از می عشقش کنون مستم نه هی
بی می عشقش دمی هستم نه هی
جز کمند زلف عنبرچین او
نقش زناری دگر بستم نه هی
ای که می گویی به جان رستی ز عشق
من ز جان از عشق او رستم نه هی
دل ز جوی عشق می گوید بجه
من حریف این چنین جستم نه هی
با سر زلفش دلم عهدی که بست
بشنوی روزی که بشکستم نه هی
چون بدارم دامن وصلش ز دست
من در آن سودا از آن دستم نه هی
عروة الوثقی است آن گیسوی او
چون توانم گفت بگسستم نه هی
عهد «قالوا» بسته ام روز الست
من جز آن «قالوا» و آن لستم نه هی
دام زلفش هست شست حوت جان
دل به تنگ آید از آن شستم نه هی
چون قدش را سرو گفتم یا بلند
در ره همت چنین پستم نه هی
تا نسیمی حق نشد سر تا قدم
یک زمان از پای ننشستم نه هی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق عمیق و مستی ناشی از محبت معشوقش سخن میگوید. او در بیان احساساتش به زلفهای معشوق اشاره کرده و میگوید که نمیتواند از عشق او رها شود، چرا که دلش در دام آن زلفها گرفتار است. شاعر به عهدی که با دل و عشق بسته تأکید میکند و از قدرت بینظیر یار در جذب دلها میگوید. او همچنین از لذت و سختی عشق و وابستگیاش به این احساسات عمیق سخن میگوید و نشان میدهد که حتی در سختترین شرایط، از عشق دست نخواهد کشید. نهایتاً، شاعر به حال و هوای خود در حضور این عشق و تأثیرش بر زندگیاش اشاره میکند.
هوش مصنوعی: عشق او مرا به حالت مستی کشانده است، و بدون شراب عشق او حتی لحظهای نیستم.
هوش مصنوعی: به جز کمند زلف معشوقهام، دیگر نمیتوانم گرهی بزنم. نه، این کار را نمیکنم.
هوش مصنوعی: ای کسی که میگویی به خاطر عشق من از جان رها شدهای، بدان که من به خاطر عشق او از جان خود دست کشیدهام.
هوش مصنوعی: دل در جستجوی عشق میگوید: "بیا، من در این راه به دنبال همراهی بودم، اما نه به این شکل!"
هوش مصنوعی: من با سر زلف او عهدی بستهام که روزی به تو میگویم، وقتی که دلم شکست و از عشق او ناامید شدم.
هوش مصنوعی: وقتی که دامن وصالش را از دست میدهم، در آن حال و هوا، دستم را نمیتوانم نگهدارم و احساس سردرگمی و بیتابی میکنم.
هوش مصنوعی: آن گیسوی او مانند رشته محکم و استواری است که نمیتوانم بگویم آن را گسستهام، چرا که چنین موضوعی غیرممکن است.
هوش مصنوعی: در روز الست، زمانی که خداوند از همه ارواح سوال کرد که آیا او را پروردگار خود میدانند، آنها پاسخ مثبت دادند. من تنها به همین قولی که دادند وفادار ماندهام و به غیر از آن تعهد از آنها چیزی نمیطلبم.
هوش مصنوعی: دام زلف معشوق مانند تلهای است که دل را گرفتار میکند. جان و دل از این وضعیت به تنگ آمدهام و از چنگال آن نمیتوانم رهایی یابم.
هوش مصنوعی: گفتم قدش مانند سرو است و بسیار بلند، اما در مسیر پیشرفت و آرمانهایم، خود را همچنان کوتاه و پایین مییابم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که نسیمی به من نوزید، لحظهای از پا ننشستم و هیچ خستگی احساس نکردم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.