عشق اگر بازد کسی با روی دلداری چنین
ور سر اندازد کسی در پای عیاری چنین
بار زلفت می کشم بر جان و دل تا زنده ام
عاشق سرباز، اگر باری کشد باری چنین
می کشد خود را ز زلفش صوفی پشمینه پوش
خودپرست است او چه داند قدر زناری چنین
پیش چشمانت بمیرم زانکه بسیار ای نگار!
خوشتر از عمر است مردن پیش بیماری چنین
زاهد سالوس می پوشاند از خوبان نظر
گر کسی را دیده باشد، کی کند کاری چنین
دشمن از دستم گریبان هر نفس گو پاره ساز
چون نخواهم داشت دست از دامن یاری چنین
گر به جان و دل توانی وصل زلفش یافتن
ترک این سودا مکن در حلقه تاری چنین
دارد از هر حلقه زلف تو بندی گردنم
کی سر از قید چنان، پیچد گرفتاری چنین
رغبت میخوارگی خواهد رها کردن ز دل
با خیال آن دو چشم مست خماری چنین
گرچه هست آیین چشمت مردم آزاری، مرا
کی دل آزارد ز جور مردم آزاری چنین
دل نمی خواهد که باشد بی رخت یکدم، بلی
بی چنان غم، کی تواند بود غمخواری چنین
پیش حق بودی نسیمی بت پرست اندر نماز
گر نبودی قبله او زلف و رخساری چنین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوق است. شاعر بیان میکند که عشق و زیبایی معشوق برای او اهمیت بسیاری دارد و حتی تحمل درد و رنج را به خاطر آن میپذیرد. او از تأثیر زلف و چهره معشوق بر خودش میگوید و اینکه هرگونه درد و رنجی را به خاطر وصال او ترجیح میدهد. شاعر همچنین به تضاد میان زهد و عشق اشاره میکند و انتقاد میکند که چگونه زاهدان میتوانند از زیباییها غافل بمانند. در نهایت، تصریح میکند که زندگی بدون حضور معشوق برایش غیرممکن است و حتی در عبادت نیز چهره معشوق را قبله خود میداند. این شعر از احساسات عمیق و عاشقانه شاعر به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: اگر کسی با چهرهای پر از محبت به عشق بازگردد، یا اگر کسی با افتادگی و شجاعت در برابر چشمانش سر به زمین اندازد، آن عشق و آن رفتار دلانگیز قابل توجه است.
هوش مصنوعی: از زلف زیبایت بر جان و دل من بار میکشی و من تا زمانی که زندهام عاشق و وابستهام، حتی اگر این وابستگی سنگین باشد.
هوش مصنوعی: صوفی که لباس پشمی به تن دارد، به خاطر زلف عشق تو، خود را به زحمت میاندازد. او که خود را بالاتر از همه میداند، چه میفهمد ارزش زلفهای زیبای تو چیست؟
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی تو، حتی اگر در برابر چشمانت بمیرم، خوشحالتر از زندگیام میشوم. مرگ در برابر کسی که اینقدر عزیز و دوستداشتنی است، برایم بهتر از عمر طولانیست.
هوش مصنوعی: زاهد ریاکار با ظاهری فریبنده از دیدن نیکان خود را میپوشاند. اگر او چهرهای زیبا و نیکو را دیده باشد، آیا باز هم چنین اعمالی انجام خواهد داد؟
هوش مصنوعی: دشمن هر لحظه میتواند به من آسیب برساند، اما من هرگز از حمایت و دامن یارم دست نخواهم کشید.
هوش مصنوعی: اگر میتوانی با جان و دل به وصال زلف او برسی، پس این آرزوی بیفایده را رها کن و به چنین گردابی نرو.
هوش مصنوعی: هر حلقه از موهای تو مانند بندی به گردن من است و من چگونه میتوانم از چنین گرفتاری رهایی یابم؟
هوش مصنوعی: میخواهم از احساس میخوارگی دور شوم، اما نمیتوانم جلوه آن دو چشم مست را از دل بیرون کنم. این خماری به قدری عمیق است که رهایی از آن دشوار است.
هوش مصنوعی: هرچند که نگاه تو باعث آزار دیگران است، اما من چگونه میتوانم از ظلم و ناهی نرمخویان غمگین شوم؟
هوش مصنوعی: دل نمیخواهد حتی یک لحظه بدون حضور تو باشد؛ آری، بدون چنین غمی، چه کسی میتواند اینقدر جذب و شیفته باشد؟
هوش مصنوعی: اگر زلف و چهرهای如此 زیبا نمیبود، آن بتپرست در نماز خود به حق نزدیک نمیشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.