ماه بدر از روی خورشیدم حکایت میکند
وین سخن در جان اهل دل سرایت میکند
گرچه میخواهد که ریزد چشم مستش خون دل
زلفش از روی کرم چندین حمایت میکند
شهر دل معمور میدارد شه عشقش ولی
لشکر شوقش خرابی در ولایت میکند
کی تواند محرم اسرار عشق او شدن
ابلهی کو تکیه بر عقل و کفایت میکند
شکر ایام وصال گل چه داند بلبلی
کز جفای خار نالش یا شکایت میکند
آنکه مست چشم خوبان نیست ای دل! مجرم است
شحنه عشقش بدین معنی جنایت میکند
هست با حق در میان کعبه و دیر و کنشت
چون نسیمی هر کرا فضلش هدایت میکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و تأثیر عشق و محبت اشاره میکند. او ماه را نماد زیبایی معرفی میکند که از خورشید میتابد و دلها را تحت تأثیر قرار میدهد. هرچند معشوق از عشاق خود غمگین است، اما زلفش به نوعی از او حمایت میکند. شهر دل به عشق شهید زیبایی معمور است، ولی عشق و شوق به تخریب آن میانجامد. شاعر به دشواریها و پیچیدگیهای عشق اشاره میکند و بیان میکند که کسی که به عقل و دانش خود تکیه کند، نمیتواند محرم اسرار عشق شود. او همچنین از حال و هوای وصال و شادی عشق یاد میکند و تأکید میکند که عشق به انسانی که از زیباییها بیخبر است، جرم است. در نهایت، شاعر به وجود عشق و هدایت الهی در مکانهای مختلف اشاره میکند.
هوش مصنوعی: ماه کامل از روشنی خورشیدم خبر میدهد و این کلام در وجود عاشقان نفوذ میکند.
هوش مصنوعی: اگرچه چشم مست او میخواهد که دل مرا به درد بیاورد و اشک بریزد، اما او به خاطر نیکی و محبتش به من، همیشه از من حمایت میکند.
هوش مصنوعی: شهر دل به سبب عشق، پر رونق و آباد است، اما ارتش شوق او باعث ویرانی و نابودی در سرزمین دلها میشود.
هوش مصنوعی: کسی میتواند به رازهای عشق او پی ببرد که آدمی اندیشمند نباشد و به عقل و توانایی خود تکیه نکند.
هوش مصنوعی: بلبلی که از آزار خارها شکایت میکند، نمیداند که در روزهای خوش گل چه لذتی وجود دارد.
هوش مصنوعی: هرکس که به زیبایی چشم معشوقان جذب نشود، دلتنگی و عشق را تجربه نکرده و در واقع، در این زمینه گناهکار است. عشق او به زیباییها به معنای واقعی شعلهور نکردن احساساتش، اشتباهی بزرگ است.
هوش مصنوعی: در میان مکانهای مقدس همچون کعبه و دیر و معبد، وجود الهی به شکل نسیمی حاضر است و هر کسی را که درک و فضل داشته باشد، به سوی هدایت راهنمایی میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آب چشمم دم به دم از دل روایت میکند
قصهٔ جانم به سوز دل حکایت میکند
عاشق مستیم و عقل از خانه بیرون کردهایم
در به در میگردد و از ما شکایت میکند
دست ما بگرفت آن سلطان و ما را برگرفت
[...]
آن که از اوضاع خود دایم شکایت میکند
خاطر دشمن فزون از خود رعایت میکند
میشود سرحلقه روشندلان روزگار
هرکه چون چشم آشنایی را رعایت میکند
نیست ایمن از گزند شوخ چشمان جهان
[...]
پیش خود تا فکر نفع بینهایت میکند
کارفرما کارگر را کی رعایت میکند
ماه نو با روی پر خون شفق را کن نگاه
کان ز داس و دست دهقانان حکایت میکند
فوری از نای وزیر آید نوای راضیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.