مست جام حسن یارم وز دو چشمش پرخمار
ساقیا این مست را پیمانه دردی بیار
گر کشد عشقت به پای دار، ای عاشق دمی
پای دار آنجا چو مردان کاین نماند پایدار
عارفی کو شد ز اسرار اناالحق باخبر
بر سر دار ملامت گو برو منصوروار
نیستم باک از رقیبانش چو می بینم به کام
کرده در گردن حمایل دست رنگین نگار
برقرار و عهد زلف یار مهرخ دل منه
زان که هرگز عهد خوبان نیست ای دل برقرار
غرقه دریای نورم تا بدیدم ذره ای
تاب خورشید رخ آن سرو قد گلعذار
جز حساب زلف و خالت نیستم کار دگر
پیش حق این است دستاویز در روز شمار
آن درختی کآتشش می گفت اناالله با کلیم
میوه اش روی تو است ای مه که آورده است بار
آن که در عشق تو شست از هردو عالم جان و دل
کی شود مشغول کاری؟ کی رود دستش به کار؟
مست و سودایی شود خلوت نشین گر بشنود
از نسیم صبح وصف حسن و بوی زلف یار
شد نسیمی زنده از فضل الهی جاودان
صوفی دلمرده را گو بیش از این ماتم مدار
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و مستی ناشی از آن است. شاعر از حال و روز خود میگوید که تحت تأثیر چشمهای یار عشقش مست شده و از ساقی میخواهد تا جامی پر از درد و عشق به او دهد. او به عشق و وفاداری اشاره میکند و میگوید که عهد و پیمان بین یاران همیشگی نیست. همچنین میبیند که زیبایی یار او را غرق در نور میکند و به تماشای او مشغول است. شاعر تأکید میکند که عاشق واقعی هیچگاه از عشق نمیگذرد و همه چیز را برای معشوقش میخواند و ازدست دادن خود را در برابر عشق نمیبیند. در نهایت، او به یادآوری عشق و زیبایی میپردازد و از صوفیانی که دل مرده دارند میخواهد که بیشتر در ماتم نباشند.
هوش مصنوعی: من از شراب زیبایی یارم مست و شگفتزدهام و از چشمانش سرشار از خواب و افسانه. ای ساقی، برای این مست دردگرفته، پیمانهای پر از شادی بیاور.
هوش مصنوعی: اگر عشق تو به پای دار کشیده شود، ای عاشق، دمی آنجا بمان و مانند مردان درآ، زیرا که هیچ چیز در این عالم ثابت نمیماند.
هوش مصنوعی: عارفی که از اسرار "من هستم" آگاه شد، وقتی در معرض سرزنش قرار گرفت، مانند منصور حلاج به او بگو که این مسیر حق است.
هوش مصنوعی: من از رقابت با دیگران نگرانی ندارم، چون وقتی میبینم عشق من با دستانی زیبا به ماجرا دل سپرده، همه چیز برایم معنا پیدا میکند.
هوش مصنوعی: به خاطر سپردن و وفاداری به زلف یار نکن، زیرا عهد و پیمان خوبان همیشه پایدار نیست، ای دل.
هوش مصنوعی: من در دریای نور غرق هستم، تا زمانی که یک ذره از تابش خورشید را بر چهره آن سرو بلند قامت و زیبا دیدم.
هوش مصنوعی: من به غیر از حساب زلف و خال تو، به هیچ کار دیگری مشغول نیستم و در پیشگاه حق، این تنها دلیل من در روز حسابرسی است.
هوش مصنوعی: آن درختی که خدای بزرگ را تسبیح میکرد، میوهاش بر سر توست، ای ماه جان که بارش را به دوش میکشی.
هوش مصنوعی: کسی که در عشق تو از هر دو جهان دل و جانش را رها کرده، چگونه میتواند به کار دیگری مشغول شود؟ چگونه دستش به انجام کاری خواهد رفت؟
هوش مصنوعی: اگر کسی در تنهایی خود به توصیف زیبایی و عطر موهای معشوق از نسیم صبح گوش دهد، مجنون و شوریده حال میشود.
هوش مصنوعی: نسیمی از الطاف الهی وزیدن گرفته و روحی تازه به صوفی دلمرده دمیده است. بنابراین، دیگر او را در غم و اندوه نگه ندارید و اجازه دهید از زندگی لذت ببرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نافه دارد زیر اندر گشاده بی شمار
لاله دارد زیر نافه در شکسته صد هزار
خانمان از رنگ و بوی او همیشه چون بهشت
روزگار از تار و پود او شکفته چون بهار
چشم زی رویش نگه کرد اندرو لاله شکفت
[...]
هر سپاهی را که چون محمود باشد شهریار
یمن باشد بر یمین ویسر باشد بریسار
تیغشان باشد چو آتش روز و شب بد خواه سوز
اسبشان باشد چوکشتی سال و مه دریا گذار
از عجایب خیمه شان با شد چو دریا وقت موج
[...]
ای خداوندان مال العتبار الاعتبار
ای خداوندان قال الاعتذار الاعتذار
پیش ازاین کاین جان عذرآورفروماند ز نطق
پیش از آن کین چشم عبرت بین فرو ماند زکار
توبه پیش آرید و نادم از گُنه کاری خویش
[...]
بار دیگر بر ستاک گلبن بی برگ و بار
افسر زرین بر آرد ابر مروارید بار
گاه مینا زینت آرد زو نگار بوستان
گاه مرجان زیور آرد زو عروس مرغزار
غنچه سازد باغ را پر گلبن از مینا و زر
[...]
ابر آذاری برآمد از کران کوهسار
باد فروردین بجنبید از میان مرغزار
این یکی گل برد سوی کوهسار از مرغزار
وان گلاب آورد سوی مرغزار از کوهسار
خاک پنداری به ماه و مشتری آبستنست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.