حق پر کم و کاست
جامی » بهارستان » خاتمهٔ کتاب:جامی هرجا که نامه ای انشاء آراست - از گفته کس به عاریت هیچ نخواست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷:آن آتش ساده که ترا خورد و بکاست - آن ساده به از دو صد نگار زیبا است
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۸:آن بت که جمال و زینت مجلس ماست - در مجلس ما نیست ندانیم کجاست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۱:آنجا که توی همه غم و جنگ و جفاست - چون غرقهٔ ما شدی همه لطف و وفاست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۷:آن شب که ترا به خواب بینم پیداست - چون روز شود چو روز دل پرغوغاست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۲:امروز چه روز است که خورشید دوتاست - امروز ز روزها برونست و جداست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۸:امشب شب آنست که جان شبهاست - امشب شب آنست که حاجات رواست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۱:ای دوست مکن که روزها را فرداست - نیکی و بدی چو روز روشن پیداست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۴:ای ساقی جان مطرب ما را چه شده است - چون مینزند رهی ره او که زده است
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰۴:این چرخ و فلکها که حد بینش ماست - در دست تصرف خدا کم ز عصاست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴۲:برکان شکر چند مگس را غوغاست - کی کان شکر را به مگسها پرواست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴۹:بگذشت سوار غیب و گردی برخاست - او رفت ز جای و گرد او هم برخاست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵۲:بیچارهتر از عاشق بیصبر کجاست - کاین عشق گرفتاری بیهیچ دواست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۵۳:بیدیده اگر راه روی عین خطاست - بر دیده اگر تکیه زدی تیر بلاست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۰:توبه کردم که تا جانم برجاست - من کج نروم نگردم از سیرت راست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۴:تهدید عدو چه بشنود عاشق راست - میراند خر تیز بدان سو که خداست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۸۵:چنگی صنمی که ساز چنگش بنواست - بر چنگ ترانهای همی زد شبها است
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲۰:دستت دو و پایت دو و چشمت دو رواست - اما دل و معشوق دو باشند خطاست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳۵:دیوانه شدم خواب ز دیوانه خطا است - دیوانه چه داند که ره خواب کجاست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۵۶:شمعی که در اینخانه بدی خانه کجاست - در دیده بد امروز میان دلهاست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶۸:قومی غمگین و خود مدان غم ز کجاست - قومی شادان و بیخبر کان ز چه جاست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۹۲:گفتند که شش جهت همه نور خداست - فریاد ز حلق خاست کان نور کجاست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰۰:گویند مرا که این همه درد چراست - وین نعره و آواز و رخ زرد چراست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲۴:میگفت یکی پری که او ناپیداست - کان جان که مقدست است از جای کجاست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴۰:هر ذره که چون گرسنه بر خوان خداست - گر تا باید خورند اینخوان برپاست
مولانا » فیه ما فیه » فصل اول - یکی میگفت که مولانا سخن نمیفرماید:مرغی که بر آن کوه، نشست و برخاست - بنگر که در آن کوه چه افزود و چه کاست؟
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۲۱:نی بر دل ما ز هیچ یاری باری ست - نی بر دل هیچ کس ز ما آزاری ست
جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۳۰:صوفی که به خرقه دوزیش بازاریست - گر بخیه فقر می زند خوش کاریست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹۱:حاشا که به عالم از تو خوشتر یاریست - یا خوبتر از دیدن رویت کاریست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲۲:میدان که در درون تو مثال غاریست - واندر پس آنغار عجب بازاریست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴۳:هر ذره و هر خیال چون بیداریست - از شادی و اندهان ما هشیاریست
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۲۳:مسکین دل من بر آتش عشق گداخت - واندر طلب تو نقد هستی درباخت
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۹:آن عشق مجرد سوی صحرا میتاخت - دیدش دل من ز کر و فرش بشناخت
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶۳:عشق تو در اطراف گیائی میتاخت - مسکین دل من دید نشانش بشناخت
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۲۷:هر دیده که روزی به جمالت نگریست - چون از تو جدا ماند چرا خون نگریست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۲:آنکس که بروی خواب او رشک پریست - آمد سحری و بر دل من نگریست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳۵:با نی گفتم که بر تو بیداد ز کیست - بیهیچ زیان ناله و فریاد تو چیست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶۲:تا در دل من صورت آن رشک پریست - دلشاد چو من در همهٔ عالم کیست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲۵:دلدارم گفت کان فلان زنده ز چیست؟ - جانش چو منم عجب که بیجان چون زیست؟
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳۳:دوش از سر لطف یار در من نگریست - گفتا بیما چگونه بتوانی زیست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴۰:زان روز که چشم من به رویت نگریست - یک دم نگذشت کز غمت خون نگریست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶۴:عشقی که از او وجود بیجان میزیست - این عشق چنین لطیف و شیرین از چیست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۸۹:گفتم که بیا بچشم من درنگریست - من نیز به حال گفتمش کاین دغلیست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴۷:هر روز دل مرا سماع و طربیست - میگوید حسن او بر این نیز مأیست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵۵:یکبار بمُردَم و مرا کس نگریست - گر بار دگر زنده شوم دانم زیست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵۶:یک چشم من از روز جدائی بگریست - چشم دگرم گفت چرا گریه ز چیست
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۳۰:تا چند کنی بحث قدیم و محدث - تا چند دهی شرح معاد و مبعث
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵۷:ای آنکه کنی کون و مکانرا محدث - پاکی و منزهی ز نسیان و حدث
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۳۴:المنة لله که نه شیخم نه مرید - نی طالب علم و نه مدرس نه معید
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۳۸:بر روی زمین به تازگی سبزه دمید - بر صفحه خاک شد خط سبز پدید
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » رباعیات » شمارهٔ ۳۶:احمد که اجل به قتل او تیغ کشید - وز دهر بجز زهر شهادت نچشید
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » رباعیات » شمارهٔ ۴۱:عمری دل من ز شوق یعقوب تپید - یعقوب برفت و روی یعقوب ندید
جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۱۵:از رنج کسی به گنج وصلت نرسید - وین طرفه که بی رنج کس آن گنج ندید
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۷۳:آن را که خدای ناف بر عشق برید - او داند نالههای عشاق شنید
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۲۱:از شربت سودای تو هر جان که مزید - زآن آب حیات در مزید است مزید
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵۸:ای عشق تُوَم انّ عذابی لشدید - ای عاشق تو به زخم تیغ تو شهید
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۸۰:پرسید مهم که چشم تو مه را دید - گفتم که بدید و مه ز مه میپرسید
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۱۶:تیری ز کمانچهٔ ربابی بجهید - از چنبر تن گذشت و بر قلب رسید
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۳۹:چون روز وصال یار ما نیست پدید - اندک اندک ز عشق باید ببرید
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۲۳:زان مقصد صنع تو یکی نی ببرید - از بهر لب چون شکر خود بگزید
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹۶:گفتم که به من رسید دردت بمزید - گفتا خنک آن جان که بدین درد رسید
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹۷:گفتم که ز خردی دل من نیست پدید - غمهای بزرگ تو در او چون گنجید
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۵۱:هر لحظه همی خوانمش از راه بعید - کو سورهٔ یوسف است و قرآن مجید
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۳۵:آن شاهد غیبی ز نهانخانه بود - زد جلوه کنان خیمه به صحرای نمود
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۳۷:زان جنبش و کوشش که دل خسته نمود - چون در ره جست و جوی کاری نگشود
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳۰:اکنون که رخت جان جهانی بربود - در خانه نشستنت کجا دارد سود
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۸۱:برقی که ز میغ آن جهان روی نمود - چون سوختهای نیست کرا دارد سود
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۹۷:دل دوش در این عشق حریف ما بود - شب تا به سحرگاه نخفت و ناسود
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۲۴:ز اول که مرا عشق نگارم بربود - همسایهٔ من ز نالهٔ من نغنود
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۴۳:شب رفت کجا رفت همانجای که بود - تا خانه رود باز یقین هر موجود
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۷۸:کامل صفتی راه فنا میپیمود - چون باد گذر کرد ز دریای وجود
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۳۶:هر صورت دلکش که تو را روی نمود - خواهد فلکش زود ز چشم تو ربود
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۰۱:دوش آن بت من همچو مه گردون بود - نی نی که به حسن از آفتاب افزون بود
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۳۹:بر گوشه چشم تو که چشمش مرساد - دانی ز چه خاست آن کبودی که فتاد
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۳۰:هر گه خوانی «الف بی » ای حورنژاد - از دست دو «دال و الفت » خواهم داد
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۳۱:بر عزم سفر دلی ز گیتی ناشاد - رفتم به وداع آن بت حور نژاد
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴۵:ای از قدمت خاک زمین خرم و شاد - شد حامله از شادی و صد غنچه بزاد
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵۴:ای دوست مگو تو بندهای یا آزاد - بنده که خرد برای زشتی و فساد
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۰۹:تا گوهر جان در این طبایع افتاد - همسایه شدند با وی این چار فساد
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۱۱:نایی ببرید از نیستان استاد - با نه سوراخ و آدمش نام نهاد
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۴۸:خوابم ز خیال روی تو پشت بداد - وز تو ز خیال تو همی خواهم داد
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۶۱:عشق آن باشد که خلق را دارد شاد - عشق آن باشد که داد شادیها داد
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۴۹:دور از رخت ای سنگدل سیمینبر - لم یبق من الوجود عین و اثر
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۵۰:چشم تو که ریخت خون صد خسته جگر - در ماتمشان کبود پوشید مگر
جامی » بهارستان » روضهٔ ششم (در مطایبه) » بخش ۲۷:کس در حرم سفله ناپاک سیر - چون نان نبود نهفته از چشم بشر
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۶۸:آن کس که ترا دیده بود ای دلبر - او چون نگرد بسوی معشوق دگر
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷۱:اندیشهٔ دهرت ز چه بگداخت جگر - طبع تو مزاج دهر نشناخت مگر
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷۳:ای آنکه دلت باید در وی منگر - زاهد شو و چشم را بخوابان بگذار
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷۶:ای دلبر عیّار دلِ نیکوفر - از جملهٔ نیکوان توی نیکوتر
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۸۲:این صورت باغست و در او نیست ثمر - تو رنجه مشو بیهده سوگند مخور
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۹۴:در باغ در نیامدم گرد آور - درویش و تهی روم من راهگذر
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۰۶:فرمود خدا به وحی کای پیغمبر - جز در صف عاشقان بمنشین بگذر
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۰۸:گر در سر و چشم عقل داری و بصر - بفروش زبان را و سر از تیغ بخر
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۱۷:مجموع تن و قالب خود را بنگر - جوقی مستند و خفته بر همدیگر
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۲۱:من مسخرهٔ تو نیسستم ای فاجر - تا مسخرگی نمایمت بس نادر
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۲۲:میآید گرگ نزد ما وقت سحر - هم فربه میرباید و هم لاغر
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۵۲:بر مائده جهان چه برنا و چه پیر - باشد پی لقمه ای به صد محنت اسیر
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۱۶:ای آمده سوی بیدلان دیر به دیر - وز سنگدلی به خونشان گشته دلیر
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷۲:ای آمده ز آسمان درین عالم دیر - و آورده خبرهای سموات به زیر
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۸۵:با همت باز باش و یا هیبت شیر - در مخزن جان درآی با دیدهٔ سیر
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۰۲:زان ابروی چون کمانت ای بدر منیر - دل شیشهٔ پرخون شود از ضربت تیر
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۵۸:دل خسته و جان فگار و مژگان خونریز - رفتم به دیار آن مه مهرانگیز
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۲۷:آمد بر من دوش نگاری سر تیز - شیرین سخنی شکر لبی شورانگیز
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۳۶:ای ذره ز خورشید توانی بگریز - چون نتوانی گریخت با وی مستیز
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۴۵:بازآمدم اینک که زنم آتش نیز - در توبه و در گناه و زهد و پرهیز
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۶۱:ماییم و توی و خانه خالی برخیز - هنگام ستیز نیست ای جان مستیز
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۵۹:گنجشک ضعیف توام ای مایه ناز - افتاده به دام تو به صد عجز و نیاز
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » رباعیات » شمارهٔ ۲۳:این کنج فراغت است و خلوتگه راز - اسباب حضور دل در او یافته ساز
جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۳۱:خوش آن که چون نیست شد از این نقش مجاز - دیگر به وجود خویشتن نامد باز
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۳۲:ای جان سماع و روزه و حج و نماز - وی از تو حقیقت شده بازی و مجاز
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۳۳:ای جان لطیف بیغم عشق مساز - در هر نفسش هزار روزه است و نماز
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۳۸:ای عشق تو داده باز جان را پرواز - لطف تو کشیده چنگ جان را در ساز
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۴۰:ای کرده ز نقش آدمی چنگی ساز - جانها همه اقوال تو از روی نیاز
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۴۴:امشب که گشاده است صنم با ما راز - ای شب چه شبی که عمر تو باد دراز
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۴۶:بازی بودم پریده از عالم راز - تا بو که برم ز شیب صیدی بفراز
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۴۷:بنمای بمن رخ ای شمع طراز - تا ناز کنم نه روزه دارم نه نماز
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۵۸:گر بکشندم نگردم از عشق توباز - زیرا که ز چنگ ما برون شد آواز
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۶۴:مردانه بیا که نیست کار تو مجاز - آغاز بنه ترانهٔ بیآغاز
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۶۶:من بودم و دوش آن بت بنده نواز - از من همه لابه بود و از وی همه ناز
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۶۸:من همتیم کجا بود چون من باز - عرضه نکنم به هیچکس آز و نیاز
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۶۰:ای فاضل منطقی به فریادم رس - با من مزن از منطق ازین بیش نفس
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷۴:آمد آمد ترش ترش یعنی بس - میپندارد که من بترسم ز عسس
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۷۲:هر روز روم سوی گلستان غمناک - چون غنچه گریبان صبوری زده چاک
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۷۳:ای لاله دلسوخته دامن چاک - داری رخی از داغ درون آتشناک
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۱۳۲:شد فصل بهار و گشتم از غصه هلاک - دارم جگری کباب و چشمی نمناک
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۷۲:چون گشت طلسم جسم آدم چالاک - با خاک درآمیخته شد گوهر پاک
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۷۳:حاشا که شود سینهٔ عاشق غمناک - یا از جز عشق دامنش گردد چاک
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۷۴:کردم به طواف خانه یار آهنگ - سنگی دیدم نهاده آنجا بر سنگ
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۴۱:گفتی که سیاه است تو را خرقه به رنگ - آورده ام این رنگ من از دیر فرنگ
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۷۶:آنجا که عنایتست چه صلح و چه جنگ - ور کار تو نیکست چه تسبیح و چه جنگ
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۷۷:با همت باز باش و با کبر پلنگ - زیبا به گه شکار و پیروز به جنگ
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۷۸:برزن به سبوی صحبت نادان سنگ - بر دامن زیرکان عالم زن چنگ
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۷۹:چون چنگ خودت بگیرم اندر بر تنگ - وز پردهٔ عشاق برآرم آهنگ
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۸۰:میگردد این روی جهان رنگ به رنگ - وز پرده همی بیند معشوقهٔ شنگ
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۸۱:یک چند میان خلق کردیم درنگ - ز ایشان بوفا نه بوی دیدیم نه رنگ
مولانا » مجالس سبعه » المجلس الثانی » مناجات:با همت باز باش و با کبر پلنگ - زیبا به گه شکار و پیروز به جنگ
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۷۵:بگذر به دیار یارم ای پیک شمال - بر خاک رهش به جای من دیده بمال
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۷۶:ای چارده ساله مه که در حسن و جمال - همچون مه چارده رسیدی به کمال
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۸۳:آن می که گشود مرغ جان را پر و بال - دل را برهانید ز سیری و ملال
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۸۴:آواز گرفته است خروشان مینال - زیرا شنواست یار و واقف از حال
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۸۷:اسرار حقیقت نشود حل به سؤال - نی نیز به درباختن حشمت و مال
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۸۸:این عشق کمالست و کمالست و کمال - وین نفس خیالست خیالست و خیال
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۹۰:پر از عیسی است این جهان مالامال - کی گنجد در جهان قماش دجال
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۹۵:الخمر و منالزق ینادیک تعال - واقطع لوصالنا جمیعالاشغال
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۹۹:عشقی دارم پاکتر از آب زلال - این باختن عشق مرا هست حلال
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۰۲:مردا منشین جز که به پهلوی رجال - خوش باشد آینه به پهلوی صقال
مولانا » مجالس سبعه » المجلس الثانی » مناجات:مرغی که خبر ندارد از آب زلال - منقار در آب شور دارد همه سال
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۸۰:افلاک بود قسی حوادث چو سهام - رامی حق و آماجگه افراد انام
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۸۱:ما احسن بالک ای جهان گشته حمام - گاهی به عراق می روی گاه به شام
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۴۸:خورشید می آنکه ساقی و دور مدام - دیده ست ز تدویر صراحیش مقام
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۳۲ - امیر علی شیر نوایی:انصاف بده ای فلک مینافام - تا زین دو کدام خوبتر کرد خرام
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۳۹:از هرچه که آن خوشست نهی است مدام - تا ره نزند خوشی از این مردم عام
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۴۸:امشب که شراب جان مدامست مدام - ساقی شه و باده با قوامست قوام
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۴۹:امشب که غم عشق مدامست مدام - جام و می لعل با قوامست قوام
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵۰:امشب که مه عشق تمامست تمام - دلدار فرو کرده سر از گوشهٔ بام
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵۱:امشب که همی رسد ز دلدار سلام - بر دیده و دل خواب حرامست حرام
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۶۹:قد صبحنا اللله به عیش و مدام - قد عیدنا العید و مام صیام
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۰۱:لا الفجر بقینة و لا شرب مدام - الفخر لمن یطعن فی یوم زحام
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۵۴:من همچو کسی نشسته بر اسب خام - در وادی هولناک بگسسته لگام
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۷۴:یک جرعه ز جام تو تمامست تمام - جز عشق تو در دلم کدامست کدام؟
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۸۲:ماییم و دل تنگ تر از حلقه «میم » - در زیر جفا و جور چون نقطه «جیم »
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶۱:ای دل ز جهانیان چرا داری بیم - حق محسن و منعم و کریمست و رحیم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۰۲:تا پردهٔ عاشقانه بشناختهایم - از روی طرب پرده برانداختیم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۶۲:عشق از بنه بیبنست و بحریست عظیم - دریای معلق است و اسرار قدیم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۶۱:نی از پیِ کسب سوی بازار شویم - نی چون دهقان خوشهٔ گندم درَویم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۶۹:هوش عاشق کجا بود؟ سوی نسیم - هوش عاقل کجا بود؟ با زر و سیم
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۸۳:عمری به هوس باد هوا پیمودم - در هر کاری خون جگر پالودم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۴۵:ز اول که حدیث عاشقی بشنودم - جان و دل و دیده در رهش فرسودم
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۸۴:گر در سفرم تویی رفیق سفرم - ور در حضرم تویی انیس حضرم
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۱۴۵:گفتم که هوای او برون شد ز سرم - از خاک درش درد سر خود ببرم
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۵۶:گر بیدارم اسیر صد شور و شرم - ور در خوابم ز عقل و دین بی خبرم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵۵:از دوستیت خون جگر را بخورم - این مظلمه را تا به قیامت ببرم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۸۸:گر ماه شوی بر آسمان کم نگرم - ور بخت شوی رخت بسویت نبرم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۸۹:گر من به در سرای تو کم گذرم - از بیم غیوران تو باشد حذرم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۳۷:من سر بنهم در رهت ای کان کرم - کامروز از تو ای صنم مست ترم
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۸۵:رفت آنکه به قبله بتان روی آرم - حرف غمشان به لوح دل بنگارم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۸۵:بیکار شدم ای غم عشقت کارم - در بیکاری تخم وفا میکارم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۳۲:دوش آمده بود از سر لطفی یارم - شب را گفتم فاش مکن اسرارم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۶۳:عشق است صبوح و من بدو بیدارم - عشق است بهار و من بدو گلزارم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۹۹:گوئیکه به تن دور و به دل با یارم - زنهار مپندار که من دل دارم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۳۰:من بندهٔ قرآنم اگر جان دارم - من خاک در محمد مختارم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۷۲:بر غوشبک و قیربک و سالارم - با نصرت و با همّت و با اظهارم
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۸۶:خون می گریم وز تو چه پنهان دارم - کز بهر چه این دو چشم گریان دارم
جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۵:خون می گریم از تو چه پنهان دارم - کز بهر تو این دو چشم گریان دارم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۴۳:من عشق ترا به جای ایمان دارم - جان نشکیبد ز عشق تا جان دارم
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۳:آمد سحری به خوابم آن قره عین - تابان ز دو زلف او دو رخ کالقمرین
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۸:هر فصل گلی کز اثر چرخ برین - آید ز زمین گلی برون پرده نشین
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۴۶:از زیب خطت عذار نایافته زین - نبود ز تو تا مه سر مویی مابین
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۵۹:خود حال دلی بود پریشانتر از این - با واقعهٔ بیسر و سامانتر ازین
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۶۵:در دیدهٔ ما نگر جمال حق بین - کاین عین حقیقت است و انوار یقین
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۷۷:رفتم به طبیب و گفتم ای زینالدین - این نبض مرا بگیر و قاروره ببین
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۷۹:رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین - نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۰۶:ما کاهگلان عشق و پهلو به زمین - کرده است زمین را کرمش مرکب و زین
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۱۰۷:گل نیست ز تو به سرخرویی افزون - لیکن آمد با تو به دعوی بیرون
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۴۳:قلبی بصفاء خدکم مفتون - نطقی بصفات قدکم موزون
جامی » بهارستان » روضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان) » بخش ۳:ای طلعت تو به خوبی از ماه فزون - پیش مه طلعت تو خورشید زبون
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۷۰:دل برد ز من دوش به صد عشق و فسون - بشکافت و بدید پر زخون بود درون
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۸۳:سرمست توام نه از می و نز افیون - مجنون شدهام ادب مجوی از مجنون
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۸۹:شوری دارم که برنتابد گردون - شوریکه به خواب درنبیند مجنون
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۱۶:مردان تو در دایرهٔ کن فیکون - دل نقطهٔ وحدتست و از عرش فزون
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۱۱۴:در غیرتم از صبا که چون بیگه و گه - گستاخ رود به کوی آن زیبا مه
جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۵:لا فی النهار و لا فی اللیل لی فرح - فلا ابالی أطال اللیل ام قصرا
جامی » بهارستان » روضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان) » بخش ۴:چه خوشتر از وصال آن دو عاشق - به رغم دشمنان با هم موافق
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۰۸:ای دوست مرا دمدمه بسیار مده - کاین دمدمه میخورد ز من هر که و مه
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۱۲۲:ای آنکه به بر و بحر بشتافته ای - ور کوه رسیده پیش بشکافته ای
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۸۶:تو میخندی بهانهای یافتهای - در خانهٔ خود دام و دغل بافتهای
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۱۲۷:ای از تو به باغ هر گلی را رنگی - هر مرغی را ز شوق تو آهنگی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۴۲:گوهر چه بود به بحر او جز سنگی - گردون چه بود بر در او سرهنگی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۱۳۶:بحری ست کف جود شه کوه وقار - هرگز نفتد به غیر گوهر به کنار
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » رباعیات » شمارهٔ ۱۰:زان گونه کز ابر آمدی برف به بار - امروز کند شکوفه را باد نثار
جامی » بهارستان » روضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان) » بخش ۴:این عشق دو روزه را دلا باز گذار - کز عشق دو روزه برنمی آید کار
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷۰:امروز من از تشنه دهانی و خمار - نی دل دارم نه عقل و نه صبر و قرار
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۷۷:ای دل بگذر ز عشق و معشوق و دیار - گر دیده وری ز هر سه بندی زنار
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۸۱:ای مرد سماع معده را خالی دار - زیرا چو تهیست نی کند نالهٔ زار
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۸۸:تا چند کشی سخرهٔ نفس بیکار - تا چند خوری چو اشتران خوشهٔ خار
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۸۹:چون از رخ یار دور گشتم به بهار - با غم بچه کار آید و عیشم بچه کار
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۹۱:چون دید رخ زرد من آن شهره نگار - گفتا که دگر به وصلم امید مدار
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۹۳:خورشید همی زرد شود بر دیوار - ما نیز همی زرد شویم از غم یار
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۹۷:در نوبت عشق چشم باشد در بار - چون او بگذشت دل بروید چو بهار
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۰۰:رفتم به سر گور کریم دلدار - میتافت ز گلزار تنش چون گلزار
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۰۹:گر گل کارم بیتو نروید جز خار - ور بیضهٔ طاوس نهم گردد مار
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۱۲:گر رنگ خزان دارم و گر رنگ بهار - تا هردو یکی نشد نیامد گل و خار
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۱۳:گفتی که: بیا که باغ خندید و بهار - شمعست و شراب و شاهدان چو نگار
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۱۵:ای بسته حجاب، پردها را بردار - تا کس نرود دگر به صید مردار
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۲۰:من رنگ خزان دارم و تو رنگ بهار - تا این دو یکی نشد نیامد گل و خار
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۲۵:هین وقت صبوحست می ناب بیار - زیرا مرگست زندگانی هشیار
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۱۴۰:زین پیش رهی بود ز بغداد نیاز - موصل به حریم وصل آن کعبه راز
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۷۰:نی چارهٔ آنکه با تو باشم همراز - نی زهرهٔ آنکه بیتو پردازم راز
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۱۴۳:در مسجد و خانقه بسی گردیدم - بس شیخ و مرید را که پا بوسیدم
جامی » بهارستان » روضهٔ ششم (در مطایبه) » بخش ۴۶:آراسته بیرون سرایی دیدم - در مدح خداوند سرا پیچیدم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶۵:این گردش را ز جان خود دزدیدم - پیش از قالب به جان چنین گردیدم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۱۶:در باغ شدم صبوح و گل میچیدم - وز دیدن باغبان همی ترسیدم
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۱۴۴:صد تیغ جفا زدی و راندی ز درم - وانگه گله می کنی که رفتی ز برم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۴۴:امروز همه روز به پیش نظرم - او بود از آن خراب و زیر و زبرم
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۱۴۶:آن را که بود نور نبی در بشره - حاجت نبود به طول و عرض شجره
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۱۵:بفروخت مرا یار به یک دسته تره - باشد که مرا واخرد آن یار سره
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۴۱:ما مردانیم نشسته بر تنگ دره - مائیم که شیر و گرگ بر ما گذره
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۱۵۳:فی القلب دم یسیل من آماقی - کی یظهر ما سترت من اشواقی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۸۹:زان ماه چهارده که بود اشراقی - گشتم زر ده دهی من از براقی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۹۵:سوگند همی خورد پریر آن ساقی - میگفت به حق صحبت مشتاقی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۷۷:وقف است مرا عمر در این مشتاقی - احسنت زهی طراوت و رواقی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » رباعیات » شمارهٔ ۱۵۴:ای کاش بدانمی که من کیستمی - سرگشته درین جهان پی چیستمی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۵۰:ای کاش که من بدانمی کیستمی - در دایرهٔ حیات با چیستمی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۲۲:گر عاشق زار روی تو نیستمی - چندان به در سرای تو نه ایستمی
-
جامی » دیوان اشعار » فاتحة الشباب » سایر اشعار » شمارهٔ ۴ - فی منقبت سیدالشهداء سلام الله علیه:کردم ز دیده پای، سوی مشهد حسین - هست این سفر به مذهب عشاق فرضِ عین
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۴:خوانی کشیده عشق سزاوار آفرین - بسم الله ای حریف گدا خوی ده نشین
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴۶:مستی و عاشقی و جوانی و جنس این - آمد بهار خرم و گشتند همنشین
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵۳:با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین - با آنک نیست عاشق یک دم مشو قرین
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱:انماالله اله واحد - و هو الغایب و هو الشاهد
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۱:نیست در راه صداقت چپ و راست - نیست در دین صداقت کم و کاست
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۳:مرگ ما هست عروسی ابد - سِر آن چیست هو الله احد
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۸:گر نیابم بویی از وصل تو در گلزارها - همچو اشک خود به خون غلطم میان خارها
جامی » بهارستان » روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان) » بخش ۷:پادشه باید که باشد همچو کرگس با خبر - زانچه افتاده ست گرداگرد او مردارها
جامی » بهارستان » روضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات) » بخش ۱۶:چون روی راه اجل زینسان که می بینم تو را - در قفا از بار حرص و آز اشتروارها
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:در میان پرده خون عشق را گلزارها - عاشقان را با جمال عشق بیچون کارها
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۱:سبکدستی کن ای ساقی بده رطل گران ما را - به خود درمانده ایم از ما زمانی وارهان ما را
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:به خانهخانه میآرد چو بیذق شاهِ جان ما را - عجب بردست یا ماتست زیر امتحان ما را
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۷:بده به رسم صبوح ای حریف جام شراب - که شیخ واقعه بین را گذشت عمر به خواب
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳:رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب - که ابر را عربان نام کردهاند رباب
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۸:ابر تنک زند به زمین نرم نرم آب - نی گرد و نی گل است نه سایه نه آفتاب
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۹:فی ایمن الزمان اتی احسن الکتاب - اعنی مثال عاطفت شاه کامیاب
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قصاید » شمارهٔ ۷:صبح ازل به خامه زرین آفتاب - بر لوح سیم چرخ نوشتند این خطاب
جامی » بهارستان » روضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان) » بخش ۱۳:بعد از چهار چیز ز جانان چهار چیز - خوشتر بود ز راحت رحمت پس از عذاب
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۸:خوابم ببستهای بگشا ای قمر نقاب - تا سجدههای شکر کند پیشت آفتاب
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹:واجب کند چو عشق مرا کرد دل خراب - کاندر خرابه دل من آید آفتاب
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۰:بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب - آورد آتشی که نمیرد به هیچ آب
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۵۸:پیش ازان دم که قلم نقش کند حرف نخست - داشت طفل دل من لوح وفای تو درست
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۸:آن شنیدی که خضر تخته کشتی بشکست - تا که کشتی ز کف ظالم جبار برست
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۹:قد بدا نور فالق الاصباح - اسفر الصبح اطفی ء المصباح
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۰:ای مبارک ز تو صبوح و صباح - ای مظفر فر از تو قلب و جناح
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۳:خوش آن که شد به دلی از مضیق حرص آزاد - مقیم کنج قناعت درین خراب آباد
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۲۳ - سلمان ساوجی:کنار حرص دلا پر کجا توانی کرد - تو از طمع که سه حرف میان تهی افتاد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۸:چو کارزار کند شاه روم با شمشاد - چگونه گردم خرم چگونه باشم شاد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲۸:هزار جان مقدس فدای روی تو باد - که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲۹:ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد - هر آن که توبه کند توبهاش قبول مباد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵۷:هزار جان مقدس فدای روی تو باد - که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۴:زاده عشقی هم ازو خواه زاد - باش بدو شاد و ازو جو رشاد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰۳:شاخ گلی باغ ز تو سبز و شاد - هست حریف تو در این رقص باد
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۵:نام خود را عاشق صادق کنم سویت سواد - تا چو خوانی نامه رویت بنگرم از چشم صاد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۴:مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد - خاصه این رهزن که ما را این چنین بر باد داد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۵:دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد - پرده شب میدرید او از جنون تا بامداد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴۹:مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد - ای مسلمانان ز دست مست دلبر داد داد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰۹:طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد - ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۰:من رای درا تلالا نوره وسط الفؤاد - بیننا و بینه قبل التجلی الف واد
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۶:ساقی بیار می که گل از غنچه رو نمود - چون بگذرد بهار و پشیمان شوی چه سود
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶۳:آتش پریر گفت نهانی به گوش دود - کز من نمیشکیبد و با من خوش است عود
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷۳:خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود - شفتالوی بدزدم او خود نخفته بود
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۷:ترانه های تحیت سرودهای درود - نثار مجلس سلطان عاقبت محمود
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۸۶:زهی جمال تو خورشید آسمان شهود - تویی بدیع ترین نقش کارگاه وجود
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۴:ز بانگ پست تو ای دل بلند گشت وجود - تو نفخ صوری یا خود قیامت موعود
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲۳:رسید ساقی جان ما خمار خوابآلود - گرفت ساغر زرین سر سبو بگشود
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴۰:ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود - بسی بکردم لاحول و توبه دل نشنود
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴۱:ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود - به نقد خاک شوم بنگرم چه خواهد بود
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵۰:سپاس آن عدمی را که هست ما بربود - ز عشق آن عدم آمد جهان جان به وجود
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۳:اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود - میان این دل و آن یار می فروش چه بود
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۹:خوش آن مقام که در وی دلی فرود آید - ز حسن منظر آن دیده ای بیاساید
جامی » بهارستان » روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما) » بخش ۴:زن آن بود که به هرکس که نیست محرم او - اگر چه مردم چشم است روی ننماید
جامی » بهارستان » روضهٔ ششم (در مطایبه) » بخش ۷:شرابخواره چو بر خویشتن روا دارد - که سبلت از قی ناپاک می بیالاید
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴۳:نماز شام چو خورشید در غروب آید - ببندد این ره حس راه غیب بگشاید
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵۳:سپیده دم بدمید و سپیده میساید - که ویس روز رخ خویش را بیاراید
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۶:کی بود کی که ز خوان تو صلایی برسد - وز نوال تو نوایی به گدایی برسد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۵:وقت آن شد که ز خورشید ضیایی برسد - سوی زنگی شب از روم لوایی برسد
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۲:ازان با کوه غم فرهاد دست اندر کمر دارد - که پرویز از لب شیرین دهانی پر شکر دارد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳:دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد - به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۴:یکی گولی همیخواهم که در دلبر نظر دارد - نمیخواهم هنرمندی که دیده در هنر دارد
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۹:ز سدره طوبی اگر آمدن سوی تو تواند - به پایبوسی سرو تو خویش را برساند
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰۵:شدم ز عشق به جایی که عشق نیز نداند - رسید کار به جایی که عقل خیره بماند
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۱:آمد ازملک عشق لشکر درد - مرد باید کنون که گیرد مرد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶۸:سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد - از گل و زعفران حکایت کرد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶۹:سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد - زعفران لاله را حکایت کرد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸۱:شعر من نان مصر را ماند - شب بر او بگذرد نتانی خورد
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۵:نام لبت چون به زبان میآید - آب حیاتم به دهان میآید
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۴:از دل رفته نشان میآید - بوی آن جان و جهان میآید
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۳:معنی الوجود فی صورالکون قد ظهر - ما ضر سر وحدته کثرة الصور
