گنجور

 
نسیمی

ای که حاجت ز در اهل ریا می‌طلبی

نقد مقصود کجا و تو کجا می‌طلبی

جای آن است که خون تو بریزند ای دل!

سست‌همت! نظر از غیر چرا می‌طلبی؟

تا تو در بند خودی راه به جایی نبری

ترک خود گیر اگر زان که خدا می‌طلبی

تا به کی در طلبش این همه سرگردانی؟

دوست غایب ز تو چون نیست کرا می‌طلبی؟

چون نسیمی طلب خاک در میکده کن

گر تو اکنون چو خضر آب بقا می‌طلبی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
خواجوی کرمانی

خودپرستی مکن ارزانکه خدا می طلبی

در فنا محو شو ار ملک بقا می طلبی

خبر از درد نداری و دوا می جوئی

اثر از رنج ندیدی و شفا می طلبی

ساکن دیری و از کعبه نشان می پرسی

[...]

صائب تبریزی

ای که از بی‌بصران راه خدا می‌طلبی

چشم بگشای که از کور عصا می‌طلبی

ای که داری طمع وقت خوش از عالم خاک

نور از ظلمت و از درد صفا می‌طلبی

ای که داری طمع مهر و وفا از خوبان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه