ز ما برگشتی و با گل فتادی
دو چشم خویش سوی گل گشادی
ز شرم روی ما گل از تو بگریخت
ز گل واگشتی اینجا سر نهادی
نهادی سر که پای من ببوسی
نیابی بوسه گل را بوسه دادی
بدان لبها که بوی گل گرفتهست
نیابی بوسه گرچه اوستادی
برای رفع بویش این دو لب را
همیمالم به خاکت من ز شادی
کجا بردارم این لب از تو ای خاک
ولی فتنه توی گل را تو زادی
تو آن خاکی که از حق لطف دزدی
تو دزدی و مریدی و مرادی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر بیانگر احساس عمیق عاشقانه و جاذبهای است که میان عاشق و محبوب وجود دارد. عاشق در مقابل محبوب خود، تشبیهات زیبایی را به کار میبرد و از گل به عنوان نماد زیبایی یاد میکند. او ذکر میکند که گل از شرم محبوبش روی برمیگرداند و بیان میکند که زیبایی محبوب او را به وجد میآورد. در این ارتباط عاشق با عشق و جذابیت محبوب، به ایدهی پیوند میان خاک و عشق اشاره میکند و نشان میدهد که عشق میتواند روح و جان آدمی را سرشار از خوشی کند. در نهایت، عشق او را به سمت حق و حقیقت رهنمون میشود.
هوش مصنوعی: تو از ما دور شدی و به سوی گل رفتی، چشمانت را به سمت گل گشودةای.
هوش مصنوعی: از خجالت چهرهٔ ما، گل از تو دور شده و دوری از گل، باعث شده که سر خود را اینجا بگذاری.
هوش مصنوعی: اگر سر خود را بر پای من بگذاری تا پایم را ببوسی، نمیتوانی بوسهٔ گل را دریافت کنی.
هوش مصنوعی: برخی لبها بوی گل گرفتهاند، هرچند تو نمیتوانی بوسهای از آنها بگیری، زیرا آنها استاد بوسه هستند و از تو دورند.
هوش مصنوعی: برای از بین بردن بوی خوشی که از لبهای تو بلند شده، لبانم را از خوشحالی به خاک تو میمالم.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم لبهایم را از تو جدا کنم، ای خاک، زیرا تویی که فتنه و زیبایی گل را به وجود آوردی.
هوش مصنوعی: تو آن خاکی که از خدا برکت گرفتهای و لطف را به خود چنگ میزنی و هم در مقام دزدی و نیز در مقام پیروی و رهبری قرار داری.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
جهان او راست میدارد به شادی
کِه و مِه را همی بخشد به رادی
چون لحن ماه بر کوهان گشادی
زبانش ماه بر کوهان نهادی
نه مُهرش برگرفتی نه گشادی
نه چشم کس بر آنجا اوفتادی
دگر بار ای دل سنگین فتادی!
عنان در دست بدعهدی نهادی!
ز در دم نیشها در رگ شکستی
ز چشمم چشمهها بر رخ گشادی
فرامش کرده آن کز عشق صدبار
[...]
زهی حرّی که ثابت کرد جودت
بر ارباب هنر دست ایادی
زمین با قوّت حلمی که اوراست
ز بار حلم تو کرده تفادی
بحمدالله همه معنیت جمعست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.