ای نوبت جمال تو در ملک جان زده
حسن رخ تو گوی «لمن » در جهان زده
خورشید خورده جرعه جام جمال تو
خود را چو مست بر در و دیوار از آن زده
ماه دو هفته تا سحر از مهر طلعتت
هر شب هزار چرخ بر این آسمان زده
تشبیه خویش کرده به لعل تو جام می
صاحب طریق میکده اش بر دهان زده
اسرار زلف و شرح دهان تو، نطق را
بر لب نهاده مهر و گره بر زبان زده
در دور جام لعل تو خرم دلی که او
از توبه دست شسته و رطل گران زده
ای تا ابد به نام و رخ بی مثال تو
فرمان نوشته حسن و ملاحت نشان زده
هردم ز گوشه چشم تو چندان شکار جان
ز ابروی گوشه گیر به چاچی کمان زده
سودای زلف و خال تو در راه عقل و دین
صد شهر غارتیده و صد کاروان زده
(هست از برای فتنه بر آن رخ نهاده سر
مشکین خطی و نقطه عنبرنشان زده)
ای چشم جان شکار تو هردم، ز هر طرف
تیری ز غمزه بر جگر عاشقان زده
(بر بوی جام لعل تو صوفی هزار بار
خود را چو حلقه بر در دیر مغان زده)
مشکین کمند زلف تو بر پای جان من
چندین گره به طره عنبرفشان زده
خاک ار شود وجود نسیمی، بود هنوز
در زلف دلبران، چو صبا، دست جان زده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت خاص معشوق است. شاعر با استفاده از تشبیهها و استعارههای مختلف، جمال و حسن معشوق را توصیف میکند و تأثیر عمیق آن بر دل و روح عاشق را به تصویر میکشد. معشوق به خورشید و ماه تشبیه شده و عشق او همچون میافزاید. شاعر همچنین از زلف و خال معشوق به عنوان نماد فتنه و غوغای عشق یاد میکند و هر خط و سرخی از آن را به عنوان نشانهای از جذابیت وصفناپذیر معشوق میداند. در مجموع، شاعر از زیباییهای بینظیر معشوق میگوید که زندگی و حیات عاشقان را تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: ای زیبایی تو در سرزمین جان، جلوهگری کرده و روی زیبایت در جهان همچون "لمن" در حال درخشش است.
هوش مصنوعی: خورشید، گویی جرعهای از زیبایی تو را نوشیده و به حالت مستی، بر در و دیوار تاثیرات آن را گذاشته است.
هوش مصنوعی: ماه دو هفته قبل از صبح، به خاطر زیبایی چهرهات هر شب هزار بار در آسمان در حال چرخش است.
هوش مصنوعی: او خود را به لعل (گوهر قرمز) تو تشبیه کرده و میگوید که لیوان شراب صاحب راه و معرفت میکده را بر لبانش زده است.
هوش مصنوعی: رازهای مو و توضیحات لبهای تو، سخن را بر زبانم خاموش کرده و مهر و گرهای بر آن گذاشته است.
هوش مصنوعی: شخصی که دل شاد و خوشحالی دارد، در عین حال از توبه و بازگشت به راه درست صرف نظر کرده و به سراغ لذایذ و خوشیهای دنیوی رفته است. او با دلخوشی درحال نوشیدن جامی سرخ و گرانبهاست.
هوش مصنوعی: تو که به خاطر نام و چهره بینظیرت، همیشه نوشتهها و آثار زیبا خلق شدهاند و زیباییها را به تصویر کشیدهای.
هوش مصنوعی: هر لحظه از گوشه چشمان تو، دلها به دام میافتند و جانها شکار میشوند؛ ابروی تو مانند کمانی است که به آرامی تیر میزند و دلها را هدف قرار میدهد.
هوش مصنوعی: محبت و علاقه به موها و خال تو، باعث شده که عقل و دین را فراموش کنم و در این راه، بسیاری از شهرها و کاروانها را متضرر کنم.
هوش مصنوعی: در دنیای فتنه و آشوب، زلف مشکی او بهعنوان نمادی از زیبایی و جذابیت، توجهها را جلب میکند و نشانهای از عشق و فریبندگی به حساب میآید.
هوش مصنوعی: ای چشم زیبای تو همواره دلباختگان را هدف تیرهای غمزهات قرار میدهی و از هر سو بر جان آنان میزنی.
هوش مصنوعی: بوی خوش جام سرخ تو را صوفی هزار بار به خود میپیچد و مثل حلقهای به درِ میخانه میچسبد.
هوش مصنوعی: زلف مشکی تو همچون دام، جان من را به شدت درگیر کرده و با چندین گره، موهای خوشبو و زیبا را به هم پیچیده است.
هوش مصنوعی: اگر خاک نیز با نسیمی به وجود آید، باز هم در زلف معشوقان مانند نسیم، جان را در مییابد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای کوس کبریای تو در لامکان زده
وی آتش هوای تو در ملک جان زده
عشقت بغیرت آمده و قهرمان شده
آتش میان خرمن صاحبدلان زده
حیران شد از لوامع اشراق آن جمال
[...]
سلطان عشق خیمه چو در لامکان زده
یک جلوه در جهان مکین و مکان زده
یک لمعه از لوامع خورشید روی او
بر ماه و بر ستاره و بر آسمان زده
تا برده باد بوی گل روی او به باغ
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.