قسم به مهر جمالت که جز تو ماه ندارم
تو شاه حسنی و غیر از رخ تو شاه ندارم
سجود روی تو کردن اگر گناه شناسد
فقیه دیو طبیعت، جز این گناه ندارم
مرا بجز تو اگر هست خالقی و الهی
تو را به حق نپرستیدم و اله ندارم
زدم به دامن زلف تو دست و، روی سفیدم
که روز حشر جز این نامه سیاه ندارم
به عهد زلف تو کردم وفا، رخ تو گواه است
جز این دو شاهد عدل، ای صنم گواه ندارم
به زلف و خال تو ره برده ام به جنت عدن
بدان مقام جز این حرف و نقطه راه ندارم
به وصف ابرو و چشمت گرفته ام دو جهان را
که بهر فتح ممالک جز این سپاه ندارم
ز مهر روی توام در پناه ملجاء زلفت
از آن جهت که جز این ملجاء و پناه ندارم
بر آستانه فضلت نهاده ام سر طاعت
برای آن که جز این در، امیدگاه ندارم
شبیه روی تو در خاطرم چگونه درآید
به بی شبیهی رویت، چو اشتباه ندارم
چو خاک بر سر کویت فتاده ام، شرف این بس
به چشم دشمن اگر هیچ قدر و جاه ندارم
خیال روی تو خود شمع بارگاه دلم شد
اگرچه در خور آن شمع بارگاه ندارم
ز فرقت تو برآوردم از دل آه و دگر چه
برآورم از دل خسته چون جز آه ندارم
نسیمی از همه سویی نظر به روی تو دارد
نگاه دار مرا چون جز این نگاه ندارم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عشق عمیق و بیپایان خود به محبوب میپردازد. او با اقرار به اینکه جز معشوق خود هیچ والایی نمیشناسد، به ستایش زیبایی و صفات او میپردازد. شاعر به فراق و دلتنگی خود اشاره میکند و میگوید تنها پناه او زلف و جمال محبوب است. او از زحمات و تلاشهایش در راه محبت میگوید و بر این باور است که در روز قیامت، تنها شواهد عشقش قابل اعتماد هستند. در نهایت، شاعر تمنای نگاه و توجه محبوب را دارد، چرا که جز این نگاه هیچ چیز دیگری برای او ارزشمند نیست.
هوش مصنوعی: به زیبایی چهرهات قسم میخورم که جز تو هیچ ماهی را نمیشناسم. تو زیبای واقعی هستی و غیر از صورت تو، هیچ شاه دیگری را ندارم.
هوش مصنوعی: اگر فقیه و عالم دین، به سجده کردن روی تو را گناه بداند، من جز این عمل هیچ گناهی ندارم.
هوش مصنوعی: جز تو هیچ آفریدگاری برای من وجود ندارد و فقط تو را میپرستم. برای من هیچ معبودی جز تو نیست.
هوش مصنوعی: دست به دامن زلف تو زدم و به این وسیله خودم را به تو نزدیک کردم، زیرا در روز قیامت فقط همین کارنامه سیاه از اعمالم را دارم و چیز دیگری ندارم.
هوش مصنوعی: به قول و وعدهای که به خاطر موهای تو دادهام وفادار بودهام و چهرهات بهترین شاهد بر این وفاداری است. به جز این دو شاهد، ای زیبا، شاهد دیگری ندارم که بر صداقتم گواهی دهد.
هوش مصنوعی: به خاطر زیباییهایی مثل زلف و خال تو به بهشت عدن رسیدهام، و جز این حالت و زیبایی، راهی دیگر نمیشناسم.
هوش مصنوعی: من به توصیف زیبایی ابرو و چشمانت پرداختهام به گونهای که دو جهان را تحت تأثیر قرار دادهام، زیرا برای به دست آوردن این افتخارات و دستاوردها فقط این عشق و احساس را دارم.
هوش مصنوعی: از محبت روی تو تحت حمایت زلفهای تو هستم، زیرا جز این پناه و پناهگاه دیگری ندارم.
هوش مصنوعی: در برابر بزرگی و فضیلت تو سر اطاعت فرود آوردهام، زیرا جز این درگاه، هیچ امیدی ندارم.
هوش مصنوعی: در یاد من چگونه ممکن است چهرهای شبیه چهره تو بیاید، وقتی که زیبایی تو را بینظیر میدانم و هیچ اشتباهی در این احساس ندارم؟
هوش مصنوعی: من مانند خاکی که بر سر کوی تو افتادهام، این برای من کافی است که در چشم دشمن ارزش و عظمت داشته باشم، حتی اگر خودم هیچ مقام و ارزشی نداشته باشم.
هوش مصنوعی: تصور تصویر تو، مانند شمعی در محفل دل من روشن شده است، هرچند که من لایق آن شمع و این محفل نیستم.
هوش مصنوعی: از زمانی که از تو دور شدهام، همواره فقط آهی از دل برمیآورم و دیگر چه چیزی میتوانم از این دل خستهام بیرون بیاورم، چون فقط همین آه را دارم.
هوش مصنوعی: نسیمی از هر طرف به صورت تو نگاهی انداخته است، بنابراین مرا حفظ کن، زیرا جز این نگاه هیچ چیز دیگری ندارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.