چشم بیمار تو تا مست و خراب افتاده است
در سر من هوس جام و شراب افتاده است
تا حدیث لب میگون تو در شهر افتاد
زاهد گوشه نشین با می ناب افتاده است
نظم دندان تو تا دیده ام ای پسته دهن!
به خدا از نظرم در خوشاب افتاده است
در دل افتاد مرا آتش عشقت چون شمع
رشته جانم از آن در تب و تاب افتاده است
عکس بالای تو در دیده من دانی چیست؟
سایه سرو که در چشمه آب افتاده است
هرکه منعم کند از عشق تو ای ترک خطا!
همه دانند که از راه صواب افتاده است
از خیال لب نوشین تو در باده مدام
قدح دیده من همچو حباب افتاده است
هر که خوناب، چکان دید ز چشمم دانست
کآتشی در دل مجروح کباب افتاده است
من از این باب که دورم ز رخت شیفته ام
دور زلف تو پریشان ز چه باب افتاده است
لاله دلسوخته، گل جامه دران است ز رشک
مگر از طرف عذار تو نقاب افتاده است
می کشد هر نفسم دل به خرابات مغان
آه کاین خرقه پشمینه حجاب افتاده است
هر زمان از هوس چشم تو صد گوشه نشین
بر در میکده ها مست و خراب افتاده است
سفته ام در غم روی تو به مژگان همه را
هر دری کز صدف چشم سحاب افتاده است
چشم بیمار تو تا دید نسیمی، مخمور
روز و شب در هوس مستی و خواب افتاده است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق عمیق و پر التهاب شاعر به معشوقش است. شاعر از حالتی مست و خراب صحبت میکند که به خاطر چشم بیمار معشوق به او دست داده است. در این احوال، او به یادت بادام و شراب افتاده و زاهدان به میناب روی آوردهاند. تصاویر زیبایی نظیر لبهای میگون و دندانهای نظم دلبری میکنند و شاعر از عمق آتش عشق خود به عنوان شعلهای میسوزد. همچنین، او از سایه معشوق در چشمه آب و دلدادگی به زلف او سخن میگوید. شاعر در این شعر، احساس پریشانی و longing را به تصویر میکشد و به تاثیر عشق در زندگی روزمرهاش اشاره میکند. نهایتاً، او بیان میکند که هر لحظه در هوس معشوق به سر میبرد و در پی آرامش و وصال اوست.
هوش مصنوعی: چشم بیمار تو به قدری جذاب و مستکننده است که در ذهن من آرزوی نوشیدن جام و شراب به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: وقتی که سخن از لب زیبای تو در شهر بلند شد، زاهدان کنار نشین هم به سمت شراب ناب روی آوردهاند.
هوش مصنوعی: دندانهای تو به قدری زیبا و منظم است که هر بار که به آنها نگاه میکنم، نزدیک است تا از شگفتی غرق در لذت شوم.
هوش مصنوعی: آتش عشق تو در دلم شعلهور شده است، مانند شمعی که در حال ذوب شدن است و زندگیام از این احساس در تلاطم و هیجان قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: عکس تو در چشمان من شبیه چه چیزی است؟ مانند سایه ی درخت سرو که در آب چشمه منعکس شده است.
هوش مصنوعی: هر کسی که از عشق تو دوری کند، ای ترک (یعنی ای جذاب)، همه میدانند که او به راه غلطی رفته است.
هوش مصنوعی: از فکر و یاد لب شیرین تو، در می و نوشیدن مداوم، چشم من مانند حبابی در آب میرقصد و از هم میپاشد.
هوش مصنوعی: هر کسی که دید اشکهایم کمرنگ و دلگیر است، میفهمید که در دلم آتش سوزانی وجود دارد که مرا میسوزاند و عذاب میدهد.
هوش مصنوعی: من به خاطر دوری از چهرهات مجذوب تو هستم، اما نمیدانم چرا زلفهای تو در هم ریخته و پریشان است.
هوش مصنوعی: گل لالهای که در دلش سوخته، در واقع در گلی که لباس زیبایی دارد، حس حسادت موج میزند. آیا تنها به خاطر زیبایی صورت توست که این پوشش از صورتت کنار رفته است؟
هوش مصنوعی: هر نفسی که میکشم، دلم را به میخانههای مغان میکشاند. آه، چون این لباس پشمی، حجاب و مانع بر روی من افتاده است.
هوش مصنوعی: هر بار که به جذابیت چشمهای تو فکر میکنم، در برابر در ورودی میخانهها، غرق در مستی و خراب شدن، مینشینم.
هوش مصنوعی: به خاطر اندوه چهره تو، اشکهای ناشی از آن را با مژگانم به اطراف میپاشم، هر کجا که از چشمان بارانی من، قطرههای اشک مانند مروارید ریخته باشد.
هوش مصنوعی: چشم بیمار تو وقتی نسیمی را دید، باعث شد که روز و شب در آرزوی مستی و خواب غوطهور شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.