|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
|
پیشخان کاربر
|
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش معشوق و زیبایی او میپردازد و از قدرت و تأثیر زمان بر عشق سخن میگوید. او به ذکر لطفخویی معشوق اشاره کرده و آن را همچون آبی زلال توصیف میکند که کائنات را پر میسازد. همچنین از سجدهی همهی موجودات در برابر حقیقت و جلوههای معنوی صحبت میکند. در انتها، شاعر تبریز را به عنوان شهری که در سایهی این زیباییها قرار دارد، یاد کرده و بر ناتوانی خود در توصیف آن عشق تأکید میکند.
هوش مصنوعی: ای کسی که بر همهٔ روزگار تسلط داری، ای کسی که زیباییهای جوانان را به تصویر میکشی.
هوش مصنوعی: ای دوستان، از لطف او، مانند آبی زلال است که در عالم، ظرف کانونی را پر میکند.
هوش مصنوعی: تمام دنیا و موجودات، همگی در پیشگاه شمسالدین، که سلطان معانی است، به سجده و خضوع درآمدهاند، چه در مرتبهی بلند و چه در مرتبهی پایین.
هوش مصنوعی: ای تبریز، همیشه در سایهٔ تو بمان و دو سرزمین شرقی (مشرق) به سبب تو، برای همیشه سجدهکنندهٔ تو شوند.
هوش مصنوعی: خدای بزرگ، تبریز را زیر سایهای قرار داده که از نرمی و لطافت آن، حتی ذهنهای در هم ریخته هم آرام میگیرند.
هوش مصنوعی: خدای بزرگتر از آن است که من او را با تعریف و تمجید توصیف کنم، اما زبانم تاب و صبری برای ابراز عشق و شوق به او ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
دریغا میر بونصرا دریغا
که بس شادی ندیدی از جوانی
ولیکن راد مردان جهاندار
چو گل باشند کوته زندگانی
به جام اندر تو پنداری روان است
و لیکن گر روان دانی روانی
به ماهی ماند ، آبستن به مریخ
بزاید ، چون فراز لب رسانی
شکفته شد گل از باد خزانی
تو در باد خزانی بی زیانی
همه شمشاد و نرگس گشتی ای دل
چه چیزی مردمی یا بوستانی
ز بوی موی پیچان سنبلی تو
[...]
دریغا میر بونصرا دریغا
که بس شادی ندیدی از جوانی
و لیکن راد مردان جهاندار
چو گل باشند کوته زندگانی
مرا تا باشد این درد نهانی
تو را جویم که درمانم تو دانی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.