گنجور

 
 
گنجدان — صندوقچهٔ شعر کهن روی آیفون و اندروید و وب
ابوسعید ابوالخیر

آن دم که حدیث عاشقی بشنودم

جان و دل و دیده را به غم فرسودم

می‌پنداشتم عاشق و معشوق دواَند

چون هر دو یکیست من خود احول بودم

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از ابوسعید ابوالخیر
قطران تبریزی

از بهر تو گنج خویشتن پالودم

پالودم گنج و دردِ دل بزدودم

هر چند ترا جز از وفا ننمودم

یک روز نکردی به وفا خشنودم

مسعود سعد سلمان

ای طبع چو آتش از تو بس خوشنودم

کاندر فکرت همی نمایی دودم

چون نیست زمانه تمامت سودم

ارجو که به کام دل رسانی زودم

خیام

در جُستنِ جام جم، جهان پیمودم

روزی ننشستم و شبی نغنودم

ز استاد چو رازِ جام جم بشنودم

آن جام جهان‌نمایِ جم، من بودم

رضی‌الدین نیشابوری

از بس که ز دیده خون دل پالودم

واندر طلبت بسی جهان پیمودم

انصاف بده اگر ز آهن بودم

در پای غم تو سنگ‌دل فرسودم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه