عشق تو گرفتار تو داند که چه درد است
جانی که ندارد سر این درد، نه مرد است
آن دل که نکرد از دو جهان درد تو حاصل
حاصل ز حیات آنچه مراد است نکرده است
بی درد طلب حلقه صفت بر در مقصود
سر کوفتن مدعیان آهن سرد است
از عمر گرامی چه تمتع بود آن را
کز نخل محبت رطب عشق نخورده است
جز روی دلارای تو ای سرو گل اندام
خار است به چشم من، اگر آن همه ورد است
حال دل پرآتش ما شمع چه داند
هرچند که با گریه و سوز و رخ زرد است
بویی که سر زلف سمن سای تو دارد
صد عنبر و مشک ختنش رفته به گرد است
آن را که نظر بر دل و دین و سر و جان است
در معرکه عشق کجا مرد نبرد است؟
چون دور فلک بی سر و پا گشت نسیمی
در دایره چون نقطه از آن واحد و فرد است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف درد و رنج عشق میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق به یکباره انسان را گرفتار میکند و کسی که نمیتواند از درد عشق فارغ شود، نه میتواند مرد واقعی باشد. درد و رنج ناشی از عشق بر تمام زندگی سایه میاندازد و زندگی بیدرد معنایی ندارد. عشق و زیبایی معشوق (دلارای محبوب) در نظر شاعر از هر گل و گیاهی با ارزشتر است و او به شدت به آن عشق ورزیده و با آن درد میکشد. شاعر همچنین به تناقضهای عشق میپردازد؛ هرچند که دلش پر از آتش است، اما نمیتواند آن را به دیگران منتقل کند. بوی معشوق برای او از هر عطر و گلی فراتر است و در این معرکه عشق بر هیچ کس پیروز نمیشود. در نهایت، به دوری فضا و زمان اشاره میکند و نشان میدهد که عشق خود یک عالم جدا از واقعیات دنیاست.
هوش مصنوعی: عشق تو به خوبی میفهمد که چه دردی دارد. کسی که نمیتواند از این درد رهایی یابد، نه انسان است و نه مرد.
هوش مصنوعی: دل کسی که از عذاب و درد عشق تو نتوانسته بهرهای ببرد، در واقع از زندگی چیزی به دست نیاورده و مقصود واقعیاش را درک نکرده است.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به هدف، افرادی که بدون درد و رنج هستند، به راحتی میتوانند به درود آوری فرود بیایند، اما کسانی که فقط ادعا میکنند و هیچ احساس واقعی ندارند، تلاشهایشان بیفایده و سرد است.
هوش مصنوعی: زندگی باارزش ما چه فایدهای دارد اگر از درخت محبت میوه عشق نچشیده باشیم؟
هوش مصنوعی: جز زیبایی چهرهات، ای سرو زیبا، هر چیز دیگری در نظر من مانند خاری است. حتی اگر آن چیزها با تمام زینتها و زیباییها همراه باشند.
هوش مصنوعی: دل ما مانند شعلهای در آتش میسوزد، اما شمعی که در کنار ماست، نمیتواند از احساسات و درد درونی ما باخبر شود، هرچند که با اشک و زردی چهرهمان، این حالت را نشان میدهیم.
هوش مصنوعی: بوی عطر موهای تو به قدری دلنشین و خوشبو است که در مقایسه با آن، عطرهای گرانبهایی مثل عنبر و مشک به حاشیه رانده شدهاند.
هوش مصنوعی: کسی که به دل، دین و جانش توجه دارد، چگونه میتواند در میدان عشق از میدان مبارزه بگریزد؟
هوش مصنوعی: زمانی که جهان بینظم و آشفته میشود، نسیمی به وجود میآید که در دایرهای مانند نقطهای از آن واحد و یگانه است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
امروز به هر حالی بغداد بخاراست
کجا میر خراسانست، پیروزی آنجاست
ساقی، تو بده باده ومطرب تو بزن رود
تا می خورم امروز، که وقت طرب ماست
می هست ودرم هست و بت لاله رخان هست
[...]
امروز به هر حالی بغداد بخاراست
کجا میر خراسانست پیروزی آنجاست
گویند عقابی به در شهری برخاست
وز بهر طمع پر به پرواز بیاراست
ناگه ز یکی گوشه ازین سخت کمانی
تیری ز قضای بد بگشاد برو راست
در بال عقاب آمد آن تیر جگردوز
[...]
ای صاحب اعلی دل تو عالم اعلاست
رای تو چو خورشید، درخشنده و والاست
گر دهر مُهَنّاست بدین عید همایون
این عید همایون به بقای تو مهناست
عالم به تو خرم شد و گیتی به تو روشن
[...]
شب هست و شراب هست و عاشق تنهاست
برخیز و بیا بتا که امشب شب ماست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.