ای ساقی باده معانی
درده تو شراب ارغوانی
زان باده پیر تلخ پاسخ
بفزای حلاوت جوانی
در بزم سرای شاه جانان
نظاره شاهدان جانی
جانها بینی چو روز روشن
از لذت عشرت شبانی
بینی که جهان به حیرت آید
در حلقه خلق آن جهانی
مه را ز فلک فروفرستد
در مجلسشان به ارمغانی
و آن زهره نوای خوش برآورد
کو مطرب کیست آسمانی
اینها به همند و ما به خلوت
با دلبر خوب پرمعانی
رخ بر رخ ما نهاد آن شه
و آن باقی را تو خود بدانی
آن شاه کیست شمس تبریز
آن خسرو ملک بینشانی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از لذتهای عشق و بادهنوشی سخن میگوید و به تصویر بزم و سرای شادی و زیبایی میپردازد. او از ساقی میخواهد که شراب معانی و شادی را به او بنوشاند تا بتواند طعم حلاوت جوانی را بچشد. در این بزم، زیباییهای روحانی و طبیعی به تماشای یکدیگر نشستهاند و جهان در حیرت از جذابیت عشق و ارتباطات معنوی است. شاعر در نهایت به شخصیت شمس تبریزی اشاره میکند که به عنوان الهامبخش و محبوب واقعی در این محفل معنوی شناخته میشود.
هوش مصنوعی: ای ساقی، شراب معنوی و عالی به ما بده، تو که شراب ارغوانی را میشناسی.
هوش مصنوعی: از آن شراب تلخ که به دست پیران میباشد، پاسخهای شیرین و لذتبخش جوانی بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: در دنیای شادی و جشن که به سرای شاهی تعلق دارد، تماشای زیبارویانی که روح را زنده و شاداب میکنند، وجود دارد.
هوش مصنوعی: جانهای مردم را مانند روز روشن میبینی که از لذت خوشی و شادی شبانان پر است.
هوش مصنوعی: میبینی که وقتی این جهان در حیرت است، مردم خلق آن جهان را در دایره میبینند.
هوش مصنوعی: ماه را از آسمان نازل میکند تا در مجلس آنها، به عنوان نذری یا هدیهای به آنها بدهد.
هوش مصنوعی: زهره (سیارهٔ زهره، نماد زیبایی) نغمهٔ دلانگیزی را سر داد و میپرسد که آن آسمانی (مقصود معشوق یا کسی ذاتالجبروت) کیست که ما را به جشن و شادی میخواند.
هوش مصنوعی: اینها (یعنی زهره و مطرب) با یکدیگر ارتباط دارند و ما در تنهایی خودمان با محبوب زیبا و با معنی خود هستیم.
هوش مصنوعی: آن شاه (دلبر خوب) صورت خود را بر صورت ما گذاشت و بقیه را خودت میدانی که چه معنایی دارد.
هوش مصنوعی: این شاه، شمس تبریز است که برتری و مقامی فوقالعاده دارد و نمیتوان او را در هیچ مکان خاصی محدود کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
آن جنگی مرد شایگانی
معروف شده به پاسبانی
در گردنش از عقیق تعویذ
بر سرش کلاه ارغوانی
بر روی نکوش چشم رنگین
[...]
ای چشم و چراغ آن جهانی
وی شاهد و شمع آسمانی
خط نو نبشته گرد عارض
منشور جمال جاودانی
بی دیده ز لطف تو بخواند
[...]
عشقست نشان بی نشانی
از خود چو برون شوی بدانی
ای غایت عیش این جهانی
ای اصل نشاط و شادمانی
گر روح بود لطیف روحی
ور جان باشد عزیز جانی
گفتی که چگونهای تو بیما
[...]
تا بشنیدم که ناتوانی
دلتنگ شدم چنانکه دانی
گفتم شخصی بدان لطیفی
افسوس بود به ناتوانی
افتاد ز هاتفی به گوشم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.