تو هر روزی از آن پشته برآیی
کنی مر تشنه جانان را سقایی
تو هر صبحی جهان را نور بخشی
که جان جان خورشید سمایی
مباد آن روز کز تو بازماند
دو دیدهای چراغ و روشنایی
تو دریایی و میگویی جهان را
درآ در من بیاموز آشنایی
لب و لنج کفوری را دریدی
بدان دریای امواج عطایی
گشادی چشم و گوش خاکیان را
همه حیران که چون بر میگشایی
گلوی جان بسوزید از حلاوت
چنین شیرین چنین حلوا چرایی
اگر چون آسیا گردم شب و روز
ز تو باشد که آب آسیایی
وگر این آسیا جوید سکونت
ز چرخ تو نمییابد رهایی
هر آن سنگی که در چرخش کشیدی
بیابد کان بیابد کیمیایی
به تو جنبد جهان جان جهانی
اگر چه او نداند که کجایی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به ستایش معشوقی میپردازد که هر روز به زندگی و جهان روشنی و نوری تازه میبخشد. شاعر از او به عنوان منبع حیات و شیرینی یاد میکند و به وابستگی شدید خود به او اعتراف میکند. همچنین تأکید میکند که بدون وجود او، جهان در تاریکی و سردی خواهد ماند. در ادامه، شاعر به جان کلام اشاره میکند که شناخت و آشنایی با او موجب گشایش روح و جان انسانها میشود و در نهایت، به این نکته میرسد که عشق و ارتباط با او سبب تحول و استحاله در زندگی انسانها میگردد.
هوش مصنوعی: هر روز از آن بلندی طلوع میکنی و جانهای عاشق را سیراب میسازی.
هوش مصنوعی: تو هر صبح نور را به جهانیان میافشانی و جان خورشید را از آسمان به زندگی میآوری.
هوش مصنوعی: مبادا روزی برسد که از نور و روشنی تو بینصیب بمانند، همانطور که دو چشم من به چراغی نیاز دارند تا روشن باشد.
هوش مصنوعی: تو همچون دریا هستی و میگویی که جهان را در خودت درآور، تا من از تو آشنایی و دانش بیاموزم.
هوش مصنوعی: لب و لنج کفوری را که به چیزی نامناسب و بیارزش تشبیه شده است، پاره کردی؛ پس این عمیقترین دریای نعمتها و بخششهای تو را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: چشمان و گوشهای مردم خاکی را بهقدری میگشایی و باز میکنی که همه شگفتزده میشوند و نمیدانند چطور این کار را انجام میدهی.
هوش مصنوعی: حلاوت و شیرینی عشق و حقیقتی که جان را میسوزاند و به شدت برای آن اشتیاق داریم، به گونهای است که انسان را به حیرت وا میدارد.
هوش مصنوعی: اگر مانند آسیاب شب و روز بچرخم، این چرخش و تلاش من به خاطر توست که آب و زندگیام را تأمین میکنی.
هوش مصنوعی: اگر این آسیا (که به زندگی و احوال انسان اشاره دارد) به دنبال آرامش در حرکت تو باشد، هرگز به آزادی و رهایی نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: هر سنگی که در چرخش زندگی به حرکت درآوردهای، باعث میشود گنجی پیدا شود، مانند طلا که ارزشمند است.
هوش مصنوعی: جهان و هستی به خاطر تو و به عشق تو به حرکت درمیآید، حتی اگر خودت از این موضوع بیخبر باشی و ندانی که کجایی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بدو زیباست ملک و پادشایی
که هرگز ناید از ملکش جدایی
سر راهون نشینم تا ته یایی
در شادی به روی مو گشایی
آیه روزی به روز مو نشینی
بوینی تا چه سخته بیوفائی
نصیر دین که چشم پادشائی
نبیند چون تو فرخ کدخدائی
جهان را کدخدائی جز تو نبود
چنان چون نیست جز یزدان خدائی
اگر گویم بهمت آسمانی
[...]
ز هر شمعی که جویی روشنایی
به وحدانیتش یابی گوایی
دلا در راه حق گیر آشنایی
اگر خواهی که یابی روشنایی
چو مست خنب وحدت گشتی ای دل
میندیش آن زمان تا خود کجایی
در افتادی به دریای حقیقت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.