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۱۲ - عبدالواسع جبلی:در دهر نیست از تو دلفروزتر نگار - در شهر نیست از تو جگر سوزتر پسر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱۹:کس بیکسی نماند میدان تو این قدر - گر با یکی نسازی آید یکی دگر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲۰:مستیم و بیخودیم و جمال تو پرده در - زین پس مباش ماها در ابر و پرده در
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۴:شمت برقا یلوح للاسرار - کاد یمحو بریقه الانوار
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قصاید » شمارهٔ ۱۵:چیست آن شاهد سفید عذار - رو برهنه روان به هر بازار
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قطعات » شمارهٔ ۲۷:عقد دینارها که از کف جود - کرد شاه جهان پناه نثار
جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۳۳:کار بی اختیار خواجه مکن - ای که داری به بندگی اقرار
جامی » بهارستان » روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان) » بخش ۶:نفس سگ را به یک دو لقمه نان - بر سگ نفس هر که کرد ایثار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵۶:مطربِ عاشقان بجنبان تار - بزن آتش به مؤمن و کفار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵۷:گر تو خواهی وطن پر از دلدار - خانه را رو تهی کن از اغیار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵۸:رحم بر یار کی کند هم یار - آه بیمار کی شنود بیمار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۶۳:عار بادا جهانیان را عار - از دو سه ماده ابله طرار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۶۴:خلق را زیر گنبد دوار - چشمها کور و دیدنی بسیار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷۷:آفتابی برآمد از اسرار - جامهشویی کنیم صوفیوار
مولانا » مجالس سبعه » المجلس الثانی » مناجات:طلب ای عاشقان خوش رفتار - طرب ای نیکوان شیرین کار
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۵:گر همچو عود جا دهدم یار در کنار - از دست او کنم بر او ناله های زار
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۴ - عمارهٔ مروزی:غره مشو به آنکه جهانت عزیز کرد - ای بس عزیز را که جهان کرد زود خوار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱۶:هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار - هر کس به لایق گهر خود گرفت یار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱۷:دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار - جان مست گلستان تو آن گاه خار خار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱۸:میر شکار من که مرا کردهای شکار - بیتو نه عیش دارم و نه خواب و نه قرار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲۱:آمد بهار خرم و آمد رسول یار - مستیم و عاشقیم و خماریم و بیقرار
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۵:چون بامداد بینمت ای ماه دلفروز - در عیش و خرمی گذرانم تمام روز
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۹:یا مکثر الدلال علی الخلق بالنشوز - الفوز فی لقایک طوبی لمن یفوز
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۷:به از کدورت زهد ریاست باده صاف - بیار باده که بالای طاعت است انصاف
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰۶:بیا بیا که توی شیر شیر شیر مصاف - ز مرغزار برون آ و صفها بشکاف
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۴:در نعت بقا نیست کسی با تو مشارک - وجه تو بود باقی و باقی همه هالک
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۷۵:در بحر صفا گداختم همچو نمک - نه کفر و نه ایمان نه یقین ماند و نه شک
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۲۹۸:محتسب در دست سنگ انداخت در خمخانه چنگ - وای رندان گر درآید پای خم می به سنگ
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قطعات » شمارهٔ ۳۲:دی رسید از مطبخ خواجه که بادا دود آن - رفته چون ظل زمین تا طارم فیروزه رنگ
جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۱۵:کیست دانی صوفی صافی ز رنگ تفرقه - آن که دارد رو به یکرنگی درین کاخ دو رنگ
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲۵:عشق خامش طرفهتر یا نکتههای چنگ چنگ - آتش ساده عجبتر یا رخ من رنگ رنگ
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۰۴:شدم در گوشه میخانه محرم - گرفتم گوشه ای از جمله عالم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰۰:چنان مست است از آن دم جان آدم - که نشناسد از آن دم جان آدم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰۵:یکی مطرب همیخواهم در این دم - که نشناسد ز مستی زیر از بم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۴:خداوندا مده آن یار را غم - مبادا قامت آن سرو را خم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴۲:چنان مستم چنان مستم من این دم - که حوا را بنشناسم ز آدم
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۳:شدم به باغ که کنج فراغتی جویم - غمت ز پرده دل خیمه زد به پهلویم
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۲۴:ز سجده ای که نباشد در ابرویت رویم - به پیشت از خوی خجلت جبین همی شویم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴۵:فضول گشتهام امروز جنگ میجویم - منوش نکته مستان که یاوه میگویم
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۰:دیده از جلوه بتان بستیم - در ببستیم و از بلا رستیم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶۱:ما همه از الست همدستیم - عاقبت شکر بازپیوستیم
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۱:شب که سر از حلقه سلک سگانت برزنم - طوقدار حلقه دم باد از ایشان گردنم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹۲:نی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنم - نی تو گفتی عالمی در عشق او برهم زنم
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۷:ساقی بیا که دیگر زین گفت و گو بجانم - یکدم ز ساغر می نه مهر بر دهانم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹۹:دل را ز من بپوشی یعنی که من ندانم - خط را کنی مسلسل یعنی که من نخوانم
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۸:ز جوش باده چو گرددترانه گو لب خم - درآن ترانه کنم صوفیانه خود را گم
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۰:شراب لعل بده ساقیا که یک دو سه دم - رهم ز شغل سیه کاری دوات و قلم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳۹:زهی حلاوت پنهان در این خلای شکم - مثال چنگ بود آدمی نه بیش و نه کم
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۰:نیست جز رشته جان آن لب باریک و دهان - به شکر خنده گشاید گره از رشته جان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۴:بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان - رندی از حلقه ما گشت در این کوی نهان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۶:چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان - چه خیالات دگر مست درآید به میان
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۸۳:ای رخ تو جنت اهل یقین - لعل تو سرچشمه ماء معین
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱۶:آمدهای بیگه خامش مشین - یک قدح مردفکن برگزین
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۳:امشب افتاده ست شوری در میان عاشقان - گویی آن کان نمک شد میهمان عاشقان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳۹:می پرد این مرغ دیگر در جنان عاشقان - سوی عنقا می کشاند استخوان عاشقان
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۷:چون نهم سر در رهت یعنی که خاک پاست این - بگذری فارغ ز من آخر چه استغناست این
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵۰:بوی آن باغ و بهار و گلبن رعناست این - بوی آن یار جهان آرای جان افزاست این
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۰۱:نیست جز اقرار عشق حاصل گفتار من - چهره به خونین رقم حجت اقرار من
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵۶:خواجه غلط کردهای در روشِ یار من - صد چو تو هم گم شود در من و در کار من
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶۴:باز فروریخت عشق از در و دیوار من - باز ببرید بند اشتر کین دار من
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۰۴:تا کی از جان خود جدا بودن - به ازین بودن است نابودن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰۲:چیست با عشق آشنا بودن - بجز از کام دل جدا بودن
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۰۹:قسم به نون و قلم یعنی آن قد و ابرو - که جز به قبله روی تو نیست ما را رو
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵۰:هزار بار کشیدهست عشقِ کافرخو - شبم ز بام به حجره، ز حجره تا سر کو
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۲۰:با اشک خونین دور از تو ای ماه - «بثی و حزنی اشکوا الی الله »
جامی » بهارستان » روضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان) » بخش ۷:بودیم در انتظار با گریه و آه - بنشسته به راه یار کز ره ناگاه
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۹۸:ای کان العباد ما اهواه - ما یذکرنا فکیف ما ینساه
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۱۸:تا روی ترا بدیدم ای بت ناآگاه - سرگشته شدم ز عشق گم کردم راه
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۲۳:در راه یگانگی چه طاعت چه گناه - در کوی خرابات چه درویش چه شاه
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۳۹:گیر ایدل من عنان آن شاهنشاه - امشب بر من قنق شو ای روت چو ماه
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۴۴:من میگویم که گشت بیگاه ایماه - میگوید ماه ناگهانی بیگاه
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۳۹:ماییم ز مشرب مغانه - در کوی مغان گرفته خانه
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۵۱:دیدی که چه کرد آن یگانه - برساخت پریر یک بهانه
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۵۳:بر اوج حسن چون خورشید فردی - ولی هرگز به گرد ما نگردی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۱:کجا شد عهد و پیمانی که کردی - کجا شد قول و سوگندی که خوردی
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۵۵:خرم آن کس که برد پی به ره هیچ کسی - تا درین ره ننهی پای به جایی نرسی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶۴:به شکرخنده اگر میببرد دل ز کسی - میدهد در عوضش جان خوشی بوالهوسی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸۸:به شکرخنده اگر میببرد جان ز کسی - میدهد جان خوشی پرطربی پرهوسی
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۵۷:بتابی بر همه چون ماه و از من روی برتابی - به هر کس شکر و شیری و با من آتش و آبی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱۴:درآمد در میان شهر آدم زفت سیلابی - فنا شد چرخ و گردان شد ز نور پاک دولابی
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۶۵:ای خواجه چه جویی ز شب قدر نشانی - هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۴ - عمارهٔ مروزی:اندر غزل خویش نهان خواهم گشتن - تا بر لب تو بوسه زنم چونش بخوانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۲۴:برخیز که جان است و جهان است و جوانی - خورشید برآمد بنگر نورفشانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳۳:در خانه خود یافتم از شاه نشانی - انگشتری لعل و کمر خاصه کانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳۴:امروز در این شهر نفیر است و فغانی - از جادوی چشم یکی شعبده خوانی
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۸۷:نه بشر خوانمت ای دوست نه حور و نه پری - این همه بر تو حجاب است تو چیز دگری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۷۱:به دغل کی بگزیند دل یارم یاری - کی فریبد شه طرار مرا طراری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۷۲:مرغ اندیشه که اندر همه دلها بپری - به خدا کز دل و از دلبر ما بیاثری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۷۳:رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری - سوی دریای معانی که گرامی گهری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۷۴:سحری کرد ندایی عجب آن رشک پری - که گریزید ز خود در چمن بیخبری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۷۵:نی تو شکلی دگری سنگ نباشی تو زری - سنگ هم بوی برد نیز که زیباگهری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹۱:هر کی از نیستی آید به سوی او خبری - اندر او از بشریت بنماید اثری
مولانا » مجالس سبعه » المجلس الثالث » مناجات:هرکه آید به سوی او ز حقیقت خبری - اندر او از بشریت بنماند اثری
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۴۸۹:ای که به شیرین سخنی نرخ شکر می شکنی - حبک اضنی بدنی شوقک افنی وسنی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵۹:عارف گوینده اگر تا سحر صبر کنی - از جهت خستهدلان جان و نگهبان منی
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قصاید » شمارهٔ ۳:منم چو گوی به میدان فسحت مه و سال - به صولجان قضا منقلب ز حال به حال
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قصاید » شمارهٔ ۱۴:تبارک الله ازین طایر همایون فال - خجسته نامه اقبال بسته بر پر و بال
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵۳:چگونه برنپرد جان چو از جناب جلال - خطاب لطف چو شکر به جان رسد که تعال
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵۴:تو را سعادت بادا در آن جمال و جلال - هزار عاشق اگر مرد خون مات حلال
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵۵:دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصال - برآ به چرخ حقایق دگر مگو ز خیال
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶۹:تعال یا مدد العیش و السرور تعال - تعال یا فرج الهم فاتح الاقفال
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قصاید » شمارهٔ ۲۰:خاک ازین عالی بنا بر کاخ گردون سرکشید - تا بنای عالم است اینسان عمارت کس ندید
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴۶:برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید - همچو ماه هفت و هشت و آفتاب روز عید
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۱:میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید - در گل و گلزار و نسرین روح دیگر بردمید
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قصاید » شمارهٔ ۲۲:سقاک الله یا خیر المغانی - ولا اخلاک عن وصل الغوانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۵۶:نه آتشهای ما را ترجمانی - نه اسرار دل ما را زبانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۸:خبر واده کز این دنیای فانی - به تلخی میروی یا شادمانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶۹:برفتیم ای عقیق لامکانی - ز شهر تو تو باید که بمانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۱:مرا هر لحظه قربان است جانی - تو را هر لحظه در بنده گمانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۲:مگیر ای ساقی از مستان کرانی - که کم یابی گرانی بیگرانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۳:ز مهجوران نمیجویی نشانی - کجا رفت آن وفا و مهربانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۴:برون کن سر که جان سرخوشانی - فروکن سر ز بام بینشانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۵:مرا هر لحظه منزل آسمانی - تو را هر دم خیالی و گمانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۱۹:مگر تو یوسفان را دلستانی - مگر تو رشک ماه آسمانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲۱:نه آتشهای ما را ترجمانی - نه اسرار دل ما را زبانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲۲:به کوی دل فرورفتم زمانی - همیجستم ز حال دل نشانی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸۷:اتیالنیروز مسرورالجنان - یحاکی لطفه لطفالجنان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۱۲:الا یا مالکا رقالزمان - الا یا ناسخا، حسن الغوانی
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قصاید » شمارهٔ ۲۳:حبذا منزلی که چرخ برین - به تماشای اوست رو به زمین
مولانا » مجالس سبعه » المجلس الثانی » مناجات:بس که شنیدی صفت روم و چین - خیز و بیا ملک سنایی ببین
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قصاید » شمارهٔ ۲۵:زین مروح خانه بادی می وزد بس دلپذیر - برمشام جانت ای دل قوت جان زین بادگیر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶۹:در سماع عاشقان زد فر و تابش بر اثیر - گر سماع منکران اندر نگیرد گو مگیر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۱:معده را پر کردهای دوش از خمیر و از فطیر - خواب آمد چشم پر شد کآنچه میجُستی بگیر
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قطعات » شمارهٔ ۲:هیچ کس را نشود دنیی و دین جمع به هم - وای آن کس که به دنییست گرفتار شده
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷۷:ای خداوند یکی یار جفاکارش ده - دلبری عشوه ده سرکش خون خوارش ده
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قطعات » شمارهٔ ۳:جامی آمد درین سرای نبرد - دولت مرد عقل مادرزاد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷۹:شاهدی بین که در زمانه بزاد - بت و بتخانه را به باد بداد
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قطعات » شمارهٔ ۷:هرچه خواهی بگویی ای خواجه - بکن اندیشه اول از سر هوش
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹۱:توبه من درست نیست خموش - من بیتوبه را به کس مفروش
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قطعات » شمارهٔ ۱۲:ای کریمانی که پیش چشمتان - خاک باشد سیم صرف و زر ناب
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴:هیچ میدانی چه میگوید رباب؟ - ز اشک چشم و از جگرهای کباب
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰:ابشروا یا قوم هذا فتح باب - قد نجوتم من شتاب الاغتراب
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قطعات » شمارهٔ ۲۱:زاهل شر جامی اگر صد زخم بر جان آیدت - جز دعای خیرشان حرفی مده از دل برون
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴۸:بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون - آیت انا بنیناها و انا موسعون
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قطعات » شمارهٔ ۲۳:کلامت بس دقیق افتاد کلا - که در دقت ز مو فرقش توان کرد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۰:نثرنا فی ربیع الوصل بالورد - حنانینا فنعم الزوج و الفرد
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قطعات » شمارهٔ ۲۶:تازی سوار مجنون ملک سخن گرفته - در نکته های تازی با وی سخن ندارم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹۳:من پاکباز عشقم تخم غرض نکارم - پشت و پناه فقرم پشت طمع نخارم
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » قطعات » شمارهٔ ۲۷:فرزند ظهیرالدین پنجم ز محرم - در منتصف ظهر شد آرام دل ما
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶:لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا - تا از لب دلدار شود مست و شکرخا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸:ای از نظرت مست شده اسم و مسمّا - ای یوسف جان گشته ز لبهای شکرخا
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۴:عاشقم اما نمی گویم کجا - بیخودم لیکن نمی دانم چرا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰:تا به شب ای عارف شیرین نوا - آن مایی آن مایی آن ما
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱:دل چو دانه ، ما مثال آسیا - آسیا کی داند این گردش چرا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲:در میان عاشقان عاقل مبا - خاصه در عشق چنین شیرین لقا
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۹:به افسون گر گشایی مهر این لعل شکرخارا - فرود آری ازین فیروزه گون منظر مسیحا را
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را - چنین عشقی نهادستی به نورش چشم بینا را
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را - تقاضایی نهادستی در این جذبه دل ما را
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۱۰:بر طرف رخ نهادی آن جعد مشکسا را - چون شب سیاه کردی روز سفید ما را
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰:با آن که میرسانی، آن بادهٔ بقا را - بی تو نمیگوارد، این جام باده ما را
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۸:زهی فراق تو چون مرگ هادم اللذات - حیات و دولت وصل تو متحد بالذات
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۴:ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات - بیا که از تو شود سیئاتهم حسنات
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۲:برات عاشق نو کن رسید روز برات - زکات لعل ادا کن، رسید وقت زکات
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۷:چو عید و چون عرفه عارفان این عرفات - به هر که قدر تو دانست میدهند برات
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۳۱:صبحدم داشتم از غنچه نشکفته شگفت - که چرا سر دل از بلبل آشفته نهفت
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۹:بوسهای داد مرا دلبر عیار و برفت - چه شدی چونک یکی داد بدادی شش و هفت
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۳۳:ماهی که خاست در شهر از رفتنش قیامت - شکر خدا که آمد باز از سفر سلامت
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۶:گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت - گفتا چه کار داری گفتم مها سلامت
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:هر جور کهز تو آید بر خود نهم غرامت - جرم تو را و خود را بر خود نهم تمامت
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۹۲:غمت از دل به رخم اشک جگرگون آرد - بین که هر دم فلک از پرده چه بیرون آرد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۹:همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد - همه شب دیده من بر فلک استاره شمرد
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۲:دل دید لبت وز دو جهان بی خبر افتاد - بین مستی این می که عجب کارگر افتاد
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۱:در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد - کز بخت یکی ماه رخی خوب درافتاد
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۲:به رخسار و جبین و روی و عارض بردی ای دلبر - فروغ از صبح و نور از روز و عکس از ماه و تاب از خور
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲۴:مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر - پدر را نیک واقف دان از آن کژبازی مضمر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲۵:مرا آن اصل بیداری دگرباره به خواب اندر - بداد افیون شور و شر ببرد از سر ببرد از سر
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۳:فصل دی کوته بود ساقی برای عیش روز - رشته گیر از شمع و از شب وصله ای بر روز دوز
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۶:عاشقان را شد مسلم شب نشستن تا به روز - خوردنی و خواب نی اندر هوای دلفروز
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۹:چون نهفتی آن دو رخ بگشا لب خندان خویش - جلوه ده بر بیدلان یک غنچه از بستان خویش
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۶:دوش رفتم در میان مجلس سلطان خویش - بر کف ساقی بدیدم در صراحی جان خویش
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۶:حشمت میفروش بین بر در او ز هر طرف - گرد مواید کرم اهل صفا کشیده صف
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰۱:ما دو سه رند عشرتی جمع شدیم این طرف - چون شتران رو به رو پوز نهاده در علف
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰۲:ما دو سه مست خلوتی جمع شدیم این طرف - چون شتران رو به رو پوز نهاده در علف
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۱۴:هرکس آرد دامن صلحت به چنگ - بر سر اینست ما را با تو جنگ
جامی » بهارستان » روضهٔ ششم (در مطایبه) » بخش ۴۱:خواجه چون افکنده خوان نزدیک و دور - حظ و بهره برده زانجا بیدرنگ
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲۶:عاشقی و آنگهانی نام و ننگ - او نشاید عشق را ده سنگ سنگ
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۱:دور از توام افتاده بر بستر درد و غم - یک پای درین عالم یک پای درآن عالم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۴:سر برمزن از هستی تا راه نگردد گم - در بادیه مردان محوست تو را جم جم
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۹:به روز وصل پیاپی نمای دیدارم - که تا ذخیره ایام هجر بردارم
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۱:ز سیلی غمت از دیده خون همی بارم - رخ از طپانچه بدینگونه سرخ می دارم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۳:نیَم ز کار تو فارغ، همیشه در کارم - که لحظه لحظه تو را من عزیزتر دارم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳۷:بیار باده که اندر خمار خمارم - خدا گرفت مرا زان چنین گرفتارم
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۲:ساغر مه نو باشد خالی شده مپسند آن - ناگشته مه نو پر نوری ندهد پنهان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶۹:رو مذهب عاشق را برعکس روشها دان - کز یار دروغیها از صدق به و احسان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷۱:دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان - از عاشق حق توبه وز باد هوا انبان
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۱:بیا ساقی که شد با می پرستان عهد گل تازه - فکند آواز بلبل در چمن زین معنی آوازه
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۹۶:مرا گویی که چونی تو لطیف و لمتر و تازه - مثال حسن و احسانت برون از حد و اندازه
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۵:یار شد شهرگرد و هر جایی - جاکن ای دل به کنج تنهایی
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قطعات » شمارهٔ ۱۰:هست دیوان شعر من اکثر - غزل عاشقان شیدایی
جامی » رسالهٔ اربعین » (۲۶) أطْلُبُوا الْخَیْرَ عِنْدَ حِسَانِ الْوُجُوهِ. (مصنف ابن ابی شیبة):بر درِ خوب رویی منزل گیر - چون پی حاجتی برون آیی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۱:چند اندر میان غوغایی - خوی کن پاره پاره تنهایی
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قصاید » شمارهٔ ۳ - فی نعت النبی صلی الله علیه و سلم:نگار من شتر انگیخت رو به حجره من - پذیره شترش رفت جان ز حجره تن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷۴:مکن مکن که روا نیست بیگنه کشتن - مرو مرو که چراغی و دیده روشن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷۵:توی که بدرقه باشی گهی گهی رهزن - توی که خرمن مایی و آفت خرمن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸۲:برای چشم تو صد چشم بد توان دیدن - چه چشم داری ای چشم ما به تو روشن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸۳:اگر سزای لب تو نبود گفته من - برآر سنگ گران و دهان من بشکن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸۵:به صلح آمد آن ترک تند عربده کن - گرفت دست مرا گفت تکری یرلغسن
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قصاید » شمارهٔ ۷ - در جواب نامه سلطان روم:چو از تنوع اوضاع گنبد دایر - بیاض صبح نمود از سواد شب ظاهر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴۲:درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر - نه رنج اره کشیدی نه زخمههای تبر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴۸:کسی بگفت ز ما یا از اوست نیکی و شر - هنوز خواجه در اینست ریش خواجه نگر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵۴:چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمر - ببست شمس و قمر پیش بندگیش کمر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵۵:از آن مقام که نبود گشاد زود گذر - برو به سوی خریدار خویش همچون زر
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قصاید » شمارهٔ ۱۶ - فی تاریخ وفاتة قدس سره:به بوستان ولایت کهن درخت بلند - که عمرها به سر اهل فقر سایه فکند
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۳:بگو به گوش کسانی که نور چشم منند - که باز نوبت آن شد که توبهها شکنند
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳۷:فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند - از آنک عشق تو بنیاد عافیت برکند
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » قطعات » شمارهٔ ۴:ز بس کز آشنایان زخم خوردم - زند گر حلقه گردم اژدهایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷۱:بر من نیستی یارا کجایی - به هر جایی که هستی جان فزایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷۲:دلا در روزه مهمان خدایی - طعام آسمانی را سرایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷۳:سؤالی دارم ای خواجه خدایی - که امروز این چنین شیرین چرایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷۵:بیاموز از پیمبر کیمیایی - که هر چت حق دهد میده رضایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:کجایید ای شهیدان خدایی - بلاجویان دشت کربلایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۸:تو هر روزی از آن پشته برآیی - کنی مر تشنه جانان را سقایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۱۱:بیا ای یار کامروز آن مایی - چو گل باید که با ما خوش برآیی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۱۲:بیا جانا که امروز آن مایی - کجایی تو کجایی تو کجایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸۴:کسی کو را بود خلق خدایی - ازو یابند جانهای بقایی
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۳:دل گوهر سبحه محبت می سفت - وز ساحت جان غبار غفلت می رفت
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۴۹:بشکافت زمین به سبزه و گل بشکفت - شد در چمن آشکار اسرار نهفت
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۲:آن را که غمی باشد و بتواند گفت - گر از دل خود بگفت بتواند رفت
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱۸:ای هر بیدار با خبرهای تو خفت - ای هرکه بخفت در بر لطف تو خفت
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۲:با جان دو روزه تو چنان گشتی جفت - با تو سخن مرگ نمیشاید گفت
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴۶:سر سخن دوست نمیارم گفت - دریست گرانبها نمیارم سفت
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۸۵:گفتم بجهم همچو کبوتر ز کفت - گفت ار بجهی کند غمم مستخفت
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱۹:منصور حلاجی که اناالحق میگفت - خاک همه ره به نوک مژگان میرفت
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۵:تا تو نزنی طعن کسی در عالم - زانسان که زدند قدسیان بر آدم
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۳:بر حاشیه لوح جمال تو قلم - حرفی دو ز مشک سوده کرده ست رقم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۱۱:آن خوش سخنان که ما بگفتیم به هم - در دل دارد نهفته این چرخ به خم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۱۳:آن کس که ببست خواب ما را به ستم - یارب تو ببند خواب او را به کرم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۲۷:دستارم و جبه و سرم هر سه به هم - قیمت کردند به یک درم چیزی کم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۶۶:عمری رخ یکدگر بدیدیم به چشم - امروز که درهم نگریدیم به چشم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۹۲:گویی تو که من ز هر هنر باخبرم - این بیخبری بس که ز خود بیخبرم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۱۷:ماهی فارغ ز چارده میبینم - بیچشم بسوی ماه ره میبینم
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۸:آنم که به عهد عشقبازی گروم - حاشا که به غیر عشقبازی گروم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۷۸:بر شاه حبش زنیم و بر قیصر روم - پیشانی شیر برنویسیم رقوم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۷۱:قومیکه چو آفتاب دارند قدوم - در صدق چو آهنند و در لطف چو موم
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۱۲:من کیستم از شهر خرد تاخته ای - در عشق بتان دینی دین باخته ای
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۷۳:ای آنکه مرا به لطف بنواختهای - در دفع کنون بهانهای ساختهای
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۱۷:بستی کمر وداع و زین شیوه مرا - هم دست زکار رفت و هم پای ز جا
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:آن کس که ترا نقش کند او تنها - تنها نگذاردت میان سودا
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۲:تنبور چو تن تن برآرد به نوا - زنجیر در آن شود دل بیسر و پا
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۲:گر عمر بشد عمر دگر داد خدا - گر عمر فنا نماند نک عمر بقا
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۳:میآمد یار مست و تنها تنها - با نرگس پرخمار رعنا رعنا
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۵:هان ای سفری عزم کجایست کجا - هرجا که روی نشستهای در دل ما
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۲۱:جانا بنشین و زان دو لب در گوشم - گوش یک سخن و ز ناله کن خاموشم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۲۴:از ثور فلک شیر وفا میدوشم - هرچند که از پنجهٔ او بخروشم
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۳۵:در دیده ز تو ابر بهاری دارم - بر چهره شکفته لاله زاری دارم
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵۹:ای دوست شکارم و شکاری دارم - بیکارنم و بس شگرف کاری دارم
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۳۹:خوش با دگرانی ای به رخ رشک پری - بر من همه راه ناخوشی می سپری
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » رباعیات » شمارهٔ ۲۷:این شکل مدور که نه پایی نه سری - مانع بود از گزند هر کینه وری
جامی » بهارستان » روضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان) » بخش ۶:آمد ز عدو به کشتن من خبری - بنشین که ببینمت به حسرت نظری
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۲۴:ای در دل من نشسته بگشاده دری - جز تو دگری نجویم و کو دگری
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۸۵:بالا شجری لب شکر و دل حجری - زنجیر سری، سیمبری رشک پری
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۹۳:با من ترش است روی یار قدری - شیرینتر از این ترش ندیدم شکری
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۹۵:با یار به گلزار شدم رهگذری - بر گل نظری فکندم از بیخبری
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۰۰:بر کار گذشته بین که حسرت نخوری - صوفی باشی و نام ماضی نبری
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۰۵:بیچاره دلا که آینهٔ هر اثری - گر سر کشی از صفات با دردسری
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۱۹:تو آب نهای خاک نهای تو دگری - بیرون ز جهان آب و گل در سفری
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۵۱:خیری بنمودی و ولیکن شری - نرمی و خبیث همچو مار نری
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۵۲:در بادیهٔ عشق تو کردم سفری - تا بو که بیایم ز وصالت خبری
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۷۶:دوش آمد آن خیال تو رهگذری - گفتم بر ما باش ز صاحب نظری
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۸۳:دی مست بدی دلا و چست و سفری - امروز چه خوردهای که از دی بتری
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۹۲:سرسبزتر از تو من ندیدم شجری - پرنورتر از تو من ندیدم قمری
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۴۰:گفتند که هست یار را شور وشری - گفتم که دوم بار بگو خوش خبری
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۵۵:مست است خبر از تو و یا خود خبری - خیره است نظر در تو و با تو نظری
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۶۴:من دوش به کاسهٔ رباب سحری - مینالیدم ترانهٔ کاسهگری
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۶۸:مهمان دو دیده شد خیالت گذری - در دیده وطن ساخت ز نیکو گهری
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۴۴:ای از تو مرا گوش پر و دیده تهی - خوش آنکه ز گوش پای در دیده نهی
جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۲۱:خواهی که به صوفیگری از خود برهی - باید که هوا و هوس از سر بنهی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۸۳:امشب که فتادهای به چنگال رهی - بسیار طپی ولیک دشوار رهی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۴۰:چون ممکن آن نیست اینکه از بر ما برهی - یا حیله کنی ز حیلهٔ ما بجهی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۷۰:دستار نهادهای به مطرب ندهی - دستار بده تا ز تکبر برهی
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۴۷:گل گرچه کشد سرزنش از خار درشت - رو با تو و بر درخت خود دارد پشت
جامی » بهارستان » روضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان) » بخش ۶:از گشتن نادرست این چرخ درشت - بنگر که مرا چه سان به خاک آمد پشت
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۷:با روز بجنگیم که چون روز گذشت - چون سیل به جویبار و چون باد بدشت
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۶۰:ای خواجه مرا به لطف خود پروری - زآوردن پشت و دنبه فربه کردی
جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۱۹:ای مهر که نیست چون تو عالم گردی - زین رهرویم ببخش راه آوردی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۳۰:ای دل تو و درد او اگر خود مردی - جان بندهٔ تست اگر تو صاحب دردی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۷۸:با بیخبران اگر نشستی بردی - با هشیاران اگر نشستی مردی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۴۱:چونی ای آنکه از جمال فردی - صدبار ز چو نیم برون آوردی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۰۸:غم را دیدم گرفته جام دردی - گفتم که غما خبر بود رخ زردی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۵۳:مردی که فلک رخنه کند از دردی - مردی که خداش کاشکی ناوردی
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۶۴:نی در دستم ز گنج دانش درمی - نی از پایم به راه بینش قدمی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۰۲:بنمای به من رخت بکن مردمی - تا لاف زنم که دیدهام خرمی
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » رباعیات » شمارهٔ ۷۳:خوشتر زکتاب در جهان یاری نیست - در غمکده زمانه غمخواری نیست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۱:از بییاری ظریفتر یاری نیست - وز بیکاری لطیفتر کاری نیست
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » رباعیات » شمارهٔ ۲:ای عشق که با هزار چون بی چونی - از هر چه گمان برند ازان بیرونی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۳۷:گفتم که چونی مها خوشی محزونی - گفتا مه را کسی نپرسد چونی
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » رباعیات » شمارهٔ ۱۲:بی سود یقین دم زیانی می زن - بر گرد یقین تار گمانی می تن
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » رباعیات » شمارهٔ ۳۸:ای رشک شکر لب تو از لطف سخن - هر دم به تو نو امید یاران کهن
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۹:هرگه که رسد به فارسی سوق سخن - رکنی دو ز شرع را به آن ترجمه کن
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۸۰:آن حلوایی که کم رسد زو به دهن - چون دیگ به جوش آمده از وی دل من
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۱۷:ای عاشق گفتار و تفاصیل سخن - ای گر ز سخنوران قهارهٔ کن
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۳۱:ای یار بیا و بر دلم بر میزان - وی زهره بیا و از رخم زر میزان
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۳۶:بیدل من و بیدل تو و بیدل تو و من - سرمست همی شدیم روزی به چمن
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۷۳:دوش آنچه برفت در میان تو و من - نتوان بنوشتن و نه بتوان گفتن
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۱۴:من عاشق عشق و عشق هم عاشق من - تن عاشق جان آمد و جان عاشق تن
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » رباعیات » شمارهٔ ۱۴:ای خاک رهت سرمه روشن بصران - سوی تو روان به دیده صاحبنظران
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » رباعیات » شمارهٔ ۱۵:ای دیده حقیقت جهان گذران - سوی تو به دیده ره سپر دیده وران
جامی » بهارستان » روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما) » بخش ۳:مغرور مشو به مال چون بی خبران - زیرا که بود مال چو ابر گذران
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۹۹:ای جمله جهان بروی خوبت نگران - جان مردان ز عشق تو جامه دران
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۰۸:ای رفته ز یاران تو به یک گوشه کران - فریاد تو از خوی بد و بار گران
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » رباعیات » شمارهٔ ۲۰:از تیغ خسان اگرچه بیداد رسد - صد زخم ستم بر دل ناشاد رسد
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۷۴:آنرا که ز عشق دوست بیداد رسد - از رحمت و فضل اوش امداد رسد
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » رباعیات » شمارهٔ ۲۲:این خانه نه منزل نشاط است و طرب - هست از پی آنکه تا کشی رنج طلب
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹:آنی که فلک با تو درآید به طرب - گر آدمیی شیفته گردد چه عجب
-
جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » رباعیات » شمارهٔ ۴۵:گفتم به فلان که رنجت از مهمان چیست - هر نیم شبت ز دست او افغان چیست
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۷۲:تو سیر شدی من نشدم درمان چیست - بنما عوضی خود عوض جانان چیست
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۳:چو عفوت بیحد افتادهست دریاهاست پنداری - که پیدا نیست قعرش پیش جامی جز به دشواری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۰۲:امیر دل همیگوید تو را گر تو دلی داری - که عاشق باش تا گیری ز نان و جامه بیزاری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۲۸:مروت نیست در سرها که اندازند دستاری - کجا گیرد نظام ای جان به صرفه خشک بازاری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳۰:دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداری - که امشب مینویسد زی نویسد باز فردا ری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳۲:کی افسون خواند در گوشت که ابرو پر گره داری؟! - نگفتم: «با کسی منشین که باشد از طرب عاری؟!
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳۳:برآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاری - کبوترهای دلها را توی شاهین اشکاری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳۴:مها یک دم رعیت شو مرا شه دان و سالاری - اگر مه را جفا گویم بجنبان سر بگو آری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳۵:هر آن بیمار مسکین را که از حد رفت بیماری - نماند مر ورا ناله نباشد مر ورا زاری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳۶:مثال باز رنجورم زمین بر، من ز بیماری - نه با اهل زمین جنسم، نه امکان است طیاری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳۷:مگر دانید با دلبر به حق صحبت و یاری - هر آنچ دوش میگفتم ز بیخویشی و بیماری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵۵:چرا چون ای حیات جان در این عالم وطن داری - نباشد خاک ره ناطق ندارد سنگ هشیاری
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۴:یارم چو شود به طوف بستان مایل - گل دل بکند ز برگ خود خوار و خجل
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۸۲:آنکس که ترا دید و نخندید چو گل - از جان و خرد تهیست مانند دهل
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۸۶:از من زر و دل خواستی ای مهر گسل - حقا که نه این دارم و نی آن حاصل
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۸۹:این نکته شنو ز بنده ای نقش چگل - هرچند که راهیست ز دل جانب دل
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۹۲:چون آمدهای در این بیابان حاصل - چون بیخبران مباش از خود غافل
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۹۴:حاشا که کند دل به دگر جا منزل - دور از دل من که گردد از عشق خجل
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۹۷:در عشق نوا جزو زند آنگه کل - در باغ نخست غوره است آنگه مل
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۰۵:هم شاهد دیدهای و هم شاهد دل - ای دیده و دل ز نور روی تو خجل
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۰۶:کاچی سازی که روز برفست و وحل - دانی که ز بهر چیست این رسم و عمل
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۰۷:یا من هوب سیدی و اعلی و اجل - یا من انا عبده و ادنی و اقل
-
جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » اشعار پراکنده » شمارهٔ ۷:دی مرغک خامه بهر نامت - بر صفحه نامه شد رقم کوش
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۳۸:امروز خوش است دل که تو دوش - خون دل ما بخوردهای نوش
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۱:ما نعره به شب زنیم و خاموش - تا درنرود درون هر گوش
-
جامی » بهارستان » دیباچه:چو مرغ امر ذی بالی ز آغاز - نه از نیروی حمد آید به پرواز
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۵:خنک جانی که او یاری پسندد - کز او دوریش خود صورت نبندد
-
جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۱۲:ای که در شرع خداوندان حال - می کنی از سنت و فرضم سؤال
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۶:به شکرخنده ببردی دل من - بشکن شکر دل را مشکن
-
جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۲۰:دارم دلکی که با هر اندیشه که داشت - جز یاد تو بر صفحه خاطر ننگاشت
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۰۱:لطف تو جهانی و قرانی افراشت - وین تعبیههای خود به چیزی ننگاشت
-
جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۲۲:جوانمردی دو چیز است ای جوانمرد - به سویم گوش کن تا گویمت راست
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۵:در این خانه کژی ای دل گهی راست - برون رو هی که خانه خانه ماست
-
جامی » بهارستان » روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه) » بخش ۲۵:جمع است خیرها همه در خانه و نیست - آن خانه را کلید بغیر از فروتنی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹۷:ای آسمان که بر سر ما چرخ میزنی - در عشق آفتاب تو همخرقه منی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰۰:ساقی بیار باده سغراق ده منی - اندیشه را رها کن کاری است کردنی
-
جامی » بهارستان » روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما) » بخش ۱:اعتراض است بر احکام جهاندار حکیم - عادت مرد حسد پیشه که خاکش به دهن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۰:جان حیوان که ندیده است به جز کاه و عطن - شد ز تبدیل خدا لایق گلزار فطن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۱:همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن - وقت آن شد که درآییم خرامان به چمن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۰:ای ز هجران تو مردن طرب و راحت من - مرگ بر من شده بیتو مثل شهد و لبن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۳:همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن - وقت آن شد که درآییم خرامان به چمن
-
جامی » بهارستان » روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما) » بخش ۴:آن به که ز اسباب مرض پرهیزی - وز ننگ طبیبان دغل بگریزی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۵۵:آن خوش باشد که صاحب تمییزی - بیآنکه بگویند و بگوید چیزی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۷۵:از عشق تو هر طرف یکی شبخیزی - شب کشته ز زلفین تو عنبر بیزی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۶۴:ای یار گرفتهٔ شراب آمیزی - برخیزد رستخیز چون برخیزی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۰۴:عشق آن نبود که هر زمان برخیزی - وز زیر دو پای خویش گردانگیزی
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۱۳:گر بگریزی چو آهوان بگریزی - ور بستیزی چون آهنان بستیزی
-
جامی » بهارستان » روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما) » بخش ۸:بخور چندانکه ننهد خانه تن - ز بیشی و کمی رو در خرابی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۴۵:بخوردم از کف دلبر شرابی - شدم معمور و در صورت خرابی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷۶:سبک بنواز ای مطرب ربایی - بگردان زوتر ای ساقی شرابی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۱۳:چنان گشتم ز مستی و خرابی - که خاکی را نمیدانم ز آبی
-
جامی » بهارستان » روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما) » بخش ۱۴:هزار گونه خصومت کنی به خلق جهان - ز بس که در هوس سیم و آرزوی زری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۵۶:خورانمت می جان تا دگر تو غم نخوری - چه جای غم که ز هر شادمان گرو ببری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۷۰:اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری - به جان من که نترسی و هیچ غم نخوری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۷۱:دلا همای وصالی بپر چرا نپری - تو را کسی نشناسد نه آدمی نه پری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۷۲:به من نگر که به جز من به هر کی درنگری - یقین شود که ز عشق خدای بیخبری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۸۹:به اهل پرده اسرارها ببر خبری - که پردههای شما بردرید از قمری
-
جامی » بهارستان » روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان) » بخش ۵:بود ایوان قرب شاه والا - به آن ایوان مرو بسیار بالا
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹:برخیز و صبوح را بیارا - پُر لَخلخه کن کنار ما را
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۰:تا چند تو پس روی به پیش آ - در کفر مرو به سوی کیش آ
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵:گفتی که گزیدهای تو بر ما - هرگز نبدست این مفرما
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷:کو مطرب عشق چست دانا - کز عشق زند نه از تقاضا
-
جامی » بهارستان » روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان) » بخش ۱۵:فرزند بود چو جان ببخشای - بر جان من ستم رسیده
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۵۵:ای دوش ز دست ما رهیده - امشب نرهی به جان و دیده
-
جامی » بهارستان » روضهٔ سوم (در ذکر پادشاهان) » بخش ۱۷:گر سفیهی به حکم نفس و هوا - نه به وفق خرد کند کاری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴۵:آوخ آوخ چو من وفاداری - در تمنای چون تو خونخواری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴۷:ساقیا ساقیا روا داری - که رود روز ما به هشیاری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۸:رو، مسلم تراست بیکاری - چونک اندر عنایت یاری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶۳:عشق در کفر کرد اظهاری - بست ایمان ز ترس زناری
-
جامی » بهارستان » روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان) » بخش ۱:کیست کریم آن که نه بهر جزاست - هر کرمی کاید ازو در وجود
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰۱:آه در آن شمع منور چه بود - کآتش زد در دل و دل را ربود
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰۴:دوش دل عربده گر با کی بود - مشت کی کردست دو چشمش کبود
-
جامی » بهارستان » روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان) » بخش ۷:زین گونه که جلوه آن دلاویز کند - عاشق ز بلا چگونه پرهیز کند
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۶۸:آندم که ز افلاک گهر ریز کند - هر ذره بسوی اصل خود خیز کند
-
جامی » بهارستان » روضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان) » بخش ۷:در سطبری نمونه افعی - در درازی قرینه ثعبان
مولانا » فیه ما فیه » فصل شصت و دوم - دوستان را در دل رنجها باشد که آن به هیچ دارویی خوش نشود:آسمانهاست در ولایت جان - کار فرمای آسمان جهان
-
جامی » بهارستان » روضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان) » بخش ۸:ای آن که تو را دولت شاهی هوس است - و آزادی بندگان تو را دسترس است
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱۱:مر وصل ترا هزار صاحب هوس است - تا خود به وصال تو که را دسترس است
-
جامی » بهارستان » روضهٔ پنجم (در عشق و ذکر حال عاشقان) » بخش ۱۳:باز آ که بر تو هیچ کس حکمی ندارد ای پسر - با هر که خواهی می نشین از هر که خواهی می گذر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۵:ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر - تا سینهها روشن شود افزون شود نور نظر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۶:انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصر - انا قضینا بینکم فاستبشروا بالمنتصر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۷:آمد ترش رویی دگر یا زمهریر است او مگر - برریز جامی بر سرش ای ساقی همچون شکر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۸:رو چشم جان را برگشا در بیدلان اندرنگر - قومی چو دل زیر و زبر قومی چو جان بیپا و سر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۹:ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شر - دیوانگان را میکند زنجیر او دیوانهتر
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷۲:جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر - من فضل رب عنده کل الخطایا تغتفر
-
جامی » بهارستان » روضهٔ ششم (در مطایبه) » بخش ۱۲:به سفله تا ندهی ضعف آن کزو خواهی - طمع مدار کزو کام دل به دست آید
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷۵:آتش افکند در جهان جمشید - از پس چار پرده چون خورشید
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹۱:عشق جانان مرا ز جان ببرید - جان به عشق اندرون ز خود برهید
-
جامی » بهارستان » روضهٔ ششم (در مطایبه) » بخش ۱۹:چو هست در تو منقصتی عیب دیگری - کردن به آن نه قاعده مرد باهش است
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۴:ساقی بیار باده که ایام بس خوشست - امروز روز باده و خرگاه و آتش است
-
جامی » بهارستان » روضهٔ ششم (در مطایبه) » بخش ۲۳:چنان ز پایه مردی فتاد خواجه برون - ز بس فسردگی و خام ریشی و سردی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۶۶:رسید ترکم با چهرههای گل وردی - بگفتمش چه شد آن عهد گفت اول وردی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۸۳:بیا بیا که چو آب حیات درخوردی - بیا بیا که شفا و دوای هر دردی
-
جامی » بهارستان » روضهٔ ششم (در مطایبه) » بخش ۲۸:هرکه در کار خویش پیش از وقت - می نماید به حکم طبع شتاب
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵:چشمها وا نمیشود از خواب - چشم بگشا و جمع را دریاب
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۷:یار آمد به صلح ای اصحاب - ما لکم قاعدین عند الباب
-
جامی » بهارستان » روضهٔ ششم (در مطایبه) » بخش ۳۳:خوش آنکه خصم به عیبی که طعنه تو زند - به رغم وی ز چنان عیب رسته بنشینی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۶۳:به هر دلی که درآیی چو عشق بنشینی - بجوشد از تک دل چشمه چشمه شیرینی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۷۸:ز آب تشنه گرفتهست خشم میبینی - گرسنه آمد و با نان همیکند بینی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹۵:از این درخت بدان شاخ و بر نمیبینی - سه شاخ داری کور و کری و گرگینی
-
جامی » بهارستان » روضهٔ ششم (در مطایبه) » بخش ۴۰:ای رای تو در علاج بیمار علیل - برآمدن مرگ قدوم تو دلیل
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۸۵:از عقل دلیل آید و از عشق خلیل - این آب حیات دان و آن آب سبیل
-
جامی » بهارستان » روضهٔ ششم (در مطایبه) » بخش ۴۲:فرزند که خواهد ز پی مال پدر را - خواهد که نماند پدر و مال بماند
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۷:تدبیر کند بنده و تقدیر نداند - تدبیر به تقدیر خداوند چه ماند
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۲:تدبیر کند بنده و تقدیر نداند - تدبیر به تقدیر خداوند نماند
مولانا » فیه ما فیه » فصل چهل و سوم - هر کسی چون عزم جایی و سفری میکند:تدبیر کند بنده و تقدیر نداند - تدبیر به تقدیر خداوند نماند
-
جامی » بهارستان » روضهٔ ششم (در مطایبه) » بخش ۴۶:عجب مدار ز ممدوح اگر کند احسان - بجای مادح خود گرچه نیک و بد گوید
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۶:درخت و برگ برآید ز خاک این گوید - که «خواجه هر چه بکاری تو را همان روید»
-
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۲ - رودکی:باد جوی مولیان آید همی - بوی یار مهربان آید همی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹۷:بوی باغ و گلستان آید همی - بوی یار مهربان آید همی
-
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۳ - دقیقی:من اینجا دیر ماندم خوار گشتم - عزیز از ماندن دایم شود خوار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳۹:بگرد فتنه میگردی دگربار - لب بامست و مستی هوش میدار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴۲:منم از جان خود بیزار بیزار - اگر باشد تو را از بنده آزار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴۸:خداوند خداوندان اسرار - زهی خورشید در خورشید انوار
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷۴:مرا میگفت دوش آن یار عیار - سگ عاشق به از شیران هشیار
-
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۳ - دقیقی:یاری گزیدم از همه مردم پری نژاد - زان شد ز پیش چشم من امروز چون پری
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۲۰ - ظهیر فاریابی:ای آن زمین وقار که بر آسمان فضل - ماه خجسته پیکر خورشید منظری
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۲۰ - ظهیر فاریابی:ای سالک مسالک فطرت درین سؤال - معذور نیستی به حقیقت چو بنگری
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۲۰ - ظهیر فاریابی:هر مبتدی که بیهوده ترجیح می نهد - شعر ظهیر بر سخن پاک انوری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷۵:هر روز بامداد به آیین دلبری - ای جان جان جان به من آیی و دل بری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷۶:شد جادوی حرام و حق از جادوی بری - بر تو حرام نیست که محبوب ساحری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷۷:هر روز بامداد درآید یکی پری - بیرون کشد مرا که ز من جان کجا بری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷۸:ای دل ز بامداد تو بر حال دیگری - وز شور خویش در من شوریده ننگری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹۰:جان خاک آن مهی که خداش است مشتری - آن کس ملک ندید و نه انسان و نی پری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹۱:ای عشق پرده در که تو در زیر چادری - در حسن حوریی تو و در مهر مادری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹۲:ای بس فراز و شیب که کردم طلب گری - گه لوح دل بخواندم و گه نقش کافری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰۴:بزم و شراب لعل و خرابات و کافری - ملک قلندرست و قلندر از او بری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰۶:سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری - وصف قلندرست و قلندر از او بری
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۲۳:یا من یزید حسنک حقا تحیری - اهلا و مرحبا بسراج منور
-
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۴ - عمارهٔ مروزی:جهان ز برف اگر چندگاه سیمین بود - زمرد آمد و بگرفت جای توده سیم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴۴:بیار مطرب بر ما کریم باش کریم - به کوی خسته دلانی رحیم باش رحیم
-
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۱۱ - معزی:ای ساربان منزل مکن جز در دیار یار من - تا یک زمان زاری کنم بر ربع و اطلال و دمن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۰:دلدار من در باغ دی میگشت و میگفت ای چمن - صد حور خوش داری ولی بنگر یکی داری چو من
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۵:هین دف بزن هین کف بزن کاقبال خواهی یافتن - مردانه باش و غم مخور ای غمگسار مرد و زن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۶:دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن - صد حور کش داری ولی بنگر یکی داری چو من
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰۱:آن شاخ خشک است و سیههان ای صبا بر وی مزن - ای زندگی باغها وی رنگ بخش مرد و زن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰۳:بخت نگار و چشم من هر دو نخسبد در زمن - ای نقش او شمع جهان ای چشم من او را لگن
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰۴:با آن سبک روحی گل وان لطف شه برگ سمن - چون او ببیند روی تو هر برگ او گردد سه من
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰۸:با آنک از پیوستگی من عشق گشتم عشق من - بیگانه می باشم چنین با عشق از دست فتن
-
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۱۷ - سوزنی:ز هر بدی که تو دانی هزار چندانم - مرا نداند ازین گونه کس که من دانم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴۰:خوشی خوشی تو ولی من هزار چندانم - به خواب دوش که را دیدهام نمیدانم
-
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۱۸ - خاقانی:ای سپهر قدر را خورشید و ماه - وی سریر فضل را دستور و شاه
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸۰:پیش جوش عفو بیحد تو شاه - توبه کردن از گناه آمد گناه
-
جامی » بهارستان » روضهٔ هفتم (در شعر و بیان شاعران) » بخش ۳۰ - بساطی سمرقندی:ای تیر غمت را دل عشاق نشانه - خلقی به تو مشغول و تو غایب ز میانه
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳۵:رندان همه جمعند در این دیر مغانه - درده تو یکی رطل بدان پیر یگانه
-
جامی » بهارستان » روضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات) » بخش ۱۸:زآن روز که از سروی خود ماندم فرد - شد معرکه دلاوری بر من سرد
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۹۸:آن لحظه که از پیرهنت بوی رسد - من خود چه کسم چرخ و فلک جامه درد
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۰۰:آن وسوسهای که شرمها را ببرد - آن داهیهای که بندها را بدرد
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳۳:امشب چه لطیف و با نوا میگردد - لطفی دارد که کس بدان پی نبرد
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴۶:ای اطلس دعوی ترا معنی برد - فردا به قیامت این عمل خواهی برد
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۷۸:بر خاک نظر کند چو بر ما گذرد - تا چهرهٔ ما به خاک ره رشک برد
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۷۳:فردا که به محشر اندر آید زن و مرد - از بیم حساب رویها گردد زرد
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۵۷:هم کفرم و هم دینم و هم صافم و درد - هم پیرم و هم جوان و هم کودک خرد
-
جامی » بهارستان » خاتمهٔ کتاب:تک و پوی خامه درین طرفه نامه - که جامی بدو کرد طبع آزمایی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۲۰:اگر چه لطیفی و زیبالقایی - به جان بقا رو ز جان هوایی
-
جامی » رسالهٔ اربعین » (۴) خَصْلَتَانِ لَا تَجْتَمِعَانِ فِی مُؤْمِنٍ: البُخْلُ وَسُوْءُ الْخُلُقِ. (جامع الترمذی):بذل کن مال و خوی نیکو وزر - راه ایمان اگر همی پویی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۴۳:مستی و عاشقانه میگویی - تو غریبی و یا از این کویی
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶۲:ای که مستک شدی و میگویی - تو غریبی و یا از این کویی
-
جامی » رسالهٔ اربعین » (۲۳) وَمِنْ کَلَامِهِ صلی الله علیه و سلم: خَیْرُ النَّاسِ أَنْفَعُهُمْ لِلنَّاسِ. (مسند الشهاب للقضاعی):ای که پرسی که بهترین کس کیست - گویم از قولِ بهترینِ کسان
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰۱:سیر گشتم ز نازهای خسان - کم زنم من چو روغن به لسان
-
جامی » رسالهٔ اربعین » (۲۷) وَاَیْضاً قَالَ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ: زُرْ غِبًّا، تَزْدَدْ حُبًّا. (المعجم الکبیر للطبرانی):دیدن دوست، دوست را گه گه - چهرۀ دوستی بیاراید
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸۸:بوی دلدار ما نمیآید - طوطی این جا شکر نمیخاید
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹۰:من بسازم ولیک کی شاید - زاغ با طوطیان شکر خاید
-
جامی » رسالهٔ اربعین » (۳۴) وَ مِنْ کَلَامِهِ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ: ألْعِلْمُ لا یَحِلُّ مَنْعُهُ. (مسند الشهاب للقضاعی):ای گرانمایه مرد دانشور - که ترا علم دین بُوَد معلوم
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶۰:به خدایی که در ازل بودهست - حی و دانا و قادر و قیوم