عاشقیّ و آنگَهانی نام و ننگ؟
او نشاید عشق را، دِه سنگْ سنگْ
گر ز هر چیزی بلَنگی دور شو
راهْ دور و سنگلاخ و لَنگْ لَنگ؟
مرگ اگر مرد است آید پیش من
تا کشم خوش در کنارش، تنگِ تنگ
من از او جانی بَرَم بیرنگ و بو
او ز من دَلقی ستانَد، رَنگْ رَنگ
جور و ظلم دوست را بر جان بِنِه
ور نخواهی پس صَلای جنگ، جنگ!
گر نمیخواهی تراش صیقلش
باش چون آیینهی پُرزنگْ زنگ
دست را بر چشم خود نِه، گو به چَشم
چشم بگشا، خیره مَنگر! دَنگِ دَنگ



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و پیچیدگیهای آن میپردازد. شاعر عشق را به سنگ و سختی تشبیه میکند و بیان میکند که اگر کسی از عشق دور شود، دچار مشکلات و دشواریهای زیادی خواهد شد. او همچنین به مرگ اشاره میکند و میگوید که اگر عشق واقعی وجود داشته باشد، هیچ چیزی نمیتواند موانع ایجاد کند. شاعر توصیه میکند که باید با وجود سختیها و ظلمها، به عشق ادامه داد و در نهایت به روشنایی و زیبایی دست یافت. او در پایان به بینش و آگاهی اشاره میکند و میگوید که باید به جای غفلت، به دقت نگاه کرد.
هوش مصنوعی: عشق ورزیدن و در خفا بودن، به دلیل نام و آبرو نباید عشق را با سنگدلی و بیاحساسی مورد آزار قرار داد.
هوش مصنوعی: اگر از هر چیزی فاصله بگیری، باید از مسیرهای سخت و ناهموار دوری کنی.
هوش مصنوعی: اگر مرگ جسور و شجاع است، بیاید نزد من تا من به راحتی در آغوشش او را در آغوش بگیرم.
هوش مصنوعی: من از او روحی دارم که نه رنگ و بویی دارد، و او از من لباس گوناگونی میگیرد که پر از رنگ و زیبایی است.
هوش مصنوعی: اگر ظلم و ستم دوستت را بر جانت تحمل نکنی، پس آماده جنگ و پیکار باش.
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی که شخصی را تغییر دهی یا به او کمک کنی، باید مانند یک آینه عمل کنی که زنگزده و کثیف است و نمیتواند تصویر روشنی را نشان دهد.
هوش مصنوعی: دستت را روی چشمانت بگذار و نگو که چشمانت را باز کن. به جلو زل نزن و بیدلیل خیره نشو.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
عید شد دیگر که آن دلدار شنگ
بهر کشتن جامه ها پوشد زرنگ
همچو آتش برنتابم سوزِ سنگ
یا بمیرم یا گهر آرم به چنگ
صد سبو را بشکند یکپاره سنگ
و آبِ چشمه میزهاند بیدرنگ
نیست عاشق پای بند نام و ننگ
نام و ننگ عاشقان شیشه ست و سنگ
نارگی می جنبدم در تن چو چنگ
باشه آهنگم بمیهای چو زنگ
زاهدا رزق از ازل بنهاده اند
بر کف ما جام و در دست تو سنگ
نیست ما را در میان مال پدر
[...]
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.