برمک در دیروز یکشنبه، ساعت ۱۶:۰۹ در پاسخ به علیرضا دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۲۶ - داستان دهقان توانگر:
گذر به معنی گذشتن(گذر کردن) است و گذار به معنی گذاشتن( گذردادن ) است و چنیود یا چینود از دو بخش است ود که همان بد است و چن یا چین هم از چیدن/چِدن میاید یعنی پلی که چینه ور بدان است بدان را برمیچیند و چینه ور بدان است
برمک در دیروز یکشنبه، ساعت ۱۵:۵۶ در پاسخ به بهیار سپیدان دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۲۶ - داستان دهقان توانگر:
آفرین بسیار خوب و دقیق دریافتید / چنیود یا چینود هردو درست است چیدن را پیشینگان چدن میگفتند و سعدی نیز چدن اورده باری به باورم دقیق و درست ان چدیود باشد خود چیدن را پیشتر چدن بوده با د چد / زد هردو از یک ریشه است چدیود به معنی ودان چد / بدان برچین است
برمک در دیروز یکشنبه، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۲۶ - داستان دهقان توانگر:
همانگونه که دوستمان گفت اسدی انرا چنیود اورده و چنیود نیز درست است بیگمان ایرانیان انرا هریک با گویش خود Činvat Peretum و Činevat Peretum میگفتند و هر دو درست است چنیود پرد به معنی پلی که بدان را برچیند است
بدانی که انگیزشست و شمار
همیدون به پول چنیود گذار
اسدی پس از فردوسی از برترین سخندانان پارسی است در این سروده گذار نیز دقیقا به معنی گذر دادن است که معنی اصلی گذار است
برمک در دیروز یکشنبه، ساعت ۱۵:۴۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۲۶ - داستان دهقان توانگر:
چرخ را هنوز در بسیاری جاهای ایران چَهر میگویند گمانم اینجا نیز گردنده چَهر بوده نادانان عربی پرست انرا دهر کرده اند
بسان درختیست گردنده چَهرگهی زهر بارش گهی پای زهر
برمک در دیروز یکشنبه، ساعت ۱۵:۱۵ در پاسخ به احمد خرمآبادیزاد دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۲۶ - داستان دهقان توانگر:
ریت همان روت و لوت و لخت است زمستانها مادران میگفتند ریتک نرو در سرمان یعنی لخت و لوت نرو بیرون سرد است . بی پر و مو کردن مرغ و کله را اوریت میگوییم ( اوریت ریتن یا همان بی پر و مو کردن با آب است آب جوش. تش پلوز هم بی مو کردن با اتش است) . روت لخت و بی مو است. ریدک همان ریتک است بمعنی ساده و بیموی است پسری که رخش روت/لوت است و موی بر رخش نیست در نوشته ها امده ریت و بیشه به سم اسبان کوفت نه بیشه برجای نهاد و نه لیت یعنی پرگیاه و بی گیاه به سم اسبان کوفت . بیابان بیگیاه را لوت و پرگیاه را بیشه گویند
ریت/روت/لوت/لُهت/لخت
برمک در دیروز یکشنبه، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۱ - نیز در مدح امیر یوسف بن ناصر الدین گوید:
رزبان ز بچگان رزان باز کرد پوست
بی آنکه بچگان رزانرا رسد زیان
باد خزان از آب کند تخته بلور
دیبای زرّبفت در آرد ز پرنیان
در زیر شاخه های درختان میان باغ
دینار توده توده کند پیش باغبان
تا نرگس شکفته نماید ترا بچشم
چون شش ستاره گردمه و مه در آن میان
این مهرگان به شادی بگذار و همچنین
صد مهرگان بکام دل خویش بگذران
تینا باستانی در ۲ روز قبل، شنبه ۲۷ دی ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:
لطفا لینک کانال یوتیوب جز نواز که این شعر رو به کمک هوش مصنوعی در سبک جز گذاشته بگذارید . فوق العاده زیباست. پیوند به وبگاه بیرونی
AbRahman Omari در ۳ روز قبل، جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ خلیلالله خلیلی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:
استاد خلیل الله خلیلی یکی از شاعران زبردست نه تنها افغانستان بلکه جهان میباشد که با شعر هایشان فرد را به جهان کاملاً متفاوت وارد و اندیشه را متحول میسازند.
ایشان دارای هزارن بیت واقعاً زیبا و دلنشین هستند
از دوستان عزیز گنجور خواهشمندم تا از منابع صحیح کتوب اشعار این شاعر متفاوت را استخراج کرده و به گنجور اضافه نمایند مشتاقانه منتظر جواب درخواست خویش هستم ممنون شما
عرب عامری.بتول در ۴ روز قبل، پنجشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۳۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۳۵ - رسیدن نامهٔ لیلی به مجنون:
سلام و ارادت
در بیت:
قاصد ستد و دوید چون باد
زان گونه که برد نامه را داد
"زان گونه که بود نامه را داد"، صحیح می باشد.
یعنی حفظ امانت کرد و نامه را همانگونه که بود به دست لیلی رساند.
کیانا جابری در ۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
کیمیاجان جواب بده
همایون در ۵ روز قبل، چهارشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴۱:
از غزل های بسیار زیبا و استادانه و پخته با قافیه و ردیف بسیار آهنگین و سماع آور و واژگان برگزیده چون پروانه و شمع و گل و خارا و دریا و صحرا و کوه و آدم و شمس. دوازده بیتی که سیمرغ در اوج و شاه بیت ششم آن نشسته است
سید مصطفی سامع در ۱۰ روز قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۷۳:
شاه بی کسان
نامِ علی حصارِ شبِ تار بشکند
تیغش هجومِ لشکرِ کفّار بشکندذکر علی ز کار بشر وا کند گره
یک «یا علی» بنایِ دلِ زار بشکنددر موجِ فتنه، کشتیِ ایمان به نامِ اوست
این نام، بس مصیبت خونبار بشکندعدلِ علی قیامِ قیامت به پا کند
پیمانِ زرپرستِ ستمکار بشکندلات و منات و هم هبل و هر چه بت که است
در پیشِ نورِ حیدرِ کرّار بشکند
شمشیرِ او نه آهن و آتش، که عدلِ محض
عدلش یقین که پشت جفاکار بشکنددر خندق از صلابتِ آن ضرب ذوالفقار
پشتِ سپاه ولشکر اغیار بشکندنامش کلیدِ قفلِ درِ کهنهسالِ غم
دردی نمانَد آنکه به کرار بشکند
بوده طعام شاه یکی پارچه نان جو
خشکیده نان به سفره دلدار بشکنددر کوچههای فقر، علی شاهِ بی کسان
تختِ فریبِ قصرِ زراندار بشکنددستِ یتیم اگر به نگاهش گره خورد
بازوی فقر از وسطِ کار بشکند
شیطان اگر هزار فریبی به صف کشد
ایمانِ او موسوس مکار بشکند
در سینهها اگر گرهی بسته مانده است
با نام «یا علی» گره از کار بشکند
در نالههای چاه، صداقت نهفته است
فریاد او یقین که شبِ تار بشکندشمشیرِ او به دست، دلش غرقِ رحمت است
مدحش غبار هر دل زنگار بشکنددر شأن او هرچه که گفتیم اندک است
باشد تمام عیار، که معیار بشکند
هر کس به غیرِ راهِ علی رفت گمره است
سالک به راه او رهِ دشوار بشکند
در سهمِ خویش، نانِ جو و اشکِ نیمهشب
در سهمِ خصم، شوکتِ شاندار بشکند
وقتی علیست، تیغ فقط سر نمیزند
حد میکشد، بساطِ ستمکار بشکنداز عدل او زمانه چو دارد هنوز درس
تا ظلم را مکرر و هربار بشکند
هر جا علیست، فتنه نفس، کم نفس شود
شیطان ز ترس، نقشهٔ تکرار بشکنداز بس بلند شد عَلَمِ نامِ مرتضی
پایِ خیالِ خصمِ بد افکار بشکنددر آخرالزمان چو کشد فتنه صف اگر
یک «یا علی» سپاه و سپهدار بشکندسامع اگر ز مدحِ علی دم زند، مدام
هر جا یقین که صحبت اغیار بشکند19-10-1404
کیانا جابری در ۱۰ روز قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
کیمیا
مریم مریم در ۱۰ روز قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴:
این کامنت بمونه برای تاریخ. اینترنت ایران قطع شد و من برای خبر گرفتن از خانواده اینجا مینویسم تا ببینن.
مریم مریم در ۱۱ روز قبل، جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۴:
سلام
کامنتم رو میبینی؟ خوبید؟
سهراب در ۱۱ روز قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵ - در معراج:
در بیت گوهر شب را به شب عنبرین - گاو فلک بُرد ز گاو زمین منظور از گاو فلک صورت فلکی ثور است ( ثور یعنی گاو)، منظور از گاو زمین همان گاوی است که بنا به اعتقادات دوران باستان زمین بر روی شاخهایش قراردارد و خود گاو نیزبر پشت نهنگ عظیمی ایستاده است دردریای کاینات. منظور از گوهر شب خود پیامبر در آن شب است و منظور از شب عنبرین همان شبی است که به برکت سفر پیامبر عطرآگین شده است. جناب نظامی میخواهد به یاری این دو کنایه بگوید که گاو فلک که نمایندهی آسمان است گوهری گرانبها همچون پیامبر را در این شب معطر از گاو زمین که نمایندهی زمین است ربود. در واقع پیامبر به هر حال متعلق به زمین بود و این گنج از زمین به آسمان رفت.
سهراب در ۱۱ روز قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۴۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵ - در معراج:
در بیت سِدره شده صدرهی پیراهننش عرش گریبان زده در دامنش ، سدره درختی است در بهشت و صدره پیراهن و سینه پوش. یعنی پیامبر آنقدر بالا رفته بود که سدره تا دامن پیراهن او بود و او از عرش فلک هم گذشته بود و در کل منظور نظامی در این بیت و در ابیات مشابه برتری مقام جناب پیامبر از فرشتگان و حتی چرخ و فلک را درپیشگاه خداوند نشان میدهد.
Raha Arian در ۱۱ روز قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۱:
مفاعیلُ مفتعلن فع میتواند درست باشد. در صورتی که دو ضرب در انتهای آن مکث کرد. بدین صورت که آنرا مفاعیلُ مفتعلن مف(عولن) در نظر گرفت و به اندازۀ (عولن) سکوت کرد و سپس دور را تکرار کرد. در این صورت میزان موسیقایی سه ضربی تکمیل شده و موزون خواهد بود.
طول جمله چهارده مورا است. اگر سکوت دوضربی در انتها برای آن قایل نشویم، در میزان لنگ هفت ضربی قابل خواندن است. یا بصورت ترکیب شش+هشت (تو آن ماهِ + زهره جبینی)
احمد خرمآبادیزاد در ۱۱ روز قبل، پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۸۰:
با توجه به «مُغانِ نیرهنوش» در مصراع نخست بیت دوم، واژه «نیره» باید به معنای «خمره شراب» هم باشد.
برمک در دیروز یکشنبه، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۱۲۶ - داستان دهقان توانگر: