آفتاب روی یار از مطلع جان رخ نمود
یا مه من از شب زلف پریشان رخ نمود
در شب زلفت ز راه افتاده بودم ناگهان
شمع روی شاهد غیب از شبستان رخ نمود
ذره وار آمد به چرخ اجزای عالم سر به سر
کان پری رخساره چون خورشید تابان رخ نمود
ای فقیه بی طهارت دفتر دانش بشوی
کز رخ و زلف نگارم سر قرآن رخ نمود
گو بیا خلوت نشین و عرضه کن اسلام را
کز سواد کفر زلفش نور ایمان رخ نمود
راز جان عاشقان از پرده بیرون اوفتاد
کز نقاب «کنت کنزا» حسن جانان رخ نمود
ساقیا چون چشم مستش جام می در گردش آر
کان گل خوش منظر از طرف گلستان رخ نمود
ای کلیم عشق اگر مشتاق دیداری بیا
کآتش حق زان دو زلف عنبرافشان رخ نمود
بشنو ای عاشق به گوش جان که می گوید لبش
تشنگان را مژده بادا کآب حیوان رخ نمود
ای که می گویی دوا دور است و درد از حد گذشت
داروی دلها رسید از غیب و درمان رخ نمود
حسن حق در صورت خوبان به چشم سر بدید
چون نسیمی هر که او را فضل یزدان رخ نمود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر به توصیف زیباییهای معشوق و همچنین ارتباط عمیق میان عشق و باورهای معنوی میپردازد. شاعر از جلوههای جمال معشوق سخن میگوید که در نور خورشید و در زلف شبان او نمایان است. او همچنین به ارتباط عشق و ایمان اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که زیبایی معشوق هم در دنیای مادی و هم در دنیای معنوی قابل مشاهده است. در پایان، شاعر از داروی عشق و عشقی که میتواند درمانی برای دردها باشد سخن میگوید و دعوت به دیدار معشوق و دریافت فیض الهی را میکند.
هوش مصنوعی: خورشید صورت معشوق از گرههای جان باز شد یا آنکه ماه من از تاریکیهای موی پریشان نمایان گشت.
هوش مصنوعی: در شب وقتی در جستجوی زلفهای تو به راه افتاده بودم، ناگهان نوری از زیبایی دلربایی در شب نمایان شد.
هوش مصنوعی: ذرات جهان به آرامی در حرکت هستند و هر کدام به نوعی جلوهای از زیبایی و روشنی را به نمایش میگذارند، همانند چهرهای زیبا و درخشنده که مانند خورشید میدرخشد.
هوش مصنوعی: ای عالم بدون وضو، دفتر علم و دانش خود را بشوی؛ زیرا که زیبایی و چهرهام به شدت درخشیده و چون سر قرآن نمایان شده است.
هوش مصنوعی: بیا و در گوشهای تنها بنشین و ایمان خود را نشان بده، زیرا از تاریکی کفر، نور ایمان از چهرهات درخشیده است.
هوش مصنوعی: راز دل عاشقان برملا شد و پردهها کنار رفت و زیبایی معشوق نمایان گردید.
هوش مصنوعی: ای ساقی، وقتی که چشم نوشخوریش به گردش آمد، جام می را برایم بیاور که آن گُل زیبا و خوشمنظر از سمت گلستان نمایان شد.
هوش مصنوعی: اگر تو در پی دیدار محبوبی، با شوق و اشتیاق بیایی، که آتش عشق و حقیقت از آن دو زلف زیبا، همچون شعلهای درخشان، بر چهرهاش نمایان شده است.
هوش مصنوعی: ای عاشق، با جانت بشنو که لبهای محبوب به تشنگان بشارت میدهد که آب حیات نمایان شده است.
هوش مصنوعی: ای کسی که میگویی دارو دور است و درد به حد زیاد رسیده است، بدان که درمان دلها از عالم غیب آمده و شفا پیدا شده است.
هوش مصنوعی: چهرهی زیبایانی که نیکی و جمال دارند، از نگاه او جلوهگر شد. مثل نسیمی که به آرامی از کنار کسی میگذرد و زیبایی او را به نمایش میگذارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.