مرا بگرفت روحانی نگاری
کناری و کناری و کناری
بزد با من میان راه تنگی
دوچاری و دوچاری و دوچاری
ز جان برخاست ز آتشهای عشقش
بخاری و بخاری و بخاری
مبادا هیچ دل را زین چنین عشق
قراری و قراری و قراری
سکست این کره تند دل من
فساری و فساری و فساری
نهاده بر سرش افسار سودا
غباری و غباری و غباری
فتاده در سرش از شمس تبریز
خماری و خماری و خماری


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، از جذبهٔ یک معشوق روحانی و تأثیر عمیق عشق بر دل سخن میگوید. او در میان مشکلات و تنگناها، با عشق و شوق به این معشوق رو میآورد و تأکید میکند که دلها باید از این عشق به دور نمانند. در ادامه، شاعر به آتش عشق خود اشاره کرده و بیان میکند که این احساسات او را دچار وضعیتی خماری و سرخوشی کرده است. همچنین، به یاد شمس تبریز، این عشق را پر از غبار و پیچیدگی میبیند که بر سر دلش نشسته است.
هوش مصنوعی: یک نفری که روحانی است و زیباست، مرا در آغوش خود گرفته و از من جدا نمیشود.
هوش مصنوعی: با من در میانهٔ راهی که تنگ و پیچیده است، دچار مشکلی شد که تکرار میشود.
هوش مصنوعی: از جان آدمی بخاری بلند میشود که ناشی از آتشهای عشق اوست و این شعلهها دائماً زنده و فعالاند.
هوش مصنوعی: مبادا هیچ دلی به اینگونه عشق و وابستگی دل ببندد و به این رابطه عاطفی استراحت و آرامش بدهد.
هوش مصنوعی: دل من در این دنیا پر از تلاطم و آشفتگی است و هیچ آرامشی ندارد.
هوش مصنوعی: دل او تحت تأثیر عشق و آرزوهایش قرار دارد و این حالت او را مانند اسب سرکشی در کنترل گرفته است. غبار سودا به معنای غم و اشتیاق اوست که بر سر او نشسته و او را احاطه کرده است.
هوش مصنوعی: از شمس تبریز حالتی مستی و بیخود شدن بر او عارض شده و دچار خماری شده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
چو آلیزنده شده در مرغزاری
نباشد بر دلش از بار باری
جهان را نیست جز مردم شکاری
نه جز خور هست کس را نیز کاری
یکی مر گاو بر پروار را کس
جز از قصاب ناید خواستاری
کسی کو زاد و خورد و مرد چون خر
[...]
ز تو نشگفت فضل و بردباری
چنان کز ما جفا و زشتکاری
به مو واجی چرا ته بیقراری
مگر پروردهٔ باد بهاری
چرا گردی بهکوه و دشت و صحرا
به جان ته ندارم اختیاری
ندارم جز غم تو غمگساری
نه جز تیمار تو تیمارداری
مرا از تو غم تو یادگارست
از این بهتر چه باشد یادگاری
بدان تا روزگارم خوش کنی تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.