گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
عمادالدین نسیمی
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع «از می عشقش کنون مستم نه هی» مصرع اول یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ی» است.

حرف آخر قافیه

الف
ب
ت
ج
ح
د
ر
ز
س
ش
ع
ف
ق
ک
گ
ل
م
ن
و
ه
ی

شمارهٔ ۱: یارب چه شد آن دلبر عیاره ما را

شمارهٔ ۲: صبح از افق بنمود رخ، در گردش آور جام را

شمارهٔ ۳: می کشد چشم تو از گوشه به میخانه مرا

شمارهٔ ۴: بهشت و حور، بی وصلت، حرام است اهل معنی را

شمارهٔ ۵: در عالم توحید چه پستی و چه بالا

شمارهٔ ۶: این حضور عاشقان است، الصلا

شمارهٔ ۷ - ستایش فضل‌الله نعیمی: ای چون فلک از عشق تو سرگشته سر ما

شمارهٔ ۸: آنچه پیش است اگر جمله بدانید شما

شمارهٔ ۹: ساقیا آمد به جوش از شوق لعلت جان ما

شمارهٔ ۱۰: تا هوای طوبی قد تو دارد جان ما

شمارهٔ ۱۱: ای رخ جانفزای تو جام جم جهان نما

شمارهٔ ۱۲: ای رخت از روی حسن آیینه گیتی نما

شمارهٔ ۱۳: ای روز و شب خیال رخت همنشین ما

شمارهٔ ۱۴: ای ز سنبل بسته مویت سایبان بر آفتاب

شمارهٔ ۱۵ - ستایش فضل‌الله نعیمی: ای رموز لوح رویت عنده ام‌الکتاب

شمارهٔ ۱۶: ای شب زلفت که روزش کس نمی بیند به خواب

شمارهٔ ۱۷: چون گشودم فال بخت از مصحف روی حبیب

شمارهٔ ۱۸: ای صفات تو عین موجودات

شمارهٔ ۱۹: زهی جمال تو مستجمع جمیع صفات

شمارهٔ ۲۰: ای کعبه جمال توام قبله صلوة

شمارهٔ ۲۱: اگرچه چشمه نوش تو دارد آب حیات

شمارهٔ ۲۲: مرا در آتش غم، عشقت آن زمان انداخت

شمارهٔ ۲۳: هیچ می‌دانی که عالم از کجاست؟

شمارهٔ ۲۴: عشق تو گرفتار تو داند که چه درد است

شمارهٔ ۲۵: زلف تو شب قدر من و روی تو عید است

شمارهٔ ۲۶: سالک عشق تو هر دم به جهان دگر است

شمارهٔ ۲۷: امشب از روی تو مجلس را ضیایی دیگر است

شمارهٔ ۲۸: من سر شادی ندارم با غم یارم خوش است

شمارهٔ ۲۹: گفتمش زلف تو مأوایی خوش است

شمارهٔ ۳۰: ای که از فکر تو پیوسته سرم در پیش است

شمارهٔ ۳۱: گرچه چشم ترک مستت فتنه و ابرو بلاست

شمارهٔ ۳۲: مطلع انوار زلفت مسکن جان و دل است

شمارهٔ ۳۳: سلطان غمت را دل پردرد مقام است

شمارهٔ ۳۴: مرغ عرشیم و قاف خانه ماست

شمارهٔ ۳۵: نقش هستی رقم صورت کاشانه ماست

شمارهٔ ۳۶: منم آن مجمع البحرین که پر لؤلؤی مرجان است

شمارهٔ ۳۷: بخت ابد یار آن که با تو قرین است

شمارهٔ ۳۸: عرش رحمان است رویش، علم الاسما گواست

شمارهٔ ۳۹: چشم بیمار تو تا مست و خراب افتاده است

شمارهٔ ۴۰: ساقی سیمین برم جام شراب آورده است

شمارهٔ ۴۱ - سرزنش گم‌کرده‌راهان: مسجد و میکده و کعبه و بتخانه یکی است

شمارهٔ ۴۲: تعالی الله از این صورت که عین ذات پرمعنی است

شمارهٔ ۴۳: آن که بر لوح رخت خط الهی دانست

شمارهٔ ۴۴: چشم تو فتنه ای است که عالم خراب اوست

شمارهٔ ۴۵: ای دل! بلا بکش چو دلت مبتلای اوست

شمارهٔ ۴۶: مطلع نور تجلی آفتاب روی اوست

شمارهٔ ۴۷: بیار باد صبا شمه ای ز طره دوست

شمارهٔ ۴۸: الله الله این چه نور است آفتاب روی دوست

شمارهٔ ۴۹: لوح محفوظ است پیشانی و قرآن روی دوست

شمارهٔ ۵۰: غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیست

شمارهٔ ۵۱: مشرک بی دیده کی احوال ما داند که چیست

شمارهٔ ۵۲: خلاق دو عالم بجز از فضل خدا نیست

شمارهٔ ۵۳: جز وصل رخت چاره درد دل ما نیست

شمارهٔ ۵۴: جانا بیا که صحبت جان بی تو هیچ نیست

شمارهٔ ۵۵: هر که با جام می لعل لبش همدم نیست

شمارهٔ ۵۶ - مهاجرت از باکو: خاک باد آن سر که در وی سر سودای تو نیست

شمارهٔ ۵۷: حیات زنده دلان جز به عشقبازی نیست

شمارهٔ ۵۸: نرنجم از تو گرت سوی ما نگاهی نیست

شمارهٔ ۵۹: خلاف خوی رضا، یار ما گرفت و گذاشت

شمارهٔ ۶۰: آرزومندی و درد هجر یار از حد گذشت

شمارهٔ ۶۱: ای که بردی تو به خوبی گرو از حور بهشت

شمارهٔ ۶۲: دل بی تو از نعیم دو عالم ملال یافت

شمارهٔ ۶۳: خون ببار از مژه ای دیده! که دلدار برفت

شمارهٔ ۶۴: هر که را اندیشه زلف تو در دل جا گرفت

شمارهٔ ۶۵: ای سایه الهی ظل همای زلفت

شمارهٔ ۶۶: ای شمع فلک پرتوی از روی چو ماهت

شمارهٔ ۶۷: ای نور رخت مطلع انوار هدایت

شمارهٔ ۶۸: گر به می تشنه شود آن لب باریک مزاج

شمارهٔ ۶۹: سی و دو خط رخت گنج ترا افتتاح

شمارهٔ ۷۰: می روم با درد و حسرت از دیارت، خیر باد

شمارهٔ ۷۱: رفتم اینک از سر کوی تو ای جان! خیر باد

شمارهٔ ۷۲: ز بند زلف تو جان مرا نجات مباد

شمارهٔ ۷۳: تا از لب و چشم تو به عالم خبر افتاد

شمارهٔ ۷۴ - استقبال از حافظ: تا پرده ز رخسار چو ماه تو برافتاد

شمارهٔ ۷۵: کس بدین آیین حسن از مادر گیتی نزاد

شمارهٔ ۷۶: دست قدرت بر عذارت خال مشکین تا نهاد

شمارهٔ ۷۷: ماه نو چون دیدم ابروی توام آمد به یاد

شمارهٔ ۷۸: دلی دارم که در وی غم نگنجد

شمارهٔ ۷۹: گل صدبرگ من سنبل بر اطراف سمن دارد

شمارهٔ ۸۰: شمع رویت صفت نور تجلی دارد

شمارهٔ ۸۱: احوال درد ما بر درمان که می‌برد؟

شمارهٔ ۸۲: کیست آن سرو که بر راه گذر می‌گذرد

شمارهٔ ۸۳: دلدار ما به عهد محبت وفا نکرد

شمارهٔ ۸۴: در کوی خرابات مناجات توان کرد

شمارهٔ ۸۵: از تو خوبی طمع مهر و وفا نتوان کرد

شمارهٔ ۸۶: قاصدی کو تا به جان پیغام دلدار آورد

شمارهٔ ۸۷ - استقبال از حافظ: دل از عشق پری‌رویان دل من برنمی‌گیرد

شمارهٔ ۸۸: گر سعادت نظری بر من زار اندازد

شمارهٔ ۸۹: دلم ز مهر تو آن دم چو صبح دم می زد

شمارهٔ ۹۰: مشتاق گل از سرزنش خار نترسد

شمارهٔ ۹۱: بر دلم هردم جفای بی‌وفایی می‌رسد

شمارهٔ ۹۲: ز تو چشم وفا داریم و هیهات این کجا باشد

شمارهٔ ۹۳: اگر گویم که مهر و مه، ز رخسارت حیا باشد

شمارهٔ ۹۴: مست شراب عشقش بی باده مست باشد

شمارهٔ ۹۵: شب قدر بی قراران سر زلف یار باشد

شمارهٔ ۹۶: مأوای غمت جز دل پردرد نباشد

شمارهٔ ۹۷: خوبی و بتا از تو جفا دور نباشد

شمارهٔ ۹۸: در سر غم تو دارم دستار و سر چه باشد

شمارهٔ ۹۹: چه نکته بود که ناگه ز غیب پیدا شد

شمارهٔ ۱۰۰: ندانم تا دگربار این دل ریشم چه شیدا شد

شمارهٔ ۱۰۱: ای که رخت به روشنی غیرت آفتاب شد

شمارهٔ ۱۰۲: مهر رخسار تو داغ عشق بر دل می‌کشد

شمارهٔ ۱۰۳: سلطنت کی کند آن شاه که درویش نشد

شمارهٔ ۱۰۴: آن آفتاب دولت بر چرخ ما برآمد

شمارهٔ ۱۰۵: روح القدس از کوی خرابات برآمد

شمارهٔ ۱۰۶: تا فضل خدا بر صفت ذات برآمد

شمارهٔ ۱۰۷: بهار آمد بهار آمد بهارِ سبزپوش آمد

شمارهٔ ۱۰۸: گشودم در ازل مصحف، رخ یارم به فال آمد

شمارهٔ ۱۰۹: چنین که چهره خوب تو دلبری داند

شمارهٔ ۱۱۰: دل زار از تو بیزاری تواند کرد، نتواند

شمارهٔ ۱۱۱: عارفان از دو جهان صحبت جانان طلبند

شمارهٔ ۱۱۲: تقلید روان از ره توحید بعیدند

شمارهٔ ۱۱۳: آنان که به تقلید مجرد گرویدند

شمارهٔ ۱۱۴: عشاق، هوای رخ زیبای تو دارند

شمارهٔ ۱۱۵: کیست که از ره کرم حاجت ما روا کند

شمارهٔ ۱۱۶: تشبیه رویت آن که به گل یاسمن کند

شمارهٔ ۱۱۷: دل فغان از جورت ای جان حاش لله چون کند؟

شمارهٔ ۱۱۸: یار ما صاحب حسن است جفا چون نکند

شمارهٔ ۱۱۹: چشمی که جز مطالعه روی او کند

شمارهٔ ۱۲۰: ماه بدر از روی خورشیدم حکایت می‌کند

شمارهٔ ۱۲۱: عقل را سودای گیسوی تو مجنون می‌کند

شمارهٔ ۱۲۲: صاحب نظران قیمت سودای تو دانند

شمارهٔ ۱۲۳: عارفان روی تو را نور یقین می خوانند

شمارهٔ ۱۲۴: آنجا که وصف سرو گل اندام ما کنند

شمارهٔ ۱۲۵: عابدان حق سجود قبله رویت کنند

شمارهٔ ۱۲۶: سر چه باشد که نثار قدم یار کنند

شمارهٔ ۱۲۷: دردمندان تو اندیشه درمان نکنند

شمارهٔ ۱۲۸: صور دمم تا همه بی جان شوند

شمارهٔ ۱۲۹: حق بین نظری باید تا روی مرا بیند

شمارهٔ ۱۳۰: قمر از روی تو دارد خبری، می گویند

شمارهٔ ۱۳۱: قبله عشاق عارف صورت رحمان بود

شمارهٔ ۱۳۲: آمد از کتم عدم این نطفه در ملک وجود

شمارهٔ ۱۳۳: بازآ که بی رویت شدم سیر از جهان و جان خود

شمارهٔ ۱۳۴: نیستم یک دم ز عشقت ای صنم پروای خود

شمارهٔ ۱۳۵: آفتاب روی یار از مطلع جان رخ نمود

شمارهٔ ۱۳۶: گر ماه من شبی چون تابان قمر برآید

شمارهٔ ۱۳۷: شبی که ماه من از مطلع جمال برآید

شمارهٔ ۱۳۸: به جان وصل تو می‌خواهم ولیکن برنمی‌آید

شمارهٔ ۱۳۹: مقام عشق مهرویان دل پردرد می‌باید

شمارهٔ ۱۴۰: مرا خون هست از چشمم، می و ساغر نمی‌باید

شمارهٔ ۱۴۱: بیا که بی تو مرا این جهان نمی باید

شمارهٔ ۱۴۲: آن کو نظر به روی تو کرد و خدا ندید

شمارهٔ ۱۴۳: کشته عشق ترا گر خونبها خواهد رسید

شمارهٔ ۱۴۴: جان به لب تا نرسید از تو به کامی نرسید

شمارهٔ ۱۴۵: ساقی سیمین برآمد باده می‌باید کشید

شمارهٔ ۱۴۶: شرح غم دل ما با یار ما که گوید؟

شمارهٔ ۱۴۷: روشن است این و راست می‌گوید

شمارهٔ ۱۴۸: کفر زلفت گر نهد بر سر مرا یکبار بار

شمارهٔ ۱۴۹: مست جام حسن یارم وز دو چشمش پرخمار

شمارهٔ ۱۵۰: در خرابات عشق وقت سحر

شمارهٔ ۱۵۱: دوش باز آمد به برج آن طالع ماهم دگر

شمارهٔ ۱۵۲: ای با دلم عشق تو را هر لحظه بازاری دگر

شمارهٔ ۱۵۳: ای گل روی تو را حسن و بهایی دگر

شمارهٔ ۱۵۴: رق منشور است انسان، رق نگر

شمارهٔ ۱۵۵: دلبری دارم بغایت شوخ چشم و فتنه گر

شمارهٔ ۱۵۶: اگر او او نماید ید رخ چون مه مه و خور خور

شمارهٔ ۱۵۷ - استقبال از حافظ: تکیه کن بر فضل حق، ای دل ز هجران غم مخور

شمارهٔ ۱۵۸: ای ز آفتاب رویت روز جهان منور

شمارهٔ ۱۵۹: بر سینه من ناوک مژگان زده ای باز

شمارهٔ ۱۶۰: بر سر کوی تو دارم سر سربازی باز

شمارهٔ ۱۶۱: زلف یارم را نه تنها دلبری کار است و بس

شمارهٔ ۱۶۲: ز من که طایر قافم نشان عنقا پرس

شمارهٔ ۱۶۳: ای صورت جمالت بر لوح جان منقش

شمارهٔ ۱۶۴: باطن صافی ندارد صوفی پشمینه پوش

شمارهٔ ۱۶۵: رشته پرتاب جان تا چند سوزانم چو شمع

شمارهٔ ۱۶۶: می‌کشد دل یک طرف خط تو کاکل یک طرف

شمارهٔ ۱۶۷: صراحی می‌زند هردم انالحق

شمارهٔ ۱۶۸: ای صبا هست رخ یار بغایت نازک

شمارهٔ ۱۶۹: تا شنیدم سخن فضل خدا در کپنک

شمارهٔ ۱۷۰: دولت وصل تو را یافته ام در کپنک

شمارهٔ ۱۷۱: ای از لب تو تنگ شکر آمده به تنگ

شمارهٔ ۱۷۲: این چه چشم است این چه ابرو این چه زلف است این چه خال؟

شمارهٔ ۱۷۳: در ضمیرم روز و شب نقش تو می‌بندد خیال

شمارهٔ ۱۷۴: خرامان میرود دلبر به بستان وقت گل گل گل

شمارهٔ ۱۷۵: ای ز رخسارت الی الرحمن ذوالعرش السبیل

شمارهٔ ۱۷۶: بر من جفا ز غمزه یار است والسلام

شمارهٔ ۱۷۷: لوح محفوظ است رویش زلف و خال و خط کلام

شمارهٔ ۱۷۸: صورت رحمان من آن روی نکو دانسته ام

شمارهٔ ۱۷۹: من به توفیق خدا، ره به خدا یافته ام

شمارهٔ ۱۸۰: تا منور شد ز خورشید رخ او دیده‌ام

شمارهٔ ۱۸۱: نظر برداشت از من تا حبیبم

شمارهٔ ۱۸۲: من شاهباز زاده شاه شریعتم

شمارهٔ ۱۸۳: من گنج لامکانم اندر مکان نگنجم

شمارهٔ ۱۸۴: به بوی زلف مشکینت گرفتار صبا بودم

شمارهٔ ۱۸۵: در خمارم ساقیا! جام جمی می‌بایدم

شمارهٔ ۱۸۶: من آن گنجم که در باطن هزاران گنج زر دارم

شمارهٔ ۱۸۷: قسم به مهر جمالت که جز تو ماه ندارم

شمارهٔ ۱۸۸: ترک شراب کی کنم من که چو رند فاسقم؟

شمارهٔ ۱۸۹: هر آن نقشی که می بندی نگارا ناقش آنم

شمارهٔ ۱۹۰: منم آن دو هفته ماهی که بر آسمان جانم

شمارهٔ ۱۹۱: پیش روی فضل حق جان را یقین قربان کنم

شمارهٔ ۱۹۲: شد ملول از خرقه ازرق دل من، چون کنم؟

شمارهٔ ۱۹۳: فضل اله یار شد یار دگر چه می کنم

شمارهٔ ۱۹۴: چشم مستش به خواب می‌بینم

شمارهٔ ۱۹۵: شبی چون شمع می خواهم که پیش یار بنشینم

شمارهٔ ۱۹۶: ما حاصل از حیات رخ یار کرده‌ایم

شمارهٔ ۱۹۷: علت غایی ز امر کن فکان ما بوده‌ایم

شمارهٔ ۱۹۸: ما مرید پیر دیر و ساکن میخانه‌ایم

شمارهٔ ۱۹۹: چشم ما بینا به حق شد، ما به حق بینا شدیم

شمارهٔ ۲۰۰: صلاح از ما مجو زاهد که ما رندیم و قلاشیم

شمارهٔ ۲۰۱: با روی او مگو که ز گلزار فارغیم

شمارهٔ ۲۰۲: ای که نگذشتی ز رویش بر صراط مستقیم

شمارهٔ ۲۰۳: گوهر گنج حقیقت به حقیقت ماییم

شمارهٔ ۲۰۴: شق شد سماوات دخان از وجه خوب دلبران

شمارهٔ ۲۰۵: ناوک غمزه هر دمم می زند از کمین کمان

شمارهٔ ۲۰۶: سر خدا که بود نهان در همه جهان

شمارهٔ ۲۰۷: ح ا ج یا خدای جهان!

شمارهٔ ۲۰۸: ای جمالت گشته پیدا در نهان خویشتن

شمارهٔ ۲۰۹: به کوی یار می‌باید به چشم خون‌فشان رفتن

شمارهٔ ۲۱۰: حدیث لعل تو نتوان بدین زبان گفتن

شمارهٔ ۲۱۱: تو رسم دلبری داری و دانی دلبری کردن

شمارهٔ ۲۱۲: بیار باده که عید است و روز می خوردن

شمارهٔ ۲۱۳: طالب توحید را باید قدم بر «لا» زدن

شمارهٔ ۲۱۴: گفته بودی با تو کار من به سر خواهد شدن

شمارهٔ ۲۱۵: طالب یار، اول او را یار می‌باید شدن

شمارهٔ ۲۱۶: من ز عشق یار نتوانم به جان بازآمدن

شمارهٔ ۲۱۷: نه چرخ دیده نه سیاره از بدایت حسن

شمارهٔ ۲۱۸: ساقی! نسیم وقت گل آمد شتاب کن

شمارهٔ ۲۱۹ - ستایش فضل‌الله نعیمی: گر طالب بقایی اول فنا طلب کن

شمارهٔ ۲۲۰ - در ستایش حافظ: بیا ای گنج بی پایان، چو خود ما را توانگر کن

شمارهٔ ۲۲۱ - نکوهش دزدان لباس روحانیت: ای دل ار پخته عشقی، طمع خام مکن

شمارهٔ ۲۲۲: قصد زلف یار داری در سر ای دل هی مکن

شمارهٔ ۲۲۳: با بخت سعد یارم چون هست یار با من

شمارهٔ ۲۲۴: گل ز خجالت آب شد پیش رخ نگار من

شمارهٔ ۲۲۵: گر شبی بازآید از در شمع جان افروز من

شمارهٔ ۲۲۶: ای دهانت پسته خندان من

شمارهٔ ۲۲۷: آن شهنشاهم که از نطق «هی العلیا»ی من

شمارهٔ ۲۲۸: ای در بلا فتاده دل مبتلای من

شمارهٔ ۲۲۹: با چنین حسن آن صنم گر بی حجاب آید برون

شمارهٔ ۲۳۰: گر شبی ماه من از ابر نقاب آید برون

شمارهٔ ۲۳۱: آن که ماه از شرم رویش بی نقاب آید برون

شمارهٔ ۲۳۲: روی خداست ای صنم روی تو، رای من ببین

شمارهٔ ۲۳۳: عاقل دانا بیاب آیت سحر مبین

شمارهٔ ۲۳۴: ای سر زلف شکن بر شکن و چین بر چین

شمارهٔ ۲۳۵: ماه اگر خوانم رخت را، نیست مه تابان چنین

شمارهٔ ۲۳۶: عشق اگر بازد کسی با روی دلداری چنین

شمارهٔ ۲۳۷: ندا آمد به جان از چرخ پروین

شمارهٔ ۲۳۸: آیینه دل پاک دار، ای طالب دیدار او

شمارهٔ ۲۳۹: زلفت شب است ای سیمتن! رویت مه تابان در او

شمارهٔ ۲۴۰: نگارا بی‌سر زلفت پریشانم، به جان تو

شمارهٔ ۲۴۱: عاشقم بر قامت رعنای تو

شمارهٔ ۲۴۲: دل مردم به جان آمد ز دست آن کمان ابرو

شمارهٔ ۲۴۳: دویی شرک است از آن بگذر، موحد باش و یکتا شو

شمارهٔ ۲۴۴: در عشق تو ای مهرو! عاشق چو منی کوکو؟

شمارهٔ ۲۴۵: ای جان عاشق از لب جانان ندا شنو

شمارهٔ ۲۴۶: با غیر مگو حالم، کاغیار نداند به

شمارهٔ ۲۴۷: باز آمد آن خورشید جان در رخ نقاب انداخته

شمارهٔ ۲۴۸: ای خیال چشم مستت خون صهبا ریخته

شمارهٔ ۲۴۹: ماییم دل ز عالم بر زلف یار بسته

شمارهٔ ۲۵۰: ای بر گل عذارت ریحان تر نوشته

شمارهٔ ۲۵۱: ای نوبت جمال تو در ملک جان زده

شمارهٔ ۲۵۲: ای رخ ماه پیکرت شاهد بر پری زده

شمارهٔ ۲۵۳: ای به میان دلبران زلف تو بر سر آمده

شمارهٔ ۲۵۴: ای جمالت نسخه اسماء حسنی آمده

شمارهٔ ۲۵۵ - نکوهش قضات رشوه‌خوار: دلیل ما شد آن ساقی به دارالعیش میخانه

شمارهٔ ۲۵۶: منم آن رند فرزانه که دادم جان به جانانه

شمارهٔ ۲۵۷: تا بر اطراف سمن مشک ختن ریخته ای

شمارهٔ ۲۵۸: ای ماه من چرا ستم از سر گرفته ای

شمارهٔ ۲۵۹: بر گل از عنبر تر نقطه سودا زده ای

شمارهٔ ۲۶۰: بر گرد مه ز مشک خطی برکشیده ای

شمارهٔ ۲۶۱: دلیل صبح سعادت، محمد عربی

شمارهٔ ۲۶۲: ای که حاجت ز در اهل ریا می طلبی

شمارهٔ ۲۶۳: گر شبی دولت به دستم زلف یار انداختی

شمارهٔ ۲۶۴: یارب، ای سرو من! امشب در کنار کیستی؟

شمارهٔ ۲۶۵: ای ز قیام قامتت هر طرفی قیامتی

شمارهٔ ۲۶۶: ای باغ جنت از گل روی تو آیتی

شمارهٔ ۲۶۷: ای ظاهر از مظاهر اشیا! خوش آمدی

شمارهٔ ۲۶۸: گر کنی قبله جان روی نگاری، باری

شمارهٔ ۲۶۹: منه بر مهر خوبان دل، نصیب از عقل اگر داری

شمارهٔ ۲۷۰: گمان مبر که به صد جور و صد دل آزاری

شمارهٔ ۲۷۱: ای بر دل پردردم هردم ز تو آزاری

شمارهٔ ۲۷۲: وصالت عمر جاوید است و بخت سعد و فیروزی

شمارهٔ ۲۷۳: با چنین رفتن، به منزل کی رسی؟

شمارهٔ ۲۷۴: عاشقانت گرچه بسیارند، ما زانها یکی

شمارهٔ ۲۷۵: دم حق دمید در ما، دم فضل لایزالی

شمارهٔ ۲۷۶: فضل حق می دهدم هردم از این می جامی

شمارهٔ ۲۷۷: گوهر دریای وحدت آدم است، ای آدمی

شمارهٔ ۲۷۸: بیار ای ساقی مهوش! می گلرنگ روحانی

شمارهٔ ۲۷۹: دل ما جای غم توست و تو هم می‌دانی

شمارهٔ ۲۸۰: به عشقت جان و دل دادم به غم زان گشتم ارزانی

شمارهٔ ۲۸۱: بیا ای احسن صورت! بیا ای اکمل معنی

شمارهٔ ۲۸۲: زلف را بر هر دو رخ جا می کنی

شمارهٔ ۲۸۳: جام شراب و ساقی زیبا و بانگ نی

شمارهٔ ۲۸۴: اگر میرم ز ناز نازنینی

شمارهٔ ۲۸۵: زهی چشم و زهی ابرو، زهی روی

شمارهٔ ۲۸۶: پاک دار آینه ات آینه اللهی

شمارهٔ ۲۸۷: گر تو عاشق می شوی بر «واو» شو بر «جیم » و «هی »

شمارهٔ ۲۸۸: از می عشقش کنون مستم نه هی

شمارهٔ ۲۸۹: ز سودای سر زلفش سرم دنگ است و سودایی

شمارهٔ ۲۹۰: ببرد آرام و صبر از من پری پیکر دلارایی