شرح غم دل ما با یار ما که گوید؟
گر محرمی نباشد جان غصه با که گوید؟
جان با خیال لعلش گوید غم دل، آری
با غنچه حال بلبل غیر از صبا که گوید؟
غلتان اگر نه هردم اشکم رود به کویش
سرو روان ما را از ما دعا که گوید؟
زاهد ز روی نیکو گوید نظر بپوشان
در دین حق پرستان این را روا که گوید؟
گر منکری ز خامی گوید مباش عاشق
مشنو حدیث او را بگذار تا که گوید
جان با هوای مهرش آمد به لب ندانم
با آفتاب هبلی(؟) حال هبا که گوید؟
آن را که نیست ای جان، روی تو قبله دل
چون اهل وحدت او را رو با خدا که گوید؟
وصل تو گرچه بیش است از حد ما ولیکن
در عالم هویت شاه و گدا که گوید؟
زلف و رخت نگارا، صد شرح داد اما
تفسیر این، کماهی، ای دلربا که گوید؟
آن کو به نور مهرش روشن نکرد دیده
او را چو صبح صادق صاحب صفا که گوید؟
چون دیده نسیمی روی تو دیده باشد
با سالکان عشقت شرح قفا که گوید؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف احساسات و درد دل عاشق نسبت به معشوق و چالشهای عشق میپردازد. شاعر از زبان جان و دل خود حرف میزند و میگوید که در absence از یار، غم و اندوهش را چگونه میتواند بیان کند. او میگوید که بدون حضور محبوب، دیگران چگونه میتوانند غم عشقش را درک کنند. همچنین به الگوهای دینی و نظرهای زاهدانه اشاره میکند و از آنها میخواهد که عشق و شوریدگی را درک کنند، حتی اگر دیگران به عشق او نپردازند. در نهایت، شاعر به زیبایی و نور عشق و تأثیر آن بر روح و وجود انسان تأکید دارد و میگوید که عشق به محبوب، برای او معنیدارتر از هر چیز دیگری است.
هوش مصنوعی: اگر یاری نباشد که دل ما را بفهمد و با او از غمهایمان صحبت کنیم، پس چه کسی میتواند از درد و غصه ما آگاه شود و با ما همدردی کند؟
هوش مصنوعی: روح من با یاد لبهای سرخ او از درد دل سخن میگوید. آری، بلبل جز از صبا کسی را ندارد که حالش را درک کند.
هوش مصنوعی: در صورتی که هر لحظه اشک من به سمت تو نریزد، چه کسی از دل ما به تو درخواست دعا خواهد کرد؟
هوش مصنوعی: زاهد برای اینکه روی زیبا را ببیند، میگوید باید چشمها را ببندند. اما در حقیقت، در دین حقپرستان چنین چیزی مجاز نیست و انسان نباید اینطور فکر کند.
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر نادانیاش بگوید عاشق نباش، حرف او را گوش نکن و بگذار هر چه میخواهد بگوید.
هوش مصنوعی: جان من به خاطر عشق او در آستانهی پایان است و نمیدانم حال این آفتاب چیست که امیدم را برانگیخته است. حال این عشق چه میگوید؟
هوش مصنوعی: کسی که دلش به سوی تو معطوف نیست، ای جان، چطور میتواند به تو به عنوان قبله دلش نگاه کند؟ آیا نمیداند که تنها با رو به خداوند است که میتواند حقیقت وحدت را درک کند؟
هوش مصنوعی: هرچند پیوند ما بسیار فراتر از حد و اندازه ماست، اما در دنیای واقعی کم ارزش و با ارزش، چه کسی میتواند درباره اش حرف بزند؟
هوش مصنوعی: ای محبوب، زلف و چهرهات هزاران داستان دارند، اما معنی این زیبایی مانند ماه است. آیا دلربایی میتوانی توصیف کنی؟
هوش مصنوعی: هر کس که با نور محبتش دیدهاش روشنی نیافته، مانند صبح صادق و باصفا است که چه کسی میتواند در مورد او چیزی بگوید؟
هوش مصنوعی: وقتی نسیم به چهرهٔ تو نگاهی بیندازد، با سالکان عشق تو چه خواهد گفت؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل شد ز دست ما را با یار ما که گوید؟
وین درد سینه ما پیش دواکه گوید
من غرق خون همه شب، او خود به خواب مستی
آنجا که اوست از من این ماجرا که گوید؟
گفتم که چند بر ما نامهربانی آخر؟
[...]
بس شد ز توبه ما را با پیر ما که گوید
یعنی به می فروشان این ماجرا که گوید
پیر مغان دهد می با ما و شیغ نوبه
طالب بگو ارادت زین هر دو با که گوید
خود بین هنر شناسد عیب خداشناسان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